Sam Ghandchiسام قندچي ماجرای کتاب دموکراسی ناقص و یادداشت آقای حمید کوثری
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3311-hamid-kowsari.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4      5     6     7

 

hamid-kowsari

 

امروز دوست عزیز آقای حمید کوثری یادداشتی در مورد ماجرای کتاب دموکراسی ناقص برایم ارسال کردند. هفت سال پیش اولین کسی که آقای محمد امینی را به اشتباه بعنوان مؤلف این کتاب معرفی کرد، دوست عزیز آقای حسن اعتمادی بود و همان زمان در مطلبی تحت عنوان «محمد امینی و علی میرفطروس: دو روایت از سقوط دولت دکتر مصدق» یادآور شدم که زنده یاد حبیب تیموری را شخصاً می شناختم و او مترجم کتاب کردستان این نگارنده از فارسی به انگلیسی بود که ترجمه ای عالی ارائه کرده، و گویی کتاب از اول به زبان انگلیسی نوشته شده است، و او کتاب دموکراسی ناقص را نوشته بود. اینهمه دعوا بر سر چیست؟ یک ماه پیش برای کسی که اصلاً با این جریانات چپ سابق ارتباطی ندارد دو سه خطی در مورد نظرم درباره ی آن کتاب نوشتم:

 

"کتاب دموکراسی ناقص شاید بهترین پژوهش مستقل درباره ی جریانات سیاسی در سالهای 1320 تا 1332 است هرچند از زاویه ی دیدگاه ایدئولوژیک آن دوران چپ نوشته شده، و کسانیکه به آن کتاب حمله می کنند خودشان در آنزمان در کنفدراسیون همان ایدئولوژی را داشتند، و هنوز در 41 سال گذشته از دیدگاههای ایدئولوژیک خود حتی یک نقد منتشر نکرده اند، در حالیکه اصل آن کتاب، درباره ی آن مواضع ایدئولوژیک نیست بلکه تحقیقات تاریخی دست اول است که همه ی مدعیان تاریخ نگاری امروز به پای زنده یاد حبیب تیموری نمیرسند که بسیار در پژوهش و تاریخنگاری دقت می کرد هرچند اقتصاددان بود."

 

بعد هم یکی از کسانیکه در ماجرای این دعوا ها درگیر است با پرووکاسیون و تمسخر به این عبارت برخورد کرد و اینجانب هم گفتم دیگر در ارتباط با آن فرد به بحثی نخواهم پرداخت. به آنچه در خطوط بالا نوشته ام باور دارم و اگر خود، نویسنده ی کتاب دموکراسی ناقص بودم با افتخار اعلام می کردم چون از معدود پژوهشهای دست اول در مورد آن دوران تاریخ ایران است. ولی این حرف به این معنی نیست که اگر مؤلف آن بودم از خود بابت بسیاری از مواضع آن کتاب که امروز می دانیم اشتباه است، نقد نمی کردم. همین کتاب کردستانم را ببنید. از فدرالیسم استانی در آن حمایت کرده ام اما بعداً دیدم برای ایران درست نیست و آخر به تجزیه کشور ختم می شود و به همین دلیل تغییر موضع خود را سه سال پیش اعلام کردم. اینها که موضوعات خصوصی نیست و در عرصه ی عمومی است و آدم وظیفه دارد اشتباهش را به اطلاع عموم برساند. البته زنده یاد حبیب تیموری امروز در میان ما نیست و مطمئنا اگر زنده بود خودش پیش از همه ی ما اشتباهات آن کتاب را اعلام کرده بود.

 

پس همه ی این هیاهو برای چی به راه افتاده است. من نمی دانم چه کسی از اول اطلاعات غلط در این مورد به دوست عزیز آقای حسن اعتمادی داده است اما می توانم حدس بزنم هرکسی بوده از چه جریانی بوده است. حزب توده بیش از هر جریانی از آن کتاب بدش می آمد چون با اسناد خود آن حزب نظیر شماره های مختلف روزنامه ی رهبر، نشان داده بود که حزب توده باعث چه شکستهایی برای جنبش ملی ایران شده است. تا آنجا نیز که به فرقه دموکرات آذربایجان و کردستان مربوط می شد، کتاب دموکراسی ناقص اولین کتابی است که به روشنی نشان می دهد استالین دو سیاست موازی با چپ ایران داشته و یا به قول ما امروز داشته «هج» می کرده و بعد هم که با ترومن بر سر چین معامله کرد، یونان و اسپانیا و آذربایجان و کردستان ایران را فدا کرد. زمان تألیف کتاب دموکراسی ناقص هنوز اسناد راجع به پیشه وری و همکاری آگاهانه ی او با استالین از بدو تأسیس فرقه وجود نداشت و تازه بعد از سقوط شوروی این اسناد رو شد و زنده یاد خسرو شاکری در یافتن آن اسناد خیلی زحمت کشید و البته بسیاری دیگران. درست است که آقای تیموری در آن کتاب از مصدق هم نقد زیاد کرده اما بحث او در مورد اپوزیسیون در آن سالها است و نیروی اصلی اپوزیسیون نیز در آن دوران حزب توده بود و نه مصدق و او بعنوان یک پژوهشگر ابژکتیف همه ی نیروها را بررسی کرده است.

 

اینکه برخی دوستانی که در گذشته با حزب توده بوده اند ولی سالهاست می خواهند مواضع خود را در گذشته توجیه کنند عامل همه ی این کشمکشها است که نیروهای اپوزیسیون را در مقابل هم قرار می دهد. به هر حال این عیب، مخصوصِ توده ای های سابق نیست، مشکلی عمومی در اپوزیسیون ایران است. مگر هیچ نویسنده ای قرار است خدا باشد و اگر آدم اشتباهی کرده بهتر است خودش تصحیح کند و مطمئنم حبیب تیموری که من می شناختم اگر زنده بود این کار را می کرد و از ارزش کار تحقیقاتی دست اول او کم نمیکرد. در آنزمان که این کتاب نوشته شده، اصلاً هیچ کتابی در مورد آن دوران تاریخ ایران که از سوی اپوزیسیون نوشته شده و با استفاده از منابع دست اول باشد، وجود نداشت. تازه زنده یاد خسرو شاکری به کتابخانه هایی نظیر همین کتابخانه ی کنگره آمریکا می آمد و چندین جلد اسناد مزدک را چاپ کرد که کتاب نبود بلکه اسناد بود برای پژوهشگران و خیلی هم مفید بودند. خودم درباره ی تاریخ هواداران پلخانف و کائوتسکی در جنبش چپ ایران اول در همان اسناد خسرو شاکری خواندم یعنی آنهایی که سالها پیش از ارانی که لنینیست بود، در زمان مشروطیت در ایران می خواستند تشکیلات چپ درست کنند. این دوستانی که به تاریخ علاقمند هستند امروز که اینترنت هست امکانات زیادی برای پژوهشهای دست اول وجود دارد. با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان و فعالان و پژوهشگران ایران.

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نوزدهم اردیبهشت ماه 1399
May 8, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH