Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

Khamenei and Salman Rushdie

http://www.ghandchi.com/366-Khamenei-plus.htm

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/366-KhameneiEng.htm

 

 

 

Sam Ghandchiسام قندچيخامنه اي و سلمان رشدي

سام قندچی

 

در دي ماه 1383، آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران گفت:

 

"آنها از احترام به همه مذاهب ميگويند، اما آنها از چنان مهدورالدم مرتدي نظير رشدي دفاع ميکنند".  در شريعه، يا در قانون اسلام، "مرتد" به معني کسي است که مرتکب برگشت از دين (ارتداد) از طريق خروج از اسلام شده است و "مهدورالدم" اصطلاحي است که به کسي اطلاق ميشود که ريختن خون وي مجازات ندارد.

 

کلمات مشابهي از سوي همه اسلامگرايان بکار برده ميشود، از جمله آيت الله خميني، که اولين بار  فتواي قتل سلمان رشدي را در سال 1989 صادر کرد. آنها همه فکر ميکنند که بر مبناي عقائد مذهبي آنان، سلمان رشدي مرتکب جنايتيُ شده، که مستوجب مجازات مرگ است، چرا که رشدي نظرات توهين آميز نسبت به اسلام را بيان داشته است. و آنها فکر ميکنند مجازات مرگ که تعيين ميکنند، انجام قوانين *عدالت* است، چرا که آن احکام بر مبناي قوانين اسلامي است.

 

آيت الله خامنه اي در نقل قول بالا سعي دارد بگويد که موضع دموکراتيک *عدالت* در دفاع از سلمان رشدي ، در تضاد با احترام گذاشتن به دين خامنه اي يعني اسلام است، که بر طبق نظر خامنه اي، قتل سللمان رشدي را بمثابه انجام*عدالت* اسلامي بخاطر عقائد ابراز کرده وي جائز ميکند.

 

فرض کنيم خامنه اي درست ميگويد.  در آنصورت جامعه بين المللي چه بايد بکند؟  از آنجا که احترام به مذهب،  بمعني آن است که به فتواي قتل سلمان رشدي بايستي احترام گذاشت، سوال اين است که اصلأ  آيا به مذهب بايستي احترام گذاشت؟

 

در يونان باستان، يکتا پرستان لا مذهب و بي خدا خوانده ميشدند، چرا که آنها خدايان يونان را پرستش نميکردند. در واقع يکي از اتهامات وارده به سقراط در دادگاه آتن "انديشه درباره خداياني غير از خدايان مورد تائيد دولت" بود.

 

در نتيجه وقتي يک مذهب،  استاندارد عدالت را تعيين ميکند، ميتواند داشتن انديشه هاي ضد خداي آن مذهب را،  جنايت قابل مجازات مرگ تلقي کند.  نه تنها قتل بعنوان مجازات چنان جرائم مذهبي، بلکه حتي مذهب ميتواند طلب قتل انسان بعنوان هديه قرباني براي حاصلخيزي زمين را بکند، با خون بچه اول، وقتي مذهبي زندگي اولين کودک را هديه زمين بداند،  که به آن بازگردانده ميشود.  آيا چنان شعائر مذهبي نيز بايستي مورد احترام باشند؟  آيا احترام به مذهب بمعني اجازه دادن به اينگونه شعائر نيست؟

 

بنظر من آنچه اينجا غلط است همان احترام به مذهب است.  خامنه اي درست ميگويد که در اين جا تضاد وجود دارد. آزادي مذهب به آن معني است که مردم بايستي حق انتخاب هر مذهبي و داشتن هر انديشه اي را داشته باشند، اما تا وقتي که درک مذهب آنها از حقوق و عدالت،  در تضاد با حقوق بشر نباشد.  پس آزادي مذهب بمعني احترام به مذاهب *نيست*.

 

در واقع حقوق بشر بر ديدگاه هر مذهب معين از عدالت تقدم دارد، و حقوق بشر است که بايستي به آن احترام گذاشت، از جمله حق بشر براي داشتن هر ديدگاه مذهبي، تا آنجا که آن ديدگاه تجويز ارتکاب به جنايت،  بمثابه انجام وظيفه مذهبي را نکند، که در آنصورت، مذهبي يا غير آن، جنايت بايستي در دادگاه قانون رسيدگي شود، بر مبناي حقوق بشر.

 

مثلأ، اگر يک مذهب شيطان پرستي تصميم بگيرد که يک باکره را بمثابه يک وظيفه مذهبي به قتل برساند، پيروان آن مذهب که مرتکب چنين جنايتي شده اند، بايستي بجرم قتل دستگير شوند، و به ديدگاه هاي مذهبي آنها، و درک آنها از *عدالت*، احترام گذاشته *نخواهد* شد.  در عوض به حقوق بشر قرباني جنايت آنها احترام گذاشته خواهد شد، چرا که  در جامعه مدرن، *عدالت* از ديدگاه حقوق بشر، بر هر ديدگاه مذهبي تقدم دارد.

 

اين است دليل آنکه در مورد سلمان رشدي، دنياي غرب ميبايست از ابتدا به روشني عمل ميکرد، و ميبايست که ميگفت *هيچ* احترامي براي عدالت اسلامگرا قائل نيست، وقتي که آن ديدگاه مذهبي بخود اجازه ميدهد براي عقائد کسي خواهان قتل وي شود، چرا که آن مذهب قانوني دارد که خلاف حقوق بشر است.  تشکيلات هائي نظير سازمان ملل،  ميبايست از همان اول،  از حقوق بشر سلمان رشدي دفاع ميکردند، و دادگاه جهاني ميبايست که آيت الله خميني را، بخاطر صدور فتواي قتل سلمان رشدي،  به دادگاه فرا ميخواند، چرا که رشدي ميبايست از حقوق بشر براي بيان آزادانه عقائد خود، بدون تهديد اسلامگرايان، برخوردار ميشد.

 

اگر سازمان ملل و دادگاه جهاني و دموکراسي هاي غربي بشکل بالا عمل کرده بودند، شايد از قتل هاي زنجيره اي از سوي اسلامگرايان جمهوري اسلامي، و همچنين از جنايت  11 سپتامبر اسلامگرايان، که هر دو بر مبناي *عدالت اسلامي*  و فتواي مذهبي انجام شدند، جلوگيري ميشد.

 

دموکراسي هاي غربي ميبايست چنان سياست روشني را اتخاذ ميکردند تا اين فتواهاي جنايت بار را از اول متوقف کنند، نه آنکه اسلامگرايان دستگير شده در فرانسه و آلمان، که در ارتباط با قتل بختيار، برومند، و رهبران کرد بودند را، براي خشنود سازي جمهوري اسلامي آزاد کنند، يا تفسير مجدد سياسي سياستمداران انگليس را اختراع کنند، تا براي فعاليت هاي جنايتکارانه بنيادگرايان اسلامي جا باز کنند، و آن همه تحت پرچم اشتباه آميز احترام به مذاهب.

 

دنياي متمدن نبايستي *هيچگاه* با چنان عقايد جنايتکارانه مذهبي مصالحه کند، آنهم تحت لواي آزادي مذهب، و باصطلاح احترام به مذاهب، چرا که آزادي مذهبي بمعني احترام به عقائد و شعائر هيچ مذهب معيني نيست، و بطور ساده بمعني حق داشتن ديدگاه هاي مذهبي يا غير مذهبي است تا آنجا که آن ديدگاه ها ارتکاب به جنايت را تجويز نکنند، و غرب ميبايست که روشن ميکرد که ديدگاه و عمل هيچ مذهبي را تحمل نميکند و احترام هم نميگذارد، اگر که آن ديدگاه و عملکرد جنايت عليه بشريت را تجويز کند، يا که حقوق بشر هر انساني را زير پا گذارد. در واقع تئوري هاي نسبيت فرهنگي نيز مسول بسياري از اين اشتباهات در غرب بودند.

 

سازمان ملل و دادگاه جهاني بايستي که آشکارا اين موضوع را به دستور کار خود براي برخورد با فعاليت هاي جنايتکارانه مذهبي دولت هاي مذهبي، موسسات، و افراد مذهبي اضافه کنند.  اين آن چيزي است که معني دفاع از حقوق بشر هر شهر وند جهان در فرن 21 است، در غير اينصورت، آيت الله ها نوبت ميگيرند که فتواي عجيب و غريب تر از هم صادر کنند.  در واقع برخي از آنها مجبورند که از رقبا در فناتيسم  سبقت بگيرند، و آن هم از ترس آيت الله هاي رقيب،  که با ارائه تعصب بيشتر،  فرش را از زير پاي رقبا ميکشند.

 

ميبايست هيچ وقت احترامي براي هر فعاليت جنايتکارانه با برچسب مذهبي وجود نداشته باشد، همانگونه که قرباني کردن انسان جنايت محسوب ميشود، و هر کس به آن مبادرت کند، با هر دليل مذهبي، تحت عنوان احترام به حق مذهبي تحمل نميشود، و اين گونه جنايتکاران دستگير شده ، بخاطر جنايت در حق بشريت، در دادگاه قانون محاکمه ميشوند، نه آنکه مورد اغماض قرار گيرند و تحت پرچم "احترام" به اين يا آن مذهب تحمل شوند.

  

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

1 بهمن 1383

January 20, 2005

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/366-KhameneiEng.htm

 

 

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com