Sam Ghandchiسام قندچيیکتائی انفصالی و ما
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/423-Singularity.htm

 

Singularity and Us

http://www.ghandchi.com/423-SingularityEng.htm


ری کورزویل سالهاست از یک نقطه انفصالی پیش روی تمدن بشری ما، در حوالی سال 2020، سخن میگوید، و اکنون کتابی نیز بنام نقطه انفصالی نزدیک است منتشر کرده است. اگر این نقطه انفصالی یک دهه زودتر یا دیرتر اتفاق افتد، از آنجا که تاریخ انتظار آن به این نزدیکی است، کسی نمیتواند آنرا براحتی بعنوان موضوع آینده دور نادیده بگیرد. بعبارت دیگر، همانگونه که پیش بینی جامعه فراصنعتی توسط دانیل بل در طی دوران زندگی خوانندگانش اتفاق افتاد، این رویداد نیز میتواند به همینگونه در مدت کوتاهی اتفاق افتد.

تأثیر رویداد پیش روی ما، بسیار بیشتر از آنچیزی است که با تحول جامعه اطلاعاتی اتفاق افتاد، چرا که این یک گسستگی عمده در تمدن بشریت است، نظیر آنچه یکبار در نوشته ابزار هوشمند (1) توصیف کردم، که این نه فقط مرحله ای در جامعه بشر، بلکه قابل مقایسه با اولین تولید ابزار توسط هموسپین هاست، که انسان را از میمون های دیگر جدا کرد، و چنین تحول و گسستگی ای شایسته آن است که معنایش برای فرد، ملت، و دنیا در سطح وسیعتر درک شود.

اجازه دهید اول بفهمیم *نقطه انفصالی* به چه معنی است؟ یک مثال بیگ بنگ است. همانگونه که یکبار درباره فضا و کوزمولوژی (2) نوشتم، برخی به تئوری بیگ بنگ درباره شکل گیری جهان اعتقاد ندارند و برخی دیگر نیز آنرا یکتائی انفصالی نمیبینند. اما برای آنها که فکر میکنند چیزی قبل از بیگ بنگ نبوده است، و ما جهان را از بعد بیگ بنگ داشته ایم، وقتی که ستارگان با سرعت افزاینده ای پس از آن رویداد شکل گرفته اند، نقطه انفصالی بوضوح یک گسستگی واقعی از تسلسل قبلی است، هر چه آن تسلسل را بنامیم، نیستی، یا حالت ایستا، استدی استیت، یا بسادگی چیزی که برای ما فرزندان جهان (یونیورس) قابل درک نیست.

مثال دیگر همانطور که در بالا ذکر کردم، ابزار سازی است و اینکه چگونه در طی مدت کمی انسانها تکامل یافتند و سرعت شتاب واری که همو سپین سپین ها از میمون ها فاصله گرفتند، و در مقایسه با طول عمر نسل میمونها در کل، مدت کوتاهی برای ما طول کشید که از عموزاده های شامپانزه خود فاصله زیادی بگیریم. بعبارت دیگر ما آنها را در جنگل ها پشت سر گذاشتیم، وقتی که بسرعت شتاب واری تکامل میافتیم.

نقطه انفصالی که کورزویل از آن صحبت میکند درباره تکامل انسان به انسان گذاری است (3)، که وی فکر میکند وقتی پردازنده مرکزی کامپیوتر، سی پی یو، سرعت پروسه کردن اطلاعاتش، از مغز انسان بیشتر شود، آغاز این تکامل است، و وی نشان داده که سرعت پردازنده مرکزی کامپیوتر برای چندین دهه بطور تصاعدی افزایش یافته، و این نقطه انفصالی، که نتیجه بالاتر رفتن سرعت پردازنده مرکزی کامپیوتر از سرعت مغز بشرخواهد بود، بسیار نزدیک است، یعنی تقریبأ دو دهه از زمان حاضر.

در نتیجه بحث این است که آنهائی که در تمدن های پیشرفته زندگی کرده، و برای این نقطه انفصالی آماده میشوند، مانند میمون هائی هستند که اجداد همو سپین های ابزار ساز بودند، و با قطار سریع السیری که وضعیت کنونی بشر را ترک میکند خواهند رفت، وقتی که بشریت به نقطه انفصالی جدید برسد. اما آنها که در زمان آن نقطه انفصالی بر روی این قطار ترانس-هومانیسم سوار نشوند، مانند شامپانزه ها خواهند بود که در جنگل باقی ماندند وقتی که هموسپین ها آن شرایط زیستی میمون ها را ترک کردند.

بنظر من هرکسی در جهان بایستی به این رویداد توجه کند زیرا که این تحول هم بر روی آنهائی که درباره اش میدانند و برایش آماده اند تأثیر میگذارد و هم بر آنها که درباره اش نمیدانند یا که برایش آماده نیستند.

در حقیقت، فکر میکنم که کشورهای عقب مانده ای که در گذشته مستعمره شدند، بخاطر منابع طبیعی و کار ارزانشان بود، و چون این دو را داشتند، آنها پول هم بدست آوردند که بازاری ایجاد کرد که برخی شرکت های استعماری برای فروش محصولات خود هم به آن مناطق توجه کنند. امروز اگر منابع طبیعی کشوری قابل توجه نیست و اگر نیروی کار مناسب پروسه های تولید امروزی ندارد، که حتی کار ارزانش مورد توجه کسی باشد، نتیجه این میشود که بازار واقعی برای فروشندگان استعماری هم بوجود نمیاید، و نتیجه نهائی هم آن چیزی است که در برخی کشورهای آفریقائی میبینیم،که نه منابع طبیعی مورد نظر کسی را دارند و نه نیروی کاری که برای پروسه های تولید کنونی شایسته باشد، و در نتیجه درآمد ملی آنها شدیدأ تنزل کرده، و انتظار عمر در آن کشورها کمتر از 30 سال است، در جهانی که انتظار عمر بالاتر از 60 سال در کشورهای پیشرفته واقعیت تردید ناپذیر است.

واقعیت درباره نقطه انفصالی پیش روی ما، این است که نزدیک شدن به آن همزمان با رشد ننوتکنولوژی (4) اتفاق میافتد. روشن است که پیشرفتهای ننوتکنولوژی بمعنی تولید مصنوعی دیر یا زود منابع طبیعی ای نظیر نفت است. در نتیجه این دور از واقعیت نیست که ببینیم تولید کنندگان نفت، جذابیت خود بخاطر منابع طبیعی نفت را از دست بدهند، و میتوانند به وضعیت کشورهای عقب مانده آفریقائی که ذکر کردم سقوط کنند، نظیر آنهائی که هیچ منبع طبیعی مورد توجه جهان را ندارند، و از نظر تکنولوژیک هم ده ها سال از تولید فراصنعتی عقب هستند.

بطور خلاصه، تمام کشورهای عقب مانده، از جمله آنها که بخاطر منابع طبیعی شان نظیر نفت در رونق هستند، میتوانند براحتی بسان جنگل عقب مانده میمون هائی شوند که از قطار تکامل میمون به انسان جا ماندند، و در پشت نقطه انفصالی درجا زدند.

آنچه در بالا نوشتم به این معنی است که حتی کشورهائی نظیر ایران، اگر نتوانند زیربنای پیشرفته ای برای تکنولوژی های جدید نظیر ننوتکنولوژی (5) بسازند، آینده ای نخواهند داشت، و خوش خیالی بخاطر درآمد نفت، میتواند بضرر مردم کشورهائی نظیر ایران شود، و طرح نقشه ای ملی برای آماده شدن برای نقطه انفصالی پیش رو، بایستی خیلی جدی گرفته شود.

بله، نقطه انفصالی جدید بمعنی آماده شدن برای هر تغییرشکل است، از جمله شکل های غیر بیولوژیک. در جا زدن در مدل های مذاهب هزاران سال پیش، میتواند فقط عدم آمادگی ما در تبدیل شدن به هویت انسان گذاری را باعث شود، وقتی که تجدید برنامه دی ان ای، آنگونه که کورزویل اشاره کرده است، گام نخست برای پایان دادن به مرگ است. مرگ مخرب ترین واقعیت زندگی بشر است، و از همان زمانی که انسانها به *خود آگاهی* دست یافتند، و توانستند *خود* را تشخیص دهند، از مرگ خود و *خود* های دیگر آگاه شدند.

بدون تفکر خود آگاه، *خودی* نیست که بمیرد، اما با آگاهی، ولی در عین حال از نظر فیزیکی محدود به واقعیت بیولوژیک بودن، به معنی رنج کشیدن از مرگ خود و عزیزان است. ما افسانه هائی ساخته ایم تا که درد مرگ خود و عزیزانمان را تخفیف دهیم، بدون آنکه بتوانیم بر خود مرگ چیره شویم، هرچند بشریت در آرزوی جاودانگی بوده است. یکتائی انفصالی پیش رو، همانگونه که کورزویل نشان میدهد، به این معضل بشریت پایان میدهد، و البته، این مهم، خود بدون چالشهای خویش نیست، اما مطمئنأ وقتی تکامل از میمون به انسان شروع شد، ترس از چالشهای زندگی بشکل نوع بشر، دلیلی نبود که عقب بمانیم و به زندگی کردن چون میمون ها بسنده کنیم، و امروز ممکن است حتی چنین انتخابی هم ممکن نباشد!
 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ

http://iranscope.blogspot.com

http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com 
بیست و ششم شهریور ماه 1384
September 17, 2005

 

پانویس:

 

1. ابزار هوشمند: شالوده تمدنی نوین
http://www.ghandchi.com/353-IntelligentTools.htm

Intelligent Tools: The Cornerstone of a New Civilization
www.ghandchi.com/353-IntelligentToolsEng.htm

 

2. فضا و اندیشه نو
http://www.ghandchi.com/312-Space.htm

Space and New Thinking
http://www.ghandchi.com/312-SpaceEng.htm

 

3. ترانس-هومانیسم و یادی از فریدون اسفندیاری
http://www.ghandchi.com/368-transhumanism.htm

Transhumanism and a Tribute to Fereidoun FM Esfandiary
http://www.ghandchi.com/368-transhumanismEng.htm 
 

4. آیا ننو تکنولوژی واقعی است؟
http://www.ghandchi.com/306-Nano.htm

Is Nanotechnology Real
http://www.ghandchi.com/306-NanoEng.htm

 

5. تولید فرا انسان مرکزی
http://www.ghandchi.com/332-PostAnthro.htm

Post-Anthropocentric Production-Twenty Years after Intelligent Tools
http://www.ghandchi.com/332-PostAnthroEng.htm

 

مقالات مرتبط:

 

About Futurism and the Third Wave Terminology
http://www.ghandchi.com/139-Futurism.htm


سکولاریسم، پلورالیسم، و چند رساله دیگر
http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm
 

 

متون برگزیده

http://featured.ghandchi.com

 

 

SEARCH