Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

َMola Omar, Saddam, and Khamene'i

http://www.ghandchi.com/371-next.htm

 

 

Sam Ghandchiسام قندچيملاعمر، صدام، و خامنه اي

سام قندچی

 

آيا خامنه اي نفر بعدي است که التيماتوم 48 ساعتي را بگيرد و آيا او با هوش تر از صدام عمل خواهد کرد که پسرانش مردند و خودش هم در زندان منتظر محاکمه است.  آيا اگر صدام التيماتوم بوش را جدي گرفته بود،  امروز يکي از ثروتمند ترين مردان روي زمين نمي بود،  و شايد امروز در ليبي يا آمريکاي جنوني به خوش گذراني هايش ادامه نميداد. براستي چه چيز باعث شد که وي فکر کند بوش بلوف ميزند.  آيا او هم مانند ملاعمر متعصب بود،  و نميخواست يايان کارش را باور کند،  يا اينکه در ارزيابي اوضاع اشتباه کرد، و اگر دومي چرا؟  بنظر من وي اشتباه کرد،  چون اهميت زيادي به حرف هاي اروپائي ها و دولت هاي عرب ميداد،  و فراموش کرده بود که آن حرف ها همه حرف بود. بنظر من خامنه اي هم در حال اشتباه مشابهي است.  اما اين مقاله اصلأ در باره هيجکدام از سه نفر ذکر شده يعني ملاعمر، صدام، و خامنه اي نيست.  در واقع براي من اهميتي ندارد که اين ها بخاطر چه اشتباهي بازي قدرت را باخته اند و شانس بودن در قصرهاي افسانه اي، اينبار در در کشوري  ديگر را از دست داده اند. موضوع بحث من چيز ديگري است.

 

سوأل اُن است که اگر جدا از خواست ما در ارتباط با آينده نزديک ايران، دولت جمهوري اسلامي مانند دولت رضا شاه، يک شبه پايان يابد، ايا نيروهاي سياسي ايران آمادگي در دست گرفتن کشور را دارند،  و يا آنکه نظير شهريور 20 هنوز مشغول بحث هائي هستند که ديگر در آن شرايط اهميتي ندارد.

 

اجازه دهيد که من تأکيد کنم که من هر گونه حمله نظامي آمريکا به ايران را محکوم ميکنم، چه بشکل افغانستان و چه بشکل آنچه در عراق شد،  و در اين باره هم در نوشته درباره حرفهاي حمله احتمالي آمريکا به ايران به روشني نظرم را نوشته ام.  در نتيجه بحث من در اين مقاله اصلأ بمعني تأييد چنين سناريوئي نيست.  ولي بحث اين است که فرض کنيم ما يک عراقي مترقي بوديم،  و  دو سال پيش با اعتقاد به تحول دروني عراق بسوي دموکراسي و مخالف تجاوز داخلي، به مسائل عراق ميپرداختيم.  جدا از آنکه ما چه دوست داشتيم، عملکرد صدام از يک سو و جرج بوش در آمريکا از سوي ديگر، به آنچه در عراق اتفاق افتاد انجاميد،  و امروز مسأله نيروهاي سياسي مترقي عراق، چه ميخواستند و آماده بودند و چه نه، اين نيست که وقت خود را صرف آن کنند که از صدام يا بوش در آن زمان نقد کنند،  بلکه مسأله مرکزي آنها اداره دموکراتيک کشور است.

 

در ارتباط با ايران نيز ما تجربه مشابهي در دوران فرو ريختن دولت رضا شاه داريم،  که در فرداي آن، نيروهاي ملي و چپ که نيروهاي اصلي سياسي آن دوران ايران بودند، آماده بدست گرفتن حکومت نبودند،  و حتي حزب توده يکي دوسالي طول کشيد تا ايجاد شود،  و جبهه ملي سال هاي خيلي بيشتري طول کشيد تا که شکل گيرد،  و  شخصيت هاي مترقي از سليمان ميرزا تا کسروي تا مصدق پلاتفرم روشن سياسي نداشتند، و سر درگم بودند، و تا زمان کودتاي 28 مرداد،  و از يک واقعه به واقعه ديگر حرکت ميکردند،  و ملي شدن صنعت نفت مهمترين اين موضوعات بود که مصدق برايش برنامه درست داشت،  اما هيچکدام از نيروهاي اصلي سياسي برنامه حزبي روشني نداشتند و طرح روشني براي اداره کشور ارائه نکردند، و  اساسآ متفقين کابينه هاي ايران را ميچرخاندند.

 

من فکر ميکنم که عدم انحلال سلطنت در 20 سال اخير، يکي از دلائل انحراف بحث هاي اصلي سياسي ايران از موضوعات برنامه جمهوري سکولار آينده به بحث هاي تعيين نظام بوده است.  در هر جامعه اي يک عده ميتوانند خواهان نظام ديگري باشند، مثلأ نظام کمونيستي يا نظام رويائي طرفداران هاري کريشنا يا باز گرداندن سلطنت به فرانسه، اما خواست اين گروه هاي کوچک هيچگاه بحث مرکزي جنبش سياسي کشور نميشود.  در ايران در 25 سال گذشته مردم با جمهوري مسأله نداشته اند، مسأله مردم جدا نبودن مذهب و سياست بوده،  و آنچه در نظام جمهوري اسلامي نخواسته اند،  نه جمهوريت، بلکه ولايت فقيه يعني مقام شبه سلطنتي در اين نظام است.  در نتيجه همه بحث هاي درباره سلطنت اتلاف وقت جنبش مردم بوده است، همانگونه که اگر عده اي ميخواستند انتخاب رژيم کمونيستي را به موضوع مرکزي اين جنبش تبديل کنند. اين را حتي نويسندگان مطبوعات خارجي نيز نظير نويسنده مقاله زير فهميده است:

 

http://www.uruknet.info/?p=m8967&l=i&size=1&hd=0

 

من نظر خود را در زمينه پلاتفرم آينده نوشته ام:

 

http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar-plus.htm

 

ولي اينکه در شرايط کنوني چگونه ميتوان با اينگونه طرح هاي روشن،  موجوديت حزبي اي درست کرد،  که بتواند تعداد لازم نماينده در مجلس  جمهوري سکولار آينده داشته باشد،  و حتي به برنامه رئيس جمهور و کابينه آينده تبديل شود، سوآل اصلي است.  بنظر من ممکن است  ما بسيار زودتر از آنچه فکر ميکنيم با اين سوآل روبرو شويم،  آنگونه که پدران و مادران ما، چه ميخواستند و آماده بودند و چه نه، در شهريور 20 با چنين شرايطي روبرو شدند.

  

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

9 بهمن 1383

January 28, 2005

 

بعدالتحرير Feb 5, 2005-براي جلوگيري از بحث هاي شخصي، اشارات فردي از مقاله حذف شدند.

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com