sam-ghandchi اهمیت ویژه ی فعالان بهایی در جنبش سکولار دموکراسی ایران
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4012-bahai-activists.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10

 

bahai-activists

 

سالهاست درباره ی دوستان بهایی از جمله خانم سیمین همتی راسموسن، که نیم قرن است در اپوزیسیون سکولار دموکرات فعال هستند، نوشته ام و می دانیم نظرات در مورد مذهب بهایی، یا تشیع، یا شیخیه، یا هر موضوع دیگری در اپوزیسیون، یکسان نیست، و کسی نیز نظیر صاحب این قلم که آدمی مذهبی نیستم، دیدگاهم را، در هر موردی بدون خودسانسوری می نویسم، و در نتیجه برای رژیم ساده تر است که از این نگارنده یک غول بی شاخ و دم بسازد، و از جمله 8 سال پیش، مقاله ای جعلی را در مورد آیین بهایی و همجنسگرایان، در بلاگفا در ایران، با نام اینجانب، رژیم منتشر کرد، و بارها اطلاعیه در تکذیب نگارش مقاله ی "آئین بهاییت در تقابل با مبانی حقوق بشری،" منتشر کردم، و اینکه اصلاً حتی در مورد دیدگاه آیین بهایی درباره ی «ال جی بی تی»، پژوهشی نکرده ام، و اطلاعی ندارم که بخواهم مقاله ای در موردش بنویسم! رژیم بارها یا از طریق این تاکتیک با استفاده از جعل نام، و یا با دامن زدن به بحث دیدگاههایم درباره تشکیلات بهاییان در جهان که سالها پیش در اس سی آی نوشته بودم، سعی کرده اند تنفرپراکنی های خودشان را، که در 42 سال گذشته با آزار و اذیت و جنایت علیه بهاییان و نسل کشی همراه بوده، توجیه کنند، در حالیکه در جامعه ی آزاد هرکسی در مورد ایدئولوژیها و تشکیلاتهای مذهبیِ مختلف، نظر می دهد، و  همه ی نحله های اپوزیسیون ایرانی نیز از لحاظ فکری و سیاسی، اختلافات زیادی با هم دارند، اما این اختلافات، توجیه گرِ نسل کشی علیه بهاییان، مسلمانان شیعه و سنی، مسیحیان، کمونیستها و دیگران نیست. در آمریکا حتی کوکلاکس کلانها آزادند فعالیت مسالمت آمیز انجام دهند، و تازه بهاییان که درست نقطه ی مقابل آنها، یعنی یکی از مسالمت جوترین نیروهای مذهبی در ایران و جهان هستند، به رغم آنچه برآنها در این 42 سال رفته است! قبل از انقلاب 57، دوستانی را در اپوزیسیون که از خانواده های بهایی آمده بودند، می شناختم اما آنها همانقدر بهایی بودند که من "مسلمان،" یعنی اکثراً آدمهای غیرمذهبی بودند نظیر آقای «منصور تأیید»، هنرمند عزیز در برکلی کالیفرنیا، که امیدوارم سلامت باشند و از جمله، یکی از ثابت قدم ترین سازندگان برنامه های تئاتر برای کودکان در جشنهای عید در برکلی بودند، و متدسفانه بعد از آمدن به واشنگتن، به کالیفرنیا بازنگشته ام، و ارتباطم با دوستان سابق هم از بین رفته است، ولی چند وقت پیش وقتی پدرشان فوت کردند، و شرح آنچه بر ایشان رفته بود را، در صفحه ی فیسبوک آقای منصور تأیید خواندم، و نمی دانستم چه بگویم! بعد از انقلاب نیز در گروههای بحث در اینترنت نظیر اس سی آی، دوستان بهایی نظیر آقای هوشیار نراقی فعال بودند که مقاله ی «گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت» را، ایشان نوشته اند. متأسفانه با آمدن به واشنگتن، ارتباط ما قطع شد اما وقتی در شمال کالیفرنیا زندگی می کردم گهگاهی با دوستان «اس سی آی» در رستورانی با نام «چلوکبابی» در شهر سانیویل در شمال کالیفرنیا، جمع می شدیم و از هردری سخن می گفتیم. آنزمان در اس سی آی اساساً کسی سیاسی نبود! اما امروز جنبش سکولار دموکراسی ایران پس از همه ی کوششهای دکتر اسماعیل نوری علا، به جایی رسیده که تأثیر مستقیم سیاسی حتی در داخل ایران دارد! در نتیجه نقش دوستان بهایی در این جنبش اهمیت ویژه ای دارد چون از خواستهای بهاییان خیلی بیشتر از امثال صاحب این قلم، اطلاع دارند. یکی از رهبران سیاسی چپ ایران که از خانواده ای بهایی می آید، چندی پیش مقاله ای منتشر کرد و از آقای رضا پهلوی خواست که وارد عمل علیه «اسلام» شود! شاید برداشت این نگارنده از مقاله غلط بود؛ اما، می خواستم یادآوری کنم که «حکومتهای مذهبی، جنگ مذهبی می آفرینند»، و ضروری است مواظب باشیم عوامل رژیم اسلامی، بعد از همه ی بهایی کشی که بویژه در نیم قرن اخیر، راه انداخته اند، حالا مسلمان کشی راه نیاندازند و آنرا بعنوان دیدگاه سکولارهای بهایی که فعالیت سیاسی می کنند، جلوه ندهند، که حقیقت ندارد و آن دوست که از خانواده ی بهایی می آید، همانقدر "بهایی" است که اینجانب "مسلمان" هستم، و شاید از فشار ممتد و جنایاتی که رژیم اسلامی اینهمه سال علیه همه ی بهاییان و خانواده ی او راه انداخته، یکباره به جوش آمده، و  به احتمال زیاد، برداشتم از مقاله ی ایشان نادرست است و به همین دلیل نیز هیچگاه اشاره ای به آن نوشته در جایی نکردم و با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان بهایی که در این جنبش سکولار دموکراسی ایران بسیار فعالند، و مثلاً همین روزِ گذشته در سایت «ایرانسکولاریم-دات-کام»، مقاله ای بسیار خواندنی به انگلیسی در مورد آزار بهاییان در ایران خواندم و در توییتر ایرانسکوپ نیز بازنشر کردم. به امید روزهای بهتر برای همه ی ایرانیان و بویژه برای جامعه ی بهایی در ایران که حتی پس از مرگ هم، جریاناتی نظیر حجتیه، دست از سرشان برنمی دارند و از گورستان گلستان جاوید بهاییان در شیراز، تا یادگار تاریخی مقبره ی ملا محمدعلی بارفروشی از رهبران بزرگ بهاییان در شهر بابل (بارفروشِ سابق)، همه آن مکانهای مقدس بهاییان را، با خاک یکسان کردند. واقعیت این است که امروز کوکلاکس کلانهای اسلامی در جهان در جایی قرار دارند که هیتلر در سال 1930 قرار داشت و و مقابله ی فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیک با کوکلاکس کلانهای اسلام بسیار ضروری است، و اگر انجام نشود، نظیر مقابله با فاشیسم پنج سال بعد در 1935، عملاً نظامی خواهد بود و نه از تاک نشان می ماند نه از تاکنشان، و همه ی به اصطلاح "خیراندیشی" اصلاح طلبان در ایران و جریانات مشابه چمبرلین در جهان، عملاً جنگی جهانی را به دنبال خواهد داشت! در ضمن اگر بحث بیشتری در این مورد مطرح شود، عادت به آه و ناله ندارم؛ اما، متأسفانه اکنون مریض هستم و به زور خودم را می کشم! شاید این بی خوابی ها بالاخره کار خودش را کرد:) و احتمالاً در چند روز آینده نخواهم توانست در بحثها شرکت کنم و با بهترین آرزوها برای همه ی دوستان بهایی.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

نهم بهمن ماه 1399
January 28
, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles