Sam Ghandchiسام قندچي اپوزیسیون و آینده نگری
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3323-opposition-ayandehnegar.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8      9      10      11

 

opposition-ayandehnegar

 

نزدیک به چهل سال است که موضوع آینده نگری در اپوزیسیون ایران مورد بحث قرار گرفته؛ در ابتدا در میان دوستان چپ و بعد هم در 30 سال گذشته در اینترنت و خوشبختانه امروز در میان تمامی نحله های فکری ایرانیان مورد توجه قرار دارد، با اینهمه بسیاری اوقات اصل بحث فراموش می شود. در اوائلِ فعالیت ایرانیان در اینترنت، وقتی ایرانیان هم به زبان انگلیسی در اینترنت فعالیت می کردند، یک فعال اینترنتی در آفریقا نوشته بود که این آدم نمی گوید کشورش چون جهان سومی است باید برنامه ای را کمتر از ایده آلهای کشورهای پیشرفته، هدف خود قرار دهد. او، پیشنویس پلاتفرمی را که برای حزبی آینده نگر ارائه کرده بودم که اول به زبان انگلیسی بود تا بشود بحث وسیعتری را در اینترنت درباره ی آن انجام داد، به دوستان آفریقایی اش پیشنهاد می کرد. یعنی نباید فعالیت اقتصادی و حقوق فردی را به اصطلاح به مرزهای فرهنگی محدود کرد آنچه که هواداران نسبیت فرهنگی در آن روزها توصیه می کردند، و در مقابلِ بحثهای طرفداران نسبیت فرهنگی، واقعیت کشورهایی نظیر کره جنوبی نشان داد که به رغم فرهنگ و تاریخ مشابه با کره شمالی، قادرند پیشرفته ترین کشورهای جهان را به چالش کشند. هیچوقت با آن دوست آفریقایی تماسی نداشتم، اما او، واقعاً این اصلِ هدفِ آینده نگری را دیده بود و ضروری است آنرا در همه ی نحله های سیاسی مورد توجه قرار داد که 20 سال پیش با زنده یاد داریوش همایون نیز مورد تبادل نظر قرار گرفت که او نیز اینگونه می اندیشید. در پایان به این نکته ی تلخ اشاره کنم، همانطور که 17 سال پیش بحث شد، حسادتهایی را که به اشکال مختلف می بینیم، سد راه اتحاد و همکاری ایرانیان است و حتی از برخی دوری می کنیم که فکر نکنند منشأ نظری بوده و ما حقشان را بیان نمی کنیم و تا می توانیم نیز اعتبار بیشتر به سهم آنها در کارهایی در گذشته می دهیم که واقعاً آن اندازه هم نبوده که نوشته ایم، بااینهمه، تصورشان را از نقش شان با ظاهر فروتنی اما واقعیت بدگویی پنهان، برآورده نمی کند در حالیکه در واقع چه خوب و چه بد در همه ی این سالها گرچه بسیار یاری مالی، شخصی و انسانی کرده اند و آدم درستی بودند و از آنهم سپاسگزاری کرده ایم، لیکن به درست یا به غلط دنبال کار و زندگی شخصی شان بودند که به خودشان مربوط است، با اینحال از لحاظ سیاسی ونظری، دستورِ حذف مقاله ی اصلاح طلبی ارتجاعی را 17 سال پیش، از سایتی که سالها پیش ذکر شد این کار را کرده، هم ایشان داده بود و گرچه در عرصه ی خصوصی نیست و به خاطر راضی کردن اصلاح طلبان و چپی های هوادار اصلاح طلبان بود وگرنه همانوقت هم فعالیت سیاسی و نظری نداشتند هرچند مثل همیشه دوست داشتند رهبر تلقی شوند، و  اینهم بحثی در عرصه ی عمومی است؛ و نقش او را در این تصمیم، خود مدیر آن سایت به اینجانب گفته بود، و با اینحال هیچگاه بازگو نکردم، به رغم آنکه بحثی در عرصه ی خصوصی نیست و در عرصه عمومی است، نخواستم بیشتر به اختلافات دامن بزنم که روشن بود دلیل این کار او، سمتگیری با اصلاح طلبان بود؛ بعد هم پیشنهاد ایشان به آقای اکبر گنجی جهت بنیانگذاری حزب جمهورخواهان آینده نگر نیز، در عین حال نشان می داد نه مواضع اکبر گنجی را می فهمند و نه آینده نگری را، و بیشتر از آنهم باز به دلیل سمتگیری با اصلاح طلبان بود، و مهمتر آنکه عملاً در همه ی این سالها در عرصه ی سیاسی فعال نبودند و می خواستند هر لحظه که جنبش بالا می گیرد فوراً مطرح شوند و  فیل هوا کنند و بعد که جنبش افت می کرد دوباره می رفتند دنبال کار و زندگی شان و تداومی در فعالیت نداشتند اما دوست داشتند خود را بعنوان رهبر فعالیتهایی که طی همه ی این سالها انجام گرفته، معرفی کنند. آیا هیچوقت از خود پرسیده اند چرا در همه ی این 40 سال هر بحثی که پیش می آید اول نظری ندارند اما بعد که صاحب این قلم پاسخ می گوید فکر می کنند این نظرشان است که تا دوسال پیش بطور شفاهی بود و بعد که تماس را قطع کردم، فقط در اینترنت می بینند. در واقع سالها قبل در دوران کنفدراسیون اینجانب گرچه با چپ بودم اما بسیاری از دیدگاه های علمی و آینده نگری را که در 40 سال گذشته ادامه داده ام، بیان می کردم و به همین دلیل بود که وقتی بحثهایم مورد حمایت برخی دوستان رهبری چپ در سال 1359 قرار گرفت، یکی از همانهایی که مرا از خیلی قدیم می شناخت به دیگری گفت "آیا مطمئنی که از این بحثها حمایت می کنی چون این آدم (منظورش من بودم) از این حرفها قدیمها هم می زد!" با اینهمه، آنچه به نیکی از ایشان گفته ایم برایشان کافی نیست و به جای تشکر، بدگویی ها را در خفا با ظاهری خیرخواهانه ادامه می دهند، چون تصویر درستی از آنچه در واقعیت بوده و هستند، از خود ندارند، و البته به اشکال پنهان و ظاهراً متواضعانه پشت سر حرف زنی ها ادامه دارد که باید گفت با دوستانی اینچنین چه نیاز به دشمن داریم، مثل کبک سر خود را در برف پنهان و خیال می کنند که دلیل برخورد نکردن از سوی اینجانب، ندانستن این حقایق است، در حالیکه همانطور که گفته شد نخواستم بیشتر به اختلافات دامن بزنم و بازهم نادیده می گیرم و به قول زنده یاد احمد شاملو "و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را." کریشنا مورتی می گوید حسادت بمعنی آن است که فرد یا گروهی، دیگری را از خود بهتر میداند، و آرزو دارد که دیگری باشد، و چون نیست، تلاش برای نابودی دیگری می کند. و در نتیجه عملکردش نه همکاری، بلکه تخریب آن دیگری است و نسبت به او حسادت میورزد. اما این فقط ویژه ی ما ایرانیان و به معنی دشمنی هم نیست، نزدیکترین کسان، دوست، یا خواهر و برادر، صرفنظر از هر فرهنگی با موضوع رشک و حسد در برهه ای از زندگی، روبرو می شوند و حتی داستان رستم و سهراب و شماری دیگر از حکایات در ادبیات ایران و جهان در این مورد است و بیخود نیست کریشنامورتی که ربطی به فرهنگ ما ندارد، این موضوع را با چنین دقتی بیان کرده است. واقعیت اینکه این حرفها مثل بسیاری موضوعات بحث شده در 40 سال گذشته، دردی را دوا نمی کند، و 14سال پیش حذف مقالاتم از سایت اخبار روز نیز جلوی فعالیتهایم را نگرفت و روسیاهی برای عاملین آن برجا ماند که پادوهای اصلاح طلبان بوده و هستند و نیازی به ذکر نام آنها هم نیست، و امروز فعالیت برای به موفقیت رساندن آلترناتیو سکولار دموکرات نیاز به حمایت عمومی دارد. به امید موفقیتهای بیشتر برای ایران و ایرانی.

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم اردیبهشت ماه 1399
May 12, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH