Sam Ghandchiسام قندچي چرا دیگر از «شورای مدیریت گذار» حمایت نمی کنم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3789-iran-tc.htm

پی نوشت ششم تیر ماه 1399: http://www.ghandchi.com/3790-hassan-shariatmadari.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11

 

iran-tc-shariatmadari

 

کمتر از یکسال پیش، هنگام تأسیس شورای مدیریت گذار، از این تشکیلات در برابر حملاتی که به شورای مدیریت گذار به دلیل حضور نیروهای سیاسی قومی می شد، حمایت کردم، و در حقیقت نیروهای قومی از فعالترین و شفاف ترین جریانات در این شورا هستند و دیالوگ تضمین یکپارچگی ملت ایران موضوعی مدوام در بحث با این نیروها است و هرچه آنها بیشتر به احزاب سراسری تبدیل شوند، و احزاب و سازمانهای سیاسی دیگر ایران نیز بیشتر در مناطق به اصطلاح اتنیکی حضور پیدا کنند، این دیالوگ بیشتر به ثمر خواهد رسید، و موضوعی خاص شورای مدیریت گذار نیست و برای همه ی تشکیلاتهای سیاسی ایران مطرح است، و دلیل تصمیم اینجانب به پایان دادن حمایت خود از شورای مدیریت گذار ابداً حضور این نیروها در این شورا نیست چرا که آنها را بخشی از اپوزیسیون واقعی ایران می دانم که باید همگی با هم برای حفظ یکپارچگی ملت ایران کار کنیم. اما بیش از 20 سال پیش بحثهایی تحت عنوان منشور81 آغاز و کنفرانسهایی برگزار شد و در پایان، سایتی تحت عنوان «هما» در اینترنت آخرین موجودیت آن تلاشها بود که بعد هم تعطیل شد و رهبری آن تلاشها نیز در دست دکتر حسین باقرزاده بود. در آن آخرین روزها مقاله ای نوشتم و به این موضوع اشاره کردم که آن تشکیلات شفاف نیست و آقای باقرزاده نیز پاسخی به اینجانب در نشریه ی ایران امروز آن زمان منتشر کردند که در اینترنت در سایت اتحاد برای دموکراسی هنوز موجود است و در واقع قصدم در آن مقاله بحث موضوع شفافیت بود و هدفم شخصی نبود اما غلط برداشت شد و امیدوارم این بار آنچه دوباره امروز درباره ی وضعیتی مشابه می گویم، غلط برداشت نشود. امروز این نگارنده مشکل مشابهی با آقای مهندس حسن شریعتمداری و تشکیلات شورای مدیریت گذار دارم. روز گذشته تلویحاً درباره شخصی صاحب نفوذ در مدیریت این تشکیلات نوشتم که بحثی در عرصه ی خصوصی نیست و واضح است که چرا چون او مرا که با نام واقعی فعالیت سیاسی می کنم، 20 سال است تعقیب کرده در حالیکه شخصاً تا دو روز پیش نه نام واقعی را می دانستم و نه چهره اش را دیده بودم و همه ی این استاکینگ او در عرصه ی عمومی اتفاق افتاده و در 20 سال گذشته با سوء استفاده از نفوذ خود در دولت آمریکا برای تحمیل نظر شخصی اش علیه این نگارنده، بلایی در عرصه ی عمومی سر من و خانواده ام آورده که نتیجه اش بیش از 350 هزار دلار بدهی شخصی و از دست دادن دست همسرم است که به دلیل آنچه او علیه اینجانب انجام داده اتفاق افتاده، و در عین حال ذکر کردم که این فرد هیچ سابقه ی فعالیتی در اپوزیسیون ندارد. حالا توجه کنید، کاری که این شورا بعد از مقاله ی دیروز این نگارنده انجام داد، این بود که اصلاً اسامی مدیرانش به فارسی را از سایتش حذف کرد، اما به انگلیسی نگهداشت و برای آن فرد یک تاریخ اپوزیسیونی درست کرد و درج کرد. اینها بازی دادن اپوزیسیون ایران است. امروز دورانی نیست که «سرشاپور ریپورتر» و «ام آی سیکس» با شامورتی بازی بتوانند اپوزیسیون ایران را خام کنند. همین و بس. این کارها نظیر اقدامات رژیم اسلامی حاکم بر ایران است که وقتی درباره ی آنچه با قربانیان کشتار 67 کرده اند می گوییم، میروند یا ماجرا را به چیزی در عرصه ی خصوصی تبدیل می کنند یا که صورت مسأله را پاک می کنند به جای آنکه با صداقت تلاش برای جبران مافات کنند. حالا برخورد رهبری شورای مدیریت گذار به پاسخگو کردن این فرد برای کاری که در عرصه ی عمومی کرده همان روش رژیم اسلامی حاکم بر ایران را دنبال می کند یعنی شامورتی بازی وقتی ادعای آلترناتیو دموکراتیک یعنی جریانی که می خواهد بطور دموکراتیک و پاسخگو یعنی با صداقت در عرصه ی عمومی در ایران کار کند؛ شخصاً دیگر از شورای مدیریت گذار حمایت نمی کنم به رغم آنکه برای بسیاری از کسانیکه در آن فعال هستند احترام قائل بوده و برایشان آرزوی موفقیت دارم و به خودشان مربوط است که با چه تشکیلاتی می خواهند کار کنند. آنچه نیز در اینجا ذکر شد با آگاهی کاملِ آقای مهندس حسن شریعتمداری انجام شده چون قبل از اعلام شورا، مشخصاً در مورد کارهای فرد مورد بحث به ایشان در مقاله ای به تفصیل توضیح داده بودم اما ایشان موضوع را شوخی گرفته و اتفاقاً بیشتر در لانسه کردن آن فرد در شورا تلاش کرده به جای آنکه از وی بخواهد جبران مافات کند. شخصاً در پی انتقام نیستم و به همین دلیل نیز نام آن فرد را در مقاله ی روز گذشته ام اعلام نکردم، کسی که 20 سال مرا با نام مستعار تحت تعقیب و استاکینگ قرار داده، و با همه ی این احوال، در پی انتقام نبوده و امیدوار به تصحیح اشتباهات او بودم و نه پاک کردن صورت مسأله و شامورتی بازی. فقدان شفافیت در عرصه ی عمومی و بازی تبدیل موضوع به دعواهای شخصی باعث شکستهای بزرگی در جنبش سیاسی ما شده و همین روزها سالروز 28 مرداد است که عده ای دوست دارند آن رویداد تاریخ ایران را به موضوع دعوای شخصی شاه و مصدق تبدیل کنند و بعد از اینهمه سال حل نشده که گویی همین دیروز اتفاق افتاده است؛ شخصاً گرچه با کودتای «سیا» در آنزمان مخالف هستم و روشن بگویم با بازی های اینکه کودتای آمریکا در «25 مرداد» بوده و نه «28 مرداد» مشکل حل نمی شود و می توانند این پادوها نظرم را به اطلاع آقای هوک نیز برسانند و برای خودشیرینی انعام بگیرند؛ در عین حال اشتباهات دکتر مصدق را نیز همیشه بحث کرده ام و خواستار ادامه ی این دعوای ایرانیان و دولت آمریکا نیستم و مشخصاً در این مورد هم توضیح داده ام؛ باهم رو راست باشیم، و یکدیگر را نیز دنبال نخود سیاه نفرستیم و نه من "بچه" هستم که با این حرفها گول بخورم و نه شما؛ هر حرفی داریم بحث کنیم که اینها بحثهای عرصه ی عمومی است و این اختلافات را به دعواهای شخصی تقلیل ندهیم، که بیش از 60 سال، هم به ایران و ایرانیان و هم به آمریکا و آمریکاییان آسیب رسانده است. دوباره تکرار می کنم که این موضوعات را به دعواهای عرصه ی خصوصی تقلیل ندهیم چرا که بحث در مورد موضوعی اساسی در عرصه ی عمومی است. شخصاً با شفافیت کامل این بحث را در عرصه ی عمومی دو ماه پیش نوشته ام و واقعیت این است که باید اپوزیسیون ایران، و دوستداران ایران و ایرانیان در دولت آمریکا، وارد این بحث واقعی شوند. از دیدگاه صاحب این قلم سازمان «سیا» یک تشکیلات اطلاعاتی مدرن در جهان است که در همه ی کشورها در دنیای آزاد وجود دارند و ضرورتش نیز هست، و در میان ایرانیان به دلیل کودتای 28 مرداد، از سازمان «سیا» هیولایی درست شده که گویی معادل «ساواک» یا سازمانهای اطلاعاتی شکنجه گر و سرکوبگر رژیم اسلامی کنونی همچون «اطلاعات سپاه پاسداران» است؛ شخصاً چنین تصویری از سازمان «سیا» ندارم که برخی از ایرانیان مأمور در آن سازمان با اعمالشان بیشتر به آن دامن میزنند. صاحب این قلم حتی به روشنی نوشته ام که برایم هیج مسأله ای نیست که بعنوان مثلاً مترجم در سازمان «سیا» یا در «صدای آمریکا» یا هر مؤسسه ی دیگر دولت آمریکا کار کنم و آنرا معادل جاسوس بودن نمی دانم و اساساً جاسوسها شغلشان در تاریخ کارهای دیگر بوده نظیر جولیا چایلد که آشپز بود و همه ی این موضوعات را در مقاله ای که لینک شده بحث کرده ام و نیازی به تکرار مجدد نیست. در واقع کسانی که از شغلشان در سازمان «سیا» سوء استفاده می کنند و در کارهای مؤسسه ای نظیر صدای آمریکا به خاطر نظرات شخصی شان برای روزنامه نگاران پاپوش درست می کنند باید افشا شوند و از سازمان «سیا» اخراج شوند نه آنکه به آنها امتیاز داده شود. و به قول معروف شما باید در بازی با انصاف، و قوانین بازی را رعایت کنید همانطور که کسی که به لاس وگاس میرود انتظار ندارد که صاحب کازینو با تقلب جیبش را خالی کند. اینجا آمریکا، کشور قانون است. لطفاً هوش اپوزیسیون و ایرانیان را دست کم نگیرید و با این بازیهای مسخره که شاید بریتانیا در دوران مشروطه می کرد مورد توهین قرار ندهید؛ بعد از تجربه ی 42 سال دروغ و زد و بند رژیم اسلامی با همه ی قدرتهای جهان، ایرانیان خیلی سیاسی تر از آن شده اند که با بازی های "بچه گول زن،" بشود آنها را تحمیق کرد و فقط این کارها تصویری نظیر سیستمهای امنیتی رژیمهای توتالیتر همچون چین و شوروی را در اذهان اپوزیسیون ایران بوجود می آورد که اصلاً حقیقت ندارد و همانطور که نوشتم آمریکا جامعه ی باز و کشور قانون است و در هر سطحی نیز مقامات باید پاسخگو باشند حتی اگر بالاترین مقامات اطلاعاتی باشند، و همانطور که آقای «مایکل فلین» در دادگاه پاسخگو بود و امروز از همه ی اتهامات در دادگاه، تبرئه شد. واقعاً این شامورتی بازی های برخی ایرانیان که مرتبط با دولت آمریکا هستند فقط به وجهه ی آمریکا در میان آزادیخواهان ایران لطمه زده و بس! بازهم تکرار می کنم اهل انتقام نیستم که اگر قصدم روز گذشته نابودی آن فرد بود نمی آمدم مقاله ام را بدون ذکر نام او منتشر کنم، وقتی 20 سال این فرد با نام مستعار مرا مورد تعقیب و استاکینگ قرار داده و زندگی ام را نابود کرده و تازه دیروز نام واقعی و چهره اش را در سایت شورای مدیریت گذار دیدم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

پنجم تیر ماه 1399
June 25, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH