sam-ghandchi مهستان: سخنرانی دکتر حسن منصور درباره توسعه، و ماجرای روشنفکران سکولار

دکتر حسن منصور: توسعه و مشکل بن مایه های فرهنگی ما

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4177-hassan-mansour.htm

مطالب مرتبط:  1     2     3     4     5     6     7      8     9     10     11

 

hassan-mansour-mehestan

 

روز گذشته، در 17 مهرماه 1400، در نشست یکشنبه های مهستان سکولار دموکراسی، آقای دکتر حسن منصور، سخنرانی مبسوطی درباره ی توسعه داشتند: «توسعه و مشکل بن مایه های فرهنگی ما»! به جرئت می توانم بگویم که از زمان سخنرانی های وزین درباره ی موضوع «توسعه» که زنده یاد دکتر داریوش همایون ارائه می کردند، تا به امروز، چنین سخنرانی پرمحتوایی در مورد مبحث رشد و توسعه، نشنیده بودم، و به همه ی خوانندگان توصیه می کنم این سخنرانیِ دکتر حسن منصور را، با دقت گوش کنند که بسیار برای همه ی ما ایرانیان قابل استفاده است. لازم به یادآوری است که علاوه بر موضوع توسعه، به موضوعات دیگری نیز نظیر اینکه در جوامع مدرن، مذهب به امر خصوصی مردم تبدیل شده، اشاره شد.

 

اما در بخش بعدی، علاوه بر موضوع سخنرانی، شرکت کنندگان در بحث، فعالیت روشنفکران ایران در دوران پیش از انقلاب 57 را نیز، مثل خیلی از جلسات دیگر در مهستان و خارج از مهستان، مطرح کردند! به تازگی عذرخواهیِ بسیاری از فعالین سابق چپ، در جلسات مختلف، البته نه در مهستان، بلکه خارج از مهستان، متدوال شده، که البته تصمیم شخصی هر فرد و ممکن است به حق باشد، اما اکثراً می بینیم که بسیاری از این دوستان هنوز درک درستی از اشتباه خود در آن سالها ندارند! شخصاً 4 سال قبل از انقلاب از آمریکا به ایران رفتم و آنزمان هوادار چپ بودم ولی عضو سازمانی نبودم، و با چند محفل سیاسیکار چپ در ایرانِ آنزمان آشنا شدم. اساساً آن محافل همه ی نظرات خارج کشور را می دانستند، با اینحال نه به حزب توده تعلق داشتند و نه به جریانات اسلامی، و فعالیت مدنی می کردند نظیر شرکت در جنبش دانشجویی. واقعیت این بود که آنقدر ضعیف بودند که هیچیک از آنها در انقلاب 57، نقشی نداشتند، یعنی گرچه در زمان شبهای شعر گوته در پاییز سال 1356، قدری امیدوار و فعال شدند، اما با پایان یافتن سریع فضای باز، آنها از هر فعالیتی، ناامید شدند. در یک دهه ی پیش از آن نیز، اکثر جریانات روشنفکری داخل ایران، چه سکولار و چه اسلامی، سیاسیکاری را کنار گذاشتند، و به مشی چریکی پیوستند، و بعدها نیز، در دو سه سال آخرِ قبل از انقلاب، اساساً از گروههای چریکی چیزی باقی نمانده بود و توسط رژیم، نابود شده بودند، و در حقیقت هم سازمان چریکهای فدایی خلق، و هم سازمان مجاهدین خلق، در آستانه ی انقلاب 57، وجود خارجی نداشتند و تازه در دو سال بعد از انقلاب، تجدید سازمان کردند، و این بار، توسط رژیم اسلامی، سرکوب شدند؛ به قول معروف، مرغ عزا و عروسی بودند! در نتیجه این دوستانی که از فعالیت خود عذرخواهی می کنند، از چه کاری در زمان شاه، عذرخواهی می کنند؟ اگر چریک بودند، بهتر است از مشی چریکی انتقاد کنند که جنبش روشنفکری ایران را نابود کرد، اگر که سیاسیکار بودند، در آنصورت مثل فعالان مدنیِ امروز، داشتند کار درستی می کردند و دلیلی ندارد که عذرخواهی کنند، یعنی فعالیتشان دموکراسی خواهی بود مثل همین امروز که فعالان دموکرسی خواهِ سیاسیکار در ایران فعالیت مدنی و دموکراسی خواهانه می کنند و این رژیم است که باید به خاطر سرکوب آنها عذرخواهی کند، و اتفاقاً سیاسیکارهای سکولارِ دوران شاه، برعکس سیاسیکارهایِ مذهبی آن دوران نظیر دکتر علی شریعتی که برای تغییر رژیم به حکومتی مذهبی فعالیت می کرد، روشنفکران سکولار، برای حکومت سکولار، ولی دموکراتیک، فعالیت می کردند، اما همانطور که خاطرنشان شد، بسیار ضعیف بودند، چرا که اکثریت روشنفکران در دهه ی آخر رژیم شاه، به مشی چریکی رو آوردند و تا زمان انقلاب اساساً از بین رفته بودند و نقشی در انقلاب نداشتند، و جریانات سکولار سیاسیکار نیز، چه چپِ سیاسیکار و چه ملیونِ سیاسیکار، خیلی ضعیف بودند، و همانطور که سالها پیش ذکر کردم وقتی زنده یاد دکتر کریم سنجابی از دولت بازرگان استعفا کرد، در محل جبهه ملی در میدان انقلاب (میدان 24 اسفند سابق) شخصاً حضور داشتم و فقط حدود 200 نفر آمده بودند که نشان می دهد جریانات سیاسیکار سکولار اصلاً نیرویی نبودند و آنهم نتیجه ی تسلط مشی چریکی بر جنبش سیاسی ایران طی یک دهه پیش از انقلاب بود! در دی ماه 1357 همه ی نیروهای چپ با هم تظاهراتی در تهران برپا کردند که حدود 8000 نفر آمده بودند وقتی در تظاهرات نیروهای اسلامی در تهران میلیونها نفر شرکت می کردند! در واقع در همان 25 سال آخر رژیم شاه، کار سازماندهی مدنی در ایران را اساساً هواداران آیت الله خمینی با هدف تغییر رژیم به حکومتی مذهبی، انجام دادند، که قبلاً توضیح داده ام (1 و 2)، و آن دسته از اسلامگرایان، نظیر مجاهدین نبودند که دنبال فعالیت مسلحانه باشند، و جریاناتی همچون مؤتلفه در میانشان که فعالیت مسلحانه و مخفی می کردند، بسیار کناری بودند، و در واقع، به این شکل هواداران آیت الله خمینی در ایرانِ سال 1357 پیروز شدند!

 

آنچه می شود از رویدادهای 1357 آموخت، ضرری است که مشی چریکی به موفقیت نیروهای سکولار و دموکراتیک وارد آورد! امیدوارم امروز، آنارشیسم، ضربه ی مشابهی به نیروهای سکولار و دموکراتیک وارد نکند! طی 25 سالِ پیش از انقلاب 57، روشنفکران ایران از نتیجه ندادن فوریِ سیاسیکاری، خسته شده بودند و به مشی چریکی روی آوردند و تاوانش را نیز با شکست سکولار دموکراسی در ایران در سال 1357 دادند، امروز هم آنارشیسم به دلیل مشابهی رشد کرده است و امیدوارم نتیجه ی اینهمه از خودگذشتگی دوباره مثل 1357 نشود!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و ششم مهر ماه 1400
October 18, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles