Sam Ghandchiسام قندچي چرا نقد حزب توده و چپ از درون، نوعی بازتولید آن است

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4232-naghd-e-chap-az-daroon.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6

 

naghd-e-chap-az-daroon

 

حدود 41 سال پیش جمعی چپی را در ایران می شناختم که دو سال بعد از پیروزی انقلاب 57، وارد وحدتی با چند جریان چپی دیگر شدند و بعد از مدت کوتاهی آن وحدت از هم پاشید، و افرادی از گروهی بنام «مبارزین آزادی طبقه کارگر» که در آن وحدت بودند، حتی به این نگارنده به خاطر طرح نظراتی که در آنزمان در برخی محافل سیاسی مطرح کرده بودم، به خاطر رد مارکسیسم، پیام تهدید به مرگ فرستادند، و از سوی دیگر رهبران آن جمع اولیه که خود را منحل و وارد آن وحدت شده بودند، کارهای نظری این قلم را می پسندیدند، و بعد از پاشیدن آن وحدت، از این نگارنده پرسیدند که آیا گروه سابق خود را تجدید سازمان کنند یا خیر؟ در پاسخ گفتم بهتر است همان انحلال گروه خود را ادامه دهند؛ و به جای تجدید سازمان آن، جملگی تلاش کنند با نظرات تازه آشنا شوند و هنگامی که احساس کردند قادر به شکل دادن جمعی تازه، اما از نظر فکری از بنیان متفاوت هستند، آن زمان اگر خواستند، اقدام به شکل دادن تشکیلات کنند! جالب است در چند سال اخیر، یکی از رهبران حزب توده در خارج کشور که با این بحثها آشنا شده بود به آنها گفته بود که نباید جمع خود را منحل می کردند و می گفت خودش به رغم انتقاداتی که به گذشته ی حزب توده دارد، همچنان در آن تشکیلات مانده است و بر نقد درونی تأکید دارد!

 

واقعیت این است که کمونیستهای ایران نسبت به اروپا خیلی طول کشید که حتی نقد عمیقی از ایدئولوژی استبداد کمونیستی نظیر استالینیسم کنند. در حقیقت حتی دکتر تقی ارانی که او را حزب توده به عنوان بنیانگذار تشکیلات خود می شناسد، زمانی نظرات مارکسیستی را در ایران مطرح کرد که در اروپا منتقدانی نظیر برتراند راسل در دادگاه های حقوق بشر سالها علیه تصفیه های حزبی استالین فعالیت کرده بودند و حقایق برای روشنفکران اروپا آشکار بود، و در واقع فعالیتهای تقی ارانی که در آلمان آغاز شد، بعد از اعدامهای بوخارین و دیگران در شوروی بود، و بعد از زنده یاد تقی ارانی نیز، در پی سقوط دولت رضا شاه و در زمان تأسیس حزب توده، همه ی این اطلاعات در مورد شوروی استالینی، در جنبش بین المللی موضوعاتی بود که همه در اروپا می دانستند و موضوعاتی ناشناخته نبود؛ اما، با اینحال تقی ارانی و بعد هم مؤسسین حزب توده همه ی این واقعیتها را نادیده گرفتند! اینها موضوعات شخصی نیست بلکه نگرش نظری تشکیلات سیاسی حزبی مورد بحث است!

 

بعد از شکست حزب توده در 28 مرداد و در پی آن، انشعاب بزرگ چین و شوروی در جنبش بین المللی کمونیستی، دوباره نقد از درون شروع شد و این بار تشکیلاتهایی نظیر «سازمان انقلابی حزب توده» شکل گرفتند که همان دیدگاههای سابق چپ را به شکل تازه بازتولید کردند و در پی آنهم جمعهای دیگر چپی در خارج و داخل ایران شکل گرفتند که بعدها با عباراتی نظیر خط 1، 2، 3، 4، 5 و 6 خوانده شدند و همه ی تلاشهای فکری، به نقد درونی چپ خلاصه می شد، و در نتیجه همان ایدئولوژی استبداد کمونیستی را بازتولید می کردند! درباره ی حزب توده خیلی بحث شده مثلاً اینکه حزب لنینی نبود، در قدیم این موضوع منفی تلقی می شد اما امروز مثبت، یعنی اینکه در هنگام تأسیس، آن حزب از نظر زاویه ی طبقاتی، نظیر احزاب بازتر چپ اروپایی بود! با اینهمه، دوباره اینها همان نقد چپ از درون است که اصل مسأله را فراموش می کند و به همین دلیل هم ایدئولوژی استبداد کمونیستی را دوباره بازتولید می کند مثل تشکیلاتهای مذهبی و حزبی اسلامی یا مسیحی، از مسجد و کلیسا، که بعد از صدها سال، دوباره همان افکار قرون وسطایی را بازتولید کرده و می کنند!

 

اجازه دهید مثالی بزنم. درباره ی نشریه ی چپی «اخبار روز» و سانسور این نگارنده به دلیل نقدم از دیدگاههای چپ، از بیرون، در گذشته نوشته ام و نیازی به تکرار نیست. اما اگر همین حالا به نشریه ی «اخبار روز»، نگاهی اندازید، هر روز در آن نقدی درباره ی چپ ملاحظه می کنید که از همان نوع نقدهای درونی چپ است که مبنای نظری همه ی انشعابات چپ و همه ی این گروههای چپی در قرن بیستم بوده و نتیجه اش نیز بازتولید ایدئولوژی استبداد کمونیستی است!  ظاهراً بحثها، نظری است اما در آخر، با تقلیل مسائل به دعواهای شخصی مثلاً درباره ی ماجراجویی های کیانوری و قاسمی خاتمه می یابد و در مورد موضوعاتی نظیر نقد برنامه ی گوتا توسط مارکس و تداوم آن توسط لنین، وقتی صرف نمیشود! کسانی نیز نظیر آلتوسر و پولانزاس که وقتشان را با اینگونه مسائل پایه ای صرف کردند در پایان دیوانه شدند! چرا؟ به این دلیل که همچنان می خواستند این تشکیلاتهای چپی را با نقد از درون، نو کنند، به جای آنکه آنها را اول، منحل کنند!

 

تشکیلاتهای چپی نظیر کلیساها و تشکیلاتهای مذهبی اسلامی، هدفی فراسوی ایدئولوژی خود دارند و آن بقای خود آن نهادهاست، و اگر نقدی واقعاً ریشه ای باشد، به هر شکلی شده، نهاد، آن حرکت را نابود خواهد کرد! تشکیلاتهای کمونیستی در 180 سال گذشته نتیجه ی کارشان جز بازآفرینی ایدئولوژی استبداد کمونیستی نبوده، چه در شوروی و اروپای شرقی و چه در چین مائوئیستی و ادامه ی آن، چه در کوبای کاسترو، و چه در ویتنام و کامبوج خمر سرخ، و چه در کره شمالی و آلبانی و دهها کشور کمونیستی در آفریقا و آمریکای لاتین! نقد از درون از حزب توده و چپ اتلاف وقت است و به موضوعاتی نظیر ماجراجویی های برخی رهبران حزب توده منتهی می شود که شاید برای آنچه از اینگونه پژوهشها در جهت تاریخ نگاری عمومی ایران انجام شود، ارزش داشته باشد ولی تا آنجا که منظور رها شدن از احزاب چپ که برای جهان نه دموکراسی به ارمغان آوردند و نه عدالت اجتماعی (البته به استثنای نتایج جانبی فعالیتهای آنها در برنامه های اجتماعی کشورهای آزاد از جمله دولت رفاه در اروپا و طرحهایی نظیر مدیکر و حقوق بیکاری در آمریکا)، نقدهای درونی فایده ای ندارد چون عملاً می خواهد آن راه شکست خورده حکومت کمونیستی را با نامهای مختلف، به نوعی احیاء کند، آنچه 9 سال پیش مشخصاً در نوشتاری تحت عنوان «مارکسیسم و آینده نگری»، مورد بحث قرار گرفت.

 

وقت آن است که راههای تازه ای را دوستانی که همچنان در جنبش چپ هستند، جستجو کنند وگرنه نظیر به اصطلاح «نواندیشان مذهبی»، با نقد از درون، در همان سیستمی که باعث شکستشان شده، برای رسیدن به ایده آلهایشان، دست و پا خواهند زد!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

19 بهمن ماه 1400
February 8,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH