sam-ghandchi بدگویی های تازه درباره دکتر اسماعیل نوری علا
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4048-esmail-nooriala.htm

مطالب مرتبط: 1     2      3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14

 

esmail-nooriala

 

از 5 سال پیش که «حزب سکولار دموکرات ایرانیان» و بعد هم «مهستان» توسط دکتر اسماعیل نوری علا تأسیس شد، بدگویی و شایعه پراکنی در مورد آقای نوری علا راه افتاد و البته پیش از آنهم در زمان راه انداختن سایت «سکولاریسم نو»، «شبکه سکولارهای سبز» و کنگره های سالانه ی «جنبش سکولار دموکراسی ایران»، شایعه سازی شخصی کم نبود ولی نه در آن حد؛ اما، از دو سال پیش که دکتر اسماعیل نوری علا به شورای گذار پیوستند، بدگویی های شخصی در مورد ایشان به سطح تازه تری رسیده است. البته عجیب هم نیست، آدم هرچه بیشتر فعالیت کند، اینگونه چیزها افزایش پیدا می کند چون دیکته ی ننوشته، غلط ندارد، و طبعاً می شود در هرفعالیتی اشتباه پیدا کرد و وقتی بیشتر زحمت می کشیم، این شانس منتقدان را هم بالا می بریم و مسأله ای هم نیست و انتقادات سازنده کمک به شخصیتهای سیاسی و کل اپوزیسیون دموکراتیک است. اما بدگویی های تازه از دکتر اسماعیل نوری علا از نوع دیگر است. عده ای شروع کرده اند، اگر بخواهم اصطلاحی عامیانه را استفاده کنم، و درباره ی مرحومِ پدرِ دکتر اسماعیل نوری علا، «صفحه می گذارند»! باید بگویم تاریخ عرصه ی تخصص این نگارنده نیست، اما تا آنجا که اینجانب تاریخ خوانده ام، هیچگاه به نام پدرِ دکتر اسماعیل نوری علا برخورد نکرده ام! این به این معنی نیست که ایشان نظیر بسیاری دیگر در تاریخ نقشی نداشته اند، هر انسانی نقشی دارد، ولی مرحوم پدر و مادر صاحب این قلم نیز نامشان در تاریخ نیامده است، و این امر از عشقی که به آنها داشته ام نمی کاهد و خاطراتشان را ارج می نهم و همانقدر از نظر اینحانب آنها در تاریخ زندگی ام اهمیت داشته اند که اگر به اصطلاح در تاریخ کسی بودند! می دانم برخی دوست دارند از خانواده ی خود نقشی تاریخی در ایران، در سطح ملی، درست کنند و مانعی هم ندارد، علاقه ای شخصی است، به یاد دارم 38 سال پیش روزی کتابی در خانه ی یک آمریکایی دیدم که نام پدر و مادر بزرگ خانواده و بقیه ی اجداد آنها در آن بود و ذکر وقایع تاریخی نظیر جنگ داخلی در آمریکا، و بحران سال 1930 و غیره. از آنها پرسیدم که چنین نقشی تاریخی خانواده ی آنها داشته، و اعضای آن خانواده به من گفتند که اینجا در آمریکا جاهایی هستند که اطلاعات خانوادگی تان را می دهید و از آن کتاب تاریخی اینگونه برایتان درست می کنند. آن زمان هنوز اینترنت برای عموم وجود نداشت ولی امروز چنین سرویسهایی در اینترنت فراوان وجود دارد و بویژه در آمریکا چون از زمان ورود مهاجران به این کشور یعنی حدود 400 سال پیش اسناد کشتی ها و ورود مردم بایگانی شده، این کار خیلی آسان انجام می شود و شجره نامه فقط مخصوص اعیان و اشراف نیست، و خلاصه تا اینجا مشکلی نیست و علاقه ای شخصی به تاریخ خانوادگی است. اما برخی فعالین سابق سیاسی دوست دارند از اینگونه کتابها در مورد خانواده ی خود درست کنند و از سوی دیگر با این حرفهای صد من یک غاز، خانواده ی دیگران را کوچک کنند و وقت اپوزیسیون را با این حرفها تلف کنند. حالا فرض کنیم شما دوست دارید در مورد نقش تاریخی خانواده ی خود در دوران جنبش جنگل در استان گیلان، قلمفرسایی کنید، و مثل آن خانواده ی آمریکایی کتابی تاریخی از خانواده ی خود درست کرده اید، اما می خواهید بحث سیاسی در این مورد راه اندازید، آیا شما بهتر نیست که حداقل تفاوت «میرزا کوچک خان جنگلی» و «حاج احمد کسمایی» را درست بدانید! اینکه برای دکتر اسماعیل نوری علا و پدرش شایعات تاریخ می سازید، اقلاً این نگارنده در همه ی این سالها ندیدم آقای نوری علا در مورد نقش خانواده اش در تاریخ ایران قلمفرسایی کرده باشد یا بخواهد از پدر و اجدادش برای خود رانتی بسازد! در 20 سالی که با ایشان از نزدیک کار کرده ام، یکی از پرکارترین فعالان اپوزیسیون بوده اند و همه ی زندگی شان را وقف این فعالیتها کرده اند و به رغم دانش وسیعی که در عرصه های مختلف دارند، برعکس خیلی از این شایعه پراکنها، حاضر بوده اند هر کار به اصطلاح پیش پاافتاده را برای اپوزیسیون در هر فعالیتی انجام دهند، برعکس بسیاری از این مدعیان که از رهبرِ کل جنبشِ مردمِ ایران، کمتر، رضایت نمی دهند، در حالیکه همه ی حرفهایشان در این 40 سال حرف مفت بوده است. در واقع یکی از این شایعه پراکنها وقتی داشتم 16 سال پیش از کالیفرنیا به واشنگتن می آمدم، گفت چه عالی ما به شما کمک مالی خواهیم کرد که نشریه مورد نظرتان را برای راه اندازی حزب آینده نگر، در اینجا منتشر کنید، چون در اینترنت مقاله ام را تحت عنوان «چرا ایرانسکوپ را درست کردم»، خوانده بود، و حتی در سایت شخصی خودش که یکنفر را استخدام کرده بود برایش درست کند، تجدید چاپ کرده بود، که گویی بخشی از فعالیتهایی است که ایشان از راه دور انجام می دهند! اما وقتی به واشنگتن آمدم هیچگونه ذکری از آن قولهای از راه دورش نکرد و بعد از آنکه کارم را در صدای آمریکا از دست دادم نیز، حتی یکبار پیشنهاد کمکی برای ادامه ی آنچه داشتم خودم با همه ی امکانات شخصی ام می کردم، از او ندیدیم، و برای دومین بار در خارج کشور به همین دلیل که خودم بودم و خودم، خانه ام را از دست دادم، و امثال این آدم پرمدعا هیچ کمکی نکردند، و فقط حرفهایش در 40 سال گذشته، حرف مفت و کشک بود و بس! آخر اگر خودش کاری نمی کند، و همه می دانند، چرا میرود این بدگویی ها را علیه دکتر اسماعیل نوری علا راه می اندازد! دلیلش «حسادت» از یکسو و بیکارگی از سوی دیگر است که همه ی این 40 سال با همه ی امکانات مالی که داشته و دارد، و بازهم همیشه دنبال پول گرفتن است با ادعای ایجاد هسته های مسلح در ایران که آنهم حرفی کشک، و تازه اگر هم واقعی بود یعنی همان مشی چریکی که مردم ما را به این روز انداخت که 42 سال است درگیر این رژیم هستیم، و این حضرت آقا همه ی حرفهایی که میزند، هیچ فرقی با حرفهای دوران شاهش ندارد، ولی مدعی است نظرات تازه ای دارد که ما نفهمیدیم این نظرات چیست و قبلاً به بحثهای نظری صاحب این قلم رجوع می داد، و این نگارنده چند جلد کتابش را که در توصیفات خانواده اش است خواندم، و چیزی جز آنچه در دوران شاه ایشان بوده و هست نفهمیدیم، و هیچ کاری در این واشنگتن همه ی این سالها انجام نداده جز همین حرف مفت زدنها و به خیال خودش یکی از رهبران قدیمی کنفدراسیون است، اما حتی یکبار از گندکاری هایش در آنزمان که جبهه ملی را در منجلاب جنبش فلسطین انداخت حرفی نمیزند، وقتی رهبران فلسطینی خبرنگاران زن اروپایی را بین خود تقسیم می کردند و در کاباره های بیروت خوشگذرانی می کردند و ایشان فقط ژست می گرفت که با رهبران فلسطینی در تماس است و درباره ی این واقعیات سکوت می کرد، و از معمر قذافی پول می گرفت، و امروز به جایش از دکتر اسماعیل نوری علا بدگویی می کند که از هیچ رژیم استبدادی پولی نگرفته، حتی به بهانه ی کمک به اپوزیسیون و فعالیت دموکراتیک، که تازه لزوماً غلط نیست، اما، با اینحال چنین کاری نکرده است! خجالت بکشید و انقدر حرف مفت نزنید. اگر مدعی هستید که نظرات چپ که داشتید دیگر نظرتان عوض شده، کجا در مورد دیدگاههای گذشته تان نقد کرده اید، چند جلد تاریخ خانوادگی تان را هم مثل آن خانواده آمریکایی روی طاقچه ی خانه تان بگذارید و فکر نکنید با این بدگویی ها از دیگران، شخصیت ملی می شوید. شخصاً 40 سال است صبح تا شب، بیش از همه، از دیدگاههایی که خودم داشتم نقد کرده ام، شما کی این کار را کردید که مدعی تغییر سیستم فکری هستید، شما فقط ناراحت هستید که چرا خمینی قدرت را گرفت و شما نگرفتید، اما نمی گویید که اگر شما گرفته بودید، نتیجه ی کار شاید بدتر از این بود، یعنی کره شمالی! این افراد مرا به یاد مجاهدین م.ل. می اندازند که گفتند کمونیست شده اند و سازمانهای سه گانه ای را تأسیس کردند، اما جنایتی مرتکب شدند، که در تاریخ جنبش چپ ایران بعد از سالهای 20 تا 32، سابقه نداشت، یعنی قتل مجید شریف واقفی و هنوز هم از تقی شهرام حمایت می کنند! اینها همچنین مرا به یاد یک کسی می اندازند که اسم خودش را گذاشته «اِن تی سی اِم» و می گوید همین سالهای اخیر از مجاهدین جدا شده و هرروز ایمیل میفرستد و ادعا می کند که از رهبران سطح بالای مجاهدین بوده، و هردفعه در ایمیلهایش بدو بیراه می گوید به مسعود رجوی، ولی یک کلمه از خودش که در آن تشکیلات به ادعای خودِ او، از رهبران عالیرتبه بوده، نقدی نمی کند! آخر رهبران بالای یک تشکیلات خودشان هم مسؤل هر خرابکاری هستند و نمی توانند از این مسؤلیت شانه خالی کنند. به هر حال این آدمهایی که کارشان شده از بامداد تا شامگاه، بدگویی از دکتر اسماعیل نوری علا، حتی از مجاهدین هم نبوده اند و از ملیون چپ هستند و همه ی این شایعه پراکنی هایشان هم یواشکی است. اگر حرفی دارند چرا منتشر نمی کنند! بس کنید این حرفهای مفت را که فقط کمک به رژیم اسلامی حاکم بر ایران بوده و هست.

  

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

پنجم اسفند ماه 1399
February 23, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles