Sam Ghandchiسام قندچي نه تاریخگرایی: در حاشیه ی کلاسهای تاریخ محمد امینی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3798-mohammad-amini.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8

 

mohammad-amini

 

روز گذشته اطلاعیه ی تازه ای را در مورد 10 کلاس تاریخ آقای محمد امینی در اینترنت دیدم. حدود یکماه پیش، پس از بهبود آقای امینی از بیماری کرونا، اطلاعیه ی این کلاسها منتشر شده بود، اما گویا بیماری ایشان ادامه یافت که آن کلاسها قطع شدند. امیدوارم این بار آقای محمد امینی سلامتی خود را بازیافته باشند و بتوانند این کلاسها را که در یوتیوبِ شرکت کتاب (آقای بیژن خلیلی) اعلام شده اند، ادامه دهند. آقای محمد امینی همیشه تأکید دارند که برعکس تصوری رایج در اپوزیسیون ایران که با عبارت «گذشته چراغ راه آینده است» بیان می شود، درک ایشان از تاریخ چنین چیزی نیست و علم را چراغ راه آینده می دانند. در حقیقت در اپوزیسیون ایران نگرش مورد نقد آقای امینی، ارثیه ی دیدگاه چپ از تاریخ است. کتاب دیدگاه مونیستی از تاریخ نوشته ی پلخانف بهترین نوشته ای است که دیدگاه مارکسیستی از تاریخ را بیان کرده است و گرچه حتی فردریک انگلس در اواخر عمرش در نامه ای به جوزف بلوک، مارکس را از آنچنان دیدگاه های جبرگرایی از تاریخ به دور دانسته و مثالهایی نظیر کتاب «هجدهمین برومر لوئی بناپارت» اثر مارکس و کتاب «نقش قدرت در تاریخ» اثر انگلس نمونه های نفی جبرگرایی اقتصادی در آثار مارکس و انگلس هستند، با اینحال اساساً مارکسیستها به آنچه ماتریالیسم تاریخی نام گرفته باور داشته اند. اما مشکل فقط این نبوده و تاریخگرایی حتی وقتی تأکید خود را بر عاملی اقتصادی در تاریخ نگذاشته، بازهم نوعی محدودیت تاریخی را برای بسیاری از گزینه هایی که شرکت کنندگان در رویدادهای تاریخی برگزیده اند اشاعه می دهد که لزوماً درست نیستند و در نتیجه نقد کارل پوپر از تاریخگرایی مارکسیستی در ابعادی بیش از آنکه تا کنون مطرح شده، نیاز به توجه ما دارد بویژه از آنجا که جنبش سیاسی ایران در 40 سال گذشته خیلی توجه به تاریخ پیدا کرده، این موضوع بیشتر حائز اهمیت برای ما در اپوزیسیون ایران است. این نگارنده می خواهم مثالی بزنم که شاید بٌعد دیگری از این موضوع را روشن کند. در ارزیابی از کار گالیله وقتی که چهار ماه سیاره مشتری را کشف می کند می توانیم بگوییم که اختراع ذره بین که امکان درست کردن تلسکوپ را فراهم کرد، لازم بود و می شود آنرا محدودیت تاریخی بعنوان پیش شرط کشفیات گالیله قلمداد کرد چه این عامل را، اقتصادی یا فقط تکنولوژیک ببینیم، به هر حال واقعیتی در تاریخ بوده که گزینه های شرکت کنندگان در آن رویداد تاریخی را محدود می کرده است مثل ساختن هوش بطور مصنوعی که تازه در عصر ما امکانپذیر شده است. حالا نگاهی کنیم به تئوری اِن اِل پی (در اینجا لازم به تأکید است که برخی سوء استفاده ها از کشفیات این تئوری ابداً مورد تأیید این نگارنده نیست و حتی صاحب این قلم چنان کارها را جنایی قلمداد می کنم). اِن ال پی را در روانشناسی، دو دانشمند که روانشناس نبودند، یعنی یک زبانشناس و یک ریاضی دان حدود 35 سال پیش کشف کردند. آنها از جمله نشان دادند انسانی که اساساً حافظه اش بر حس بینایی استوار باشد وقتی می خواهد موضوعی را به خاطر آورد چشمهایش به بالا میرود در حالیکه شخصی که حافظه اش بر حس شنوایی استوار است چشمهایش به راست و چپ میروند و کسی که حافظه اش بر حس لامسه استوار است و می خواهد موضوعی را به یاد آورد، چشمهایش پایین میروند. حالا این کشف می توانست دو هزار سال پیش توسط ارسطو نیز انجام شود و نیازی به تکنولوژی خاصی نبود. منظور اینکه بسیاری از اوقات این ادعاهای "محدودیت" تاریخی برای شرکت کنندگان در رویدادهای تاریخی بویژه خود ساخته ی مورخان مارکسیست بوده است. حتی بسیاری از مورخانی که از مارکسیسم سالها ست بریده اند هنوز هدف پژوهشهای تاریخی خود را نوعی مهندسی اجتماعی ایرانیان می دانند. شخصاً از کولاکوفسکی که در پایان عمر هرگونه تلاش برای مهندسی اجتماعی را رد می کرد نقد کرده ام اما تلاش برای مهندسی اجتماعی را اساساً وظیفه ی مورخان نمی دانم و موضوع کار آینده نگری نظری است که از افلاطون تا جان لاک و فردریک انگلس با دیدگاههایی بسیار متفاوت، عرصه ی مورد توجهشان بوده است. کار مورخان از دیدگاه اینجانب نشان دادن گزینه های مختلفی است که شرکت کنندگان در تاریخ در پیش روی خود داشته اند، اما خود را به گزینه های الف و ب محدود کردند و مثلاً پ و ت را اصلاً به تصور خود هم نیاوردند. انجام چنین کاری توسط مورخان، به آینده نگریِ فعالان سیاسی و مردم در امروز کمک می کند که سناریوهای مختلف را در مقابل خود در هر برهه ی زمانی قرار دهند و دست خود را از پشت نبندند وقتی جبرگرایانه گزینه هایی بسیار محدود را برای خود مورد تصور قرار دهند و به همین دلیل ویزیونهای مختلف آینده نگر اهمیت دارند! در حقیقت یک دلیل علاقه ی اینجانب به بحثهای تاریخی آقای محمد امینی دقیقاً این است که سناریوهای مختلفی را که در برابر شرکت کنندگان در تاریخ وجود داشته و آنچه مورد توجه قرار داده اند یا مورد توجه قرار نداده اند را مطرح می کنند که دستکم برای این نگارنده درسهای مهمی از تاریخ است. در واقع طرح موضوع «سناریوهای مختلف از آینده» که آینده نگرها بر آن تأکید می ورزند تفاوت اصلی آینده نگری مشارکتی با نگرشهای دیگر در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی است. بازهم با سپاس از تلاشهای آقای محمد امینی در عرصه ی تاریخ ایران که همیشه از آنها بسیار آموخته ام و با آرزوی سلامتی برای ایشان.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

هجدهم تیر ماه 1399
July 8, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH