Sam Ghandchiسام قندچي سؤالی از محمد امینی درباره دلیل جدایی احمد کسروی از شیخ محمد خیابانی

چرا ستارخان و باقرخان را کسی تجریه طلب نخواند و از سوی دیگر «فتح تهران» را کسی به حمله محمود افغان تشبیه نکرد

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4179-amini-kasravi-khiabani.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10

 

amini-kasravi-khiabani

 

دوست عزیز آقای محمد امینی، اکنون بیش از 15 سال است که شوربختانه دیدار یا حتی مکالمه تلفنی با شما نداشته ام؛ اما، از حال شما از طریق مطالعه ی خبرها در اینترنت، مطلع بودم و خوشحالم که بعد از ابتلا به بیماری کووید-19، سلامتی خود را بازیافته اید. حدود سه هفته پیش به مصاحبه ی شما جناب محمد امینی با آقای بابک ادیبیان در همایش بزرگداشت زنده یاد احمد کسروی، که یک ماه پیش به همت خانم شکوه میرزادگی و مؤسسه ی بنیاد میراث پاسارگاد برگزار شده بود، گوش می کردم، که در آنجا شما اشاره ای به جدایی احمد کسروی از شیخ محمد خیابانی کردید. شخصاً همیشه دلیل این موضوع برایم مورد سؤال بوده و خوشحال می شوم اگر هر وقت برنامه ی تلویزیونی دیگری در این زمینه ها داشتید، توضیح دهید. همانطور که می دانید سواد این نگارنده در مورد تاریخ و ادبیات کم است و حتی زحمت ویراستاری کتاب صاحب این قلم را در مورد کردستان، بیش از 40 سال پیش، خود شما متحمل شدید.

 

اما، چرا موضوع جدا شدن احمد کسروی را از شیخ محمد خیابانی، سؤال می کنم؟ زنده یاد احمد کسروی همیشه از مخالفان سرسخت تجزیه ی ایران بود و این موضوع را هرکسی با مطالعه ی کتاب «تاریخ پانصد ساله خوزستان» می تواند به وضوح مشاهده کند. شخصاً نیز همیشه مخالف تجزیه طلبی در ایران بوده و هستم؛ اما، در گذشته در کتاب این نگارنده درباره ی کردستان، از فدرالیسم استانی حمایت می کردم ولی بعد از مشاهده ی تجربه ی رفراندوم کردستان عراق، دیگر رسماً مخالفت خود را با هرگونه فدرالیسم در ایران بارها اعلام کرده ام چرا که خودمختاری یا فدرالیسم می تواند به تجزیه ی ایران بیانجامد و با چنان عاقبتی شدیداً مخالفم. اما بهترین بیانِ دیدگاه زنده یاد احمد کسروی در این زمینه را در برخورد او به اسماعیل آقا سیمکو در کتاب «تاریخ هجده ساله ی آذربایجان»، می توان مشاهده کرد:

 

"کنون سیمکو آماده باش گردیده و بیرق افراشته "آزادی کردستان" میخواهد. چه کار میکند؟ آیا کنفرانس داده کردان را برای زندگانی آزاد و سر رشته داری آماده میسازد؟ ..آیا قانون اساسی برای کردستان مینویسد؟ ..آیا به برداشتن پراکندگی ها که در میان کردانست میکوشد؟..نه! "آزادی کردستان" که با اینها نیست. پس چه کار میکند؟..دیه ها را تاراج میکند، کشت ها را لگدمال میگرداند، بمردم تاراج دیده و نینوای لکستان پیام فرستاده پول میخواهد...اینست معنی "آزادی کردستان" همین است نتیجه ای که سیاستگران اروپا میخواستند" (احمد کسروی، تاریخ هجده ساله ی آذربایجان)

 

در کتابم درباره ی کردستان، دلیل وجود اینگونه جریانات را در کردستانِ عصر مشروطه، به تفصیل بحث کرده ام؛ اما، در همان دوران، یعنی زمان مشروطیت، از سوی آذربایجان، ابداً ما با چنین مسائلی روبرو نبودیم و بهترین دلیلش نیز «فتح تهران» به رهبری ستارخان و باقرخان در پی استبداد صغیر محمد علی شاه است که حتی مخالفان مشروطه که از دشمنان ستارخان و باقرخان بودند، ابداً برچسب تجزیه طلب به آنها نزدند و از سوی دیگر نیز هیچکسی در آن زمان یا بعد از آن، «فتح تهران» را، به حمله افغان به اصفهان در پایان عصر صفوی تشبیه نکرد! یعنی نه تنها «فتح تهران» بیان تجزیه طلبی نبود، بلکه به روشنی هدفش برقراری دوباره ی حکومت دموکراتیک در کل ایران بود! توجه به این واقعیتِ «فتح تهران» به ویژه امروز نه تنها برای نیروهای سیاسی اتنیک در کردستان و دیگر نقاط ایران بسیار اهمیت دارد، بلکه همچنین برای نیروهای سیاسی سراسری ایران درس آموز است که چگونه رهبران نقاط اتنیک ایران به دموکراسی سراسری یاری رساندند و نه آنکه بخواهند از فرصتِ کشمکش در مرکز، یعنی در تهران، برای جدا شدن از کل ایران تلاش ورزند!

 

به هر حال به دلائل بالا پرسشم را در مورد دلیل جدایی زنده یاد احمد کسروی از شیخ محمد خیابانی سؤال کردم. البته آگاه هستم که در دوران بعد از پیروزی فتح تهران تا به قدرت رسیدن رضا شاه، در نقاط مختلف ایران، نه تنها ما شاهد جنبش شیخ محمد خیابانی در آذربایجان بودیم، بلکه در گیلان شاهد شکل گیری جمهوری سویته ی میرزا کوچک خان جنگلی بودیم که از دیدگاه صاحب این قلم حتی مواضعی ارتجاعی تر از حاج احمد کسمائی داشت. و البته در آن روزها، در خراسان نیز شاهد جنبش محمد تقی خان پسیان بودیم، و هریک از این جنبشها، اهداف متفاوتی را دنبال می کردند و روابط متفاوتی نیز با کشورهای خارجی داشتند مثلاً میرزاکوچک خان به آلمان نزدیک بود؛ و جدا از این جنبشها، برخی از اشراف، نظیر فرمانفرماییان که حکمرانی استان فارس را در دست داشت و با بریتانیا نزدیک بود، دیگرانی نیز با روسیه و دولتهای خارجی دیگر مرتبط بودند!

 

در واقع برای دوران فترت، بیشتر در چارچوب موضوع جنگ جهانی اول، صف بندی های سیاسی ایران تعریف می شد، که تفاوت چشمگیری با زمان انقلاب مشروطه داشت. با اینحال، مواضع کسانی نظیر شیخ محمد خیابانی و شیخ خزئل، 180 درجه با هم متفاوت بود! با اینهمه باید اذعان کنم که در مورد دیدگاههای شیخ محمد خیابانی سوادم بسیار کم است و به همین دلیل هنوز در همه ی این سالها، دلیل جدایی زنده یاد احمد کسروی را از شیخ محمد خیابانی نفهمیده ام و اگر شما در برنامه های تلویزیونی خود فرصت کردید به این سؤال هم پاسخ دهید، ممنون می شوم. با سپاس از زحمات شما که در این سالها درباره ی بسیاری از گوشه های تاریک تاریخ ایران، روشنگری کرده اید.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

اول آبان ماه 1400
October 23, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH