Sam Ghandchiسام قندچي محمد نوری زاد و اینکه اصلاح طلبی بدون اصلاح طلبان حکومتی بی معنا است
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3875-mohammad-nourizad.htm

مطالب مرتبط: 1    2     3     4     5     6

 

mohammad-nourizad  

 

دوست عزیز آقای محمد نوری زاد، هفته ی گذشته به سخنان تازه ی شما از زندان، گوش کرده و از وضعیت جسمانی شما بسیار متأثر شدم و امیدوارم سلامتی خود را هرچه زودتر بازیابید. ببینید در ایران ما با رژیمی کاملاً استبدادی روبرو هستیم، حالا می شود «راه اصلاح طلبی» را برای روبرو شدن با این رژیم انتخاب کرد، و یا «راه انقلابی». نظراتم را درباره ی اصلاح طلبی ارتجاعی سالهاست نوشته ام، اما در اینجا می خواهم بحثی تازه را مطرح کنم. در حقیقت اکثریت اپوزیسیون ایران از سال 1376 تا 1396 راه اصلاح طلبی را برگزیدند و خیزش 96 گفتمان مرکزی جامعه ی ایران را تغییر داد، وقتی مردم شعار «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» را در خیابانها سردادند. حالا اگر کسی راه اصلاح طلبی را برگزیده، واقعیت این است که اصلاح طلبی بدون اصلاح طلبانِ حکومتی بی معنا است و به همین دلیل در آن 20 سال کسانی نظیر سید محمد خاتمی، شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی که اصلاح طلبان حکومتی بودند، مطرح شدند. چرا اصلاح طلبان حکومتی لازمه ی اصلاح طلبی هستند؟ به این دلیل که وقتی مردم برای اصلاحات در دانشگاه و کارخانه و خیابان فریاد میزنند، کسی هم باید در کریدورهای قدرت، برای آن خواستها راههایی در درون سیستم پیدا کند، و به آن خواستها به این شکل پاسخ دهد، یعنی تظاهرات در خیابان، به همراه اصلاح طلبان حکومتی در بالا، آنچه طی همه ی تظاهرات دانشجویی در سالهای 1381 و 1382 یعنی بعد از 18 تیرماه 1378، شاهد آن بودیم که دانشجویان در دانشگاهها فریاد اعتراض می زدند و اصلاح طلبان در دولت و مجلس طرحهای خود را با پشتوانه ی آن اعتراضات به پیش می بردند. در همین آمریکا در دوران مارتین لوتر کینگ اصلاح طلبان حکومتی که اکثراً در دولت فدرال بودند بعنوان مکمل اعتراضات خیابانی در همه ی سالهای 1960 و 1970، عمل کردند. البته قانون اساسی آمریکا سیستمی دموکراتیک و سکولار است و فقط آن جنبش می خواست تبعیض علیه سیاهپوستان را از بین ببرد و با دولتهای ایالتی در جنوب کشور روبرو بود، وگرنه اگر می خواست رژیمی استبدادی نظیر دوران انقلاب آمریکا در 1775 یا دوران انقلاب فرانسه در 1789 را براندازد، مطمئناً دیگر آن کار با اصلاحات شدنی نبود. حالا در ایران، از سویی جنبش مردم، دیگر بعد از خیزش 96 از اصلاح طلبی عبور کرده و شما به درستی می گویید که می خواهید سر به تن این رژیم نباشد، اما در عین حال شما و بسیاری دوستان دیگر که در 25 سال گذشته در همان دوران اصلاح طلبی وارد فعالیت جدی در ایران شده و با آن جنبش عجین هستید، به همان روشهای اصلاح طلبی ادامه می دهید، اما امروز هدفتان انقلابی است. آیا فکر می کنید که می شود به اهداف انقلابی با اصلاح طلبی رسید. این مشکل شخص شما نیست بلکه مشکل کل اپوزیسیون در 4 سال گذشته بوده و درست است که وقتی انقلاب مسلحانه در ویتنام بود، کسانی هم نظیر راهبان بودایی فعالیتهای اصلاح طلبانه می کردند ولی آن راهبان واقعاً اهداف اصلاح طلبانه را در مقابل خود قرار داده بودند، هرچند بعنوان بخشی از کل انقلاب در ویتنام عمل می کردند. کسی مانند اوجالان در ترکیه رهبر گروه انقلابی پ. ک .ک است و حتی در ترکیه که بسیار از ایران تحت حکومت اسلامی دموکراتیک تر است، چنین رهبر انقلابی به خاطر اهدافی دیگر در زندان تحمل می شود که در واقع نوعی امکان مذاکره با پ. ک. ک را در زمانهای لازم برای دولت ترکیه فراهم می کند، در حالیکه در رژیم اسلامی ایران اساساً چنین روشی در رابطه با اپوزیسیون مسلح به کار برده نشده است؛ اما این اصل بحث در اینجا نیست. منظور اینکه اگر در کشوری تا این حد استبداد وجود دارد که به فاشیسم هیتلری تشبیه می شود، و اگر در چنین کشوری کسی راه انقلابی برگزیند، اصلاً این انتظار که بتواند فعالیت علنی انجام دهد، غیرممکن است. حالا ممکن است سؤال کنید وقتی در جنبشی علنی و اصلاح طلبانه فعالیت کرده اید، امروز اگر که به نتیجه ی راه انقلاب در ایران رسیده باشید، تکلیفتان چیست. منظورم را روشنتر بگویم، آقای مهدی بازرگان در همه ی 25 سال بعد از 28 مرداد، فعالیت اصلاح طلبانه در نهضت آزادی می کرد و حتی در آستانه ی انقلاب 57 که مشخصاً با راه انقلابیِ خمینی کار می کرد، بازهم تا آخرین روزهای انقلاب بعنوان یک اصلاح طلب فعالیت می کرد و نه یک انقلابی. بسیاری هم بوده اند که در صفوف اصلاح طلبی فعالیت می کردند که در آنزمان بعنوان لیبرال، جبهه ای یا ملی مذهبی و غیره خوانده می شدند، و هنگامیکه راه انقلابی را برگزیدند، حتی به فعالیت زیرزمینی پیوستند یعنی رفتار آنها تغییر کرد و رفتار رژیم هم با آنها دگرگون شد، و بهترین نمونه ی چنین افراد، سه تن از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بودند که هرسه نیز کشته شدند و فکر نکنید به خاطر انتخاب مشی چریکی بود، خیر به خاطر انتخاب راه انقلاب بود. منظور اینکه شما اکنون در موقعیتی قرار گرفته اید که از یکسو می خواهید نظیر اصلاح طلبان در 25 سال گذشته عمل کنید اما در عین حال از اصلاح طلبی دل کنده اید و می خواهید راه انقلابی بروید و در ایران تحت حاکمیت رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی چنین کاری ممکن نیست، حتی در کشوری مانند آمریکا نیز که گروه هایی نظیر ببر سیاه در دوران مبارزات سالهای پایان دهه 1960 به جمعبندی های مشابهی رسیده بودند، مشکلات مشابهی را تجربه کردند گرچه در اینجا، حتی در شهر اوکلند کالیفرنیا جلوی مقر آن گروه، نگهبان مسلح کشیک می داد! امیدوارم شما را با این متن طولانی خسته نکرده باشم و با آرزوی آزادی هرچه زودتر شما از زندان.

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم شهریور ماه 1399
September
13, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH