Sam Ghandchiسام قندچي بعضی ها مرا به یاد «آین رند» می اندازند
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3359-ayn-rand.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18

 

ayn-rand

 

در بحث تئوریک درباره ی نتایج سیاسی و اجتماعی ساختارهای اقتصادی جامعه، اساساً در عصر مدرن دو نظریه ی سوسیالیسم و لیبرالیسم مطرح شده اند، و بهترین سخنگوی اولی کارل مارکس و بهترین سخنگوی دومی جان لاک است و حتی تا به امروز بهترین توضیح اولی را همچنان در آثار خود مارکس، و بهترین توضیح دومی را در کارهای جان رالز می توان یافت. اما علاوه بر این دو دیدگاه اصلی، نظرات دیگری نیز در عصر مدرن مطرح شده اند. مثلاً آنارشیسم که از منظر اقتصادی نوشته های پرودون در فرانسه و در پاسخ آنهم، مارکس در کتاب «فقر فلسفه» در همان قرن نوزدهم، به تفصیل توضیح داده شده، و صاحب این قلم نیز در بخش دوم رساله ی «یک تئوری ارزش ویژه» به قسمتهایی از بحثهای اقتصادی مارکس در این مورد، اشاره کرده ام. البته در قرن بیستم می توان نظرات فون میزوس و بعد هم  هایک را که پایه گذاران مکتب لیبِرتِرین هستند، نوعی آنارشیسم قرن بیستم محسوب کرد. و در قرن بیست و یکم نظرات حزب چای در آمریکا به نوعی ادامه ی دیدگاه های مکتب لیبِرتِرین است و شخصاً از همان آغاز تأسیس «تی پارتی» آمریکا، نقدی بر دیدگاههای اقتصادی حزب چای نوشتم ولی هیچگاه فرصت ترجمه ی آنرا به فارسی پیدا نکردم و واقعاً وقت برای این بحثها ندارم که به اندازه ی کافی درباره اش، مطلب، دیگران نوشته اند و علاقمندان می توانند با مراجعه به هر کتابخانه ای، مورد مطالعه قرار دهند. اما در سالهای پایانی قرن بیستم نویسنده ای با نام «آین رند» که بیشتر رومان نویس بود تا تئوریسین اقتصاد، به شکلی همین دیدگاه ها را که امثال فون میزوس و هایک در بیش از 40 جلد کتاب تئوریک اقتصادی مکتب اتریش نوشته اند، بصورت عامیانه مطرح کرده که در میان شمار قابل ملاحظه ای از مردم عادی کتابخوان در آمریکا، بویژه در دوران حاکمیت استبدادی شوروی بر نیمی از جهان، کتابهایش محبوبیت پیدا کرد. در میان نویسندگان آنارشیست، در مباحث سیاسی، نوشته های «رابرت نوژیک» در قرن بیستم، تئوریک و فهم آن قدری مشکل است، و صاحب این قلم به آنها پرداخته ام، اما شخصاً هیچگاه ارزش نظری در کارهای اقتصادی «آین رند» ندیده ام و علاقه ای نیز به بحث آن ندارم و خوانندگانی که علاقمند باشند می توانند خود مطالعه کنند و درک آن نوشته ها نیز مشکل نیست و به زبان ساده نوشته شده اند. مثلاً اینکه وقتی در جوامع مدرن همچنان نهادهای اجتماعیِ میراث تاریخ گذشته، نظیر خانواده، کلیسا و دیگر نهادهای مذهبی، مدارس و دانشگاههای خصوصی، احزاب و انواع انجمنهای اجتماعی سیاسی و امثالهم وجود دارد، طبعاً بی عدالتی اقتصادی را که از جمله نتیجه ی بقای این نهادها در زندگی فرد است، نمی توان انکار کرد و نمی شود در همه ی ناکامی های فردی، فقط خودِ فرد را مقصر محسوب کرد، گرچه موضوع «ایجاد امکان مساوی برای همه ی شهروندان صرفنظر از نژاد و تبار قومی و خانوادگی و جنسیت و گرایش جنسی و امثالهم»، بسیار مهم و امثال جان رالز بهتر از هرکسی در آن موارد بحث کرده اند و حتی بحث کنارگذاشتن اقدام مثبت یا در زبان انگلیسی «افرمتیو اکشن» در سالهای اخیر از سوی بورد دانشگاه برکلی که به دلیل ارتقای موقعیت زنان و سیاهپوستان در آمریکا مورد توجه قرار گرفت، می تواند مطرح باشد و منابع بحثها برای علاقمندان در اینترنت قابل دسترس است. به هر حال، برای شعار دادن و انرژی دادن به افراد، برای همه چیز فرد را مسؤل خواندن، شاید کار خوبی باشد که بگوییم فرد مسؤل همه ی آن چیزی است که برایش اتفاق می افتد، لیکن این تحلیل تئوریک اقتصادهای قرن بیست و یکم نیست. به همین دلیل برای دموکراسیِ مالکیت دار قرن بیستم، جان رالز زحمات زیادی برای درک موضوع «انصاف» کشید که حدود 20 سال پیش در نوشتاری تحت عنون «آیا سوسیالیسم عادلانه تر است»، به تفصیل بحث کرده ام. به هر صورت این بحثها جملگی در مورد جامعه ی صنعتی سه قرن گذشته است و کلاً لیبرالیسم، سوسیالیسم و آنارشیسم، ارثیه ی آن دوران هستند. از دیدگاه این نگارنده، جوامع بشری حدود نیم قرن است که وارد دوران اقتصاد فراصنعتی شده اند که البته به این معنا نیست که بازمانده ی اقتصادهای صنعتی و کشاروزی بطور موازی، ادامه نداشته باشند، ولی اقتصاد فراصنعتی و زندگی در عصر سینگولاریته، رهبری اقتصادی - اجتماعی جهان را در دست دارند، و این امر راه حل های تازه ای را برای معضلات جامعه ضروری کرده که از جمله در نوشتار «حزب آینده نگر در پی هدفی که مارکس به آینده دور موکول می کرد»، مورد بحث قرار داده شد، که بحثی فراسوی راهکارهای جوامع صنعتی سه قرن گذشته است و موضوع «عدالت اجتماعی» در قرن بیست و یکم نیز به تفصیل مورد بررسی قرار داده شده و علاقمندان به تعمیق در این گفتمان، می توانند با بحث نظرات جان رالز شروع کنند. اما، در جنبش سیاسی ایران نیز دیدگاههایی نظیر نظرات حزب چای مطرح می شود، که برخی نظیر دوست عزیز دکتر ایکس خیلی روشن و با صداقت نظرات خود را بیان می کنند و همیشه با احترام در مورد بحثهای ایشان نوشته ام. با اینحال برخی دیگر تصور می کنند صاحب نظر مسائل اقتصادی و تاریخی هستند و با گوشه و کنایه و نوعی دایی مردکی و خاله زنکی در نوشته هایشان، با حمله به مثلاً برنی سندرز می خواهند، نظرات سطحی اقتصادی و سیاسی خود را مطرح کنند که واقعاً دانش لازم را در آن عرصه ها ندارند و به خودشان مربوط است که می خواهند در هر موردی دلشان بخواهد بحث کنند، اما شخصاً ترجیح می دهم اشاره ای به اینگونه بحثها نکنم، چون نظیر بسیاری از به اصطلاح دیالوگهای اپوزیسیون ایران که ربطی به دیالوگ علمی ندارد، فردِ مدعی، حتی سواد کلاس اول دبستان را در مورد آنچه می خواهد بحث کند ندارد و فقط دوست دارد مطرح شود، و از همان اول تا آخر به دعوا و فحاشی می انجامد و نه بحث نظری، چرا که همانطور که گفته شد نظیر آن است که یک نفر با معلومات کلاس اول دبستان بخواهد در مورد تئوری نسبیت اینشتین بحث کند؛ قصدم هم از این مثال توهین به کسی نیست بلکه واقعیت است که در آنگونه مجامع نظری فیزیک هرکسی، نمی تواند برای بحث نظری شرکت کند و مدعی آزادی عقیده شود و بازهم تکرار می کنم که این حرف توهین به کسی نیست که بخواهند به موضوع دعوای شخصی تبدیل کنند. در واقع «آین رند» های اپوزیسیون ایران در مورد همه چیز همینطور بحث می کنند و مسأله فقط موضوع برخورد این افراد به آقای «برنی سندرز» و در مورد موضوعاتی نظیر «عدالت اجتماعی» نیست که خوابی دیده اند و اعلام کرده اند و اصلاً نمی دانند بحث در این موارد که مبحث حقوقی آن قدمتی بیش از 2000 سال دارد و به بحثهای افلاطون بر می گردد و به شکل مشخص در عرصه ی اقتصادی، در جامعه ی مدرن و امروز در جامعه ی فراصنعتی مورد بررسی است، با این حرفهای کشک قابل تبیین نیست. شخصاً به روشنی نظرم را در نقد دیدگاه های آقای برنی سندرز نوشته ام و 40 سال است به تفصیل درباره ی مبحث «عدالت اجتماعی»، مطالعات تئوریک منشر کرده ام، و آقای برنی سندرز همانقدر در دیدگاه های قرن 19 درجا می زند که این هواداران «لسه فر» در اقتصاد، که دوباره تکرار می کنم، زنده یاد جان رالز پاسخ همه ی این بحثها را داده بود! اما موضوع بیسوادی این افراد فراتر از مباحث اقتصاد عصر صنعتی است و مثلاً از دیدگاه این افراد، ایرانیان از روزی به این وضع 42 سال گذشته افتادند، که اسلام در ایران کمتر از 1400 سال پیش به قدرت رسید! اینگونه نظرات شاید برای خوشحال کردن جوانانی که از این رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی متنفرند، شعار مطلوبی باشد، اما اصلاً تحلیل تاریخ ایران به این سادگی نیست، واگر قرار بود اینگونه باشد، لابد باید در تاریخ اروپا نیز همه چیز را تقصیر تغییر مذهب در روم باستان به مسیحیت انداخت، و شعار مرگ بر مسیحیت داد. اینها نظریه پردازی نیست، حرف مفت است که آدم بیسوادی به دلیل زد و بند با این جریان و آن جریان در رسانه های فارسی زبان مطرح شده است، و شخصاً علاقه ای به بحث با اینگونه افراد ندارم و می دانم که دوست دارند خود را مطرح کنند و می دانم مدعی هوادارانی در داخل ایران هستند که خود و آن هواداران می دانند، و بسیاری از رسانه های سیاسی ایرانی خارج کشور نیز به هر دلیلی به آنها میدان می دهند و آنها را مطرح می کنند و مسأله ی اینجانب نیست ولی علاقه ای به اتلاف وقت با اینگونه افراد نیست و دلیل نوشتن این یادداشت نیز اینکه یکبار برای همیشه نظر خود را در این مورد گفته باشم که دوباره درگیر آن نشوم و به قول معروف عیسی به دین خود و موسی به دین خود. هرکسی هم دوست دارد می تواند با این افراد بیسواد بحث کند، اینترنت آزاد است و اینگونه افراد بیسواد می توانند هرآنچه دل تنگشان می خواهد منتشر کنند و جریاناتی هم به هر دلیلی حمایت به عمل آورند، لطفاً اینجانب را معاف، و درگیر این چیزها نکنید. با سپاس!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

نهم خرداد ماه 1399
May 29, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH