Sam Ghandchiسام قندچي سخنرانی جالب یزدان شهدایی در مهستان و دو بحث مهم میلاد آقایی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3264-yazdan-shohadaei.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6    7     8     9     10     11     12     13     14    15

   

yazdan-shohadaei-milad-aghaei

 

روز گذشته آقای یزدان شهدایی از رهبران شورای مدیریت گذار، در جلسه ی یکشنبه سی و یکم فروردین ماه مهستان سکولار دموکراسی ایران که با مدیریت دکتر اسماعیل نوری علا برگزار شد، شرکت داشتند، و هم سخنرانی آقای شهدایی و هم بحثهای مهستان بسیار شنیدنی بودند. در این جلسه آقای میلاد آقایی دو موضوع بسیار مهم را مطرح کردند:

 

1. موضوع داشتن نیروهای مسلح احزاب مختلف بعد از تغییر رژیم. این مطلب را دوهفته پیش آقای منوچهر یزدیان نیز در توییتی در رابطه با حفظ یکپارچگی ایران مطرح کردند که فقط با قول تعهد به تمامیت ارضی حاصل نمی شود همانطور که امروز در عراق شاهد این حقیقت هستیم؛ اما، آقای میلاد آقایی بحث کاملاً متفاوتی را در این رابطه باز کردند بویژه مثالی که از نیروهای *پارتیزان* زدند و اینکه به درستی گفتند حتی معنای لغوی پارتیزان یعنی جناحی عمل کردن، و با حزب یا گروه خاصی بودن. آنچه در این بحث از سوی دیگر قابل تأمل است این واقعیت که احزابی نظیر حزب دموکرات کردستان در همان انقلاب 1357 بعد از پیروزی انقلاب به رغم آنکه موضع غلط *خودمختاری* را اختیار کردند، نه تنها دنبال جدایی نبودند بلکه شخص عبدالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان در انتخابات مجلس اول شرکت کرده و انتخاب شد و این آیت الله خمینی رهبر انقلاب بود که اجازه نداد او وارد مجلس شود و سالها بعد نیز زنده یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو را در اروپا وقتی می خواست با رژیم اسلامی گفتگو کند، عوامل خود رژیم اسلامی، ترور کردند. گروههای دیگری نیز که اسلحه ی خود را بعد از انقلاب تحویل دادند بعداً از حمایت حقوقی دولت برای ادامه ی حیات سیاسی، برخوردار نشدند و در نتیجه آنها حق دارند که در این مورد برای تسلیم سلاح های خود حتی بعد از پیروزی آلترناتیو سکولار دموکرات، تردید داشته باشند. شخصاً اقدام مردم کردستان را بعد از انقلاب 57 که در دفاع از خود در برابر حمله نظامی سپاه پاسداران به کردستان که با نفس کش طلبیدن با شعارهای فحاشی به «عمر و عثمان» همراه بود، درک می کنم و حمایت گروه های سیاسی کرد را از مردم ساکن کردستان در آن مقاومت مسلحانه نیز به حق می دانم، هر چند اعدامهای به اصطلاح "خلقی" را توسط گروه های سیاسی کرد که در کردستان هنگام اعلام دولت توسط احزاب کرد در سنندج صورت گرفت، محکوم می کنم. در مناطقی نظیر ترکمن صحرا نیز از دیدگاه اینجانب این گروه های سیاسی ضد دولت موقت نظیر چریکهای فدایی خلق بودند که به اقدام مسلحانه در آن زمان در آن منطقه دامن زدند. در نتیجه موارد مختلف را در همه جا یکسان فرض نکنیم. مثلاً در درگیری زنده یاد دریادار احمد مدنی استاندار خوزستان در آنزمان با گروههای تجزیه طلب عرب، آن گروه ها بودند که روش خصمانه در پیش گرفتند. یا در بلوچستان ایران، اساساً گروه های تجزیه طلب، خودشان، جریانات کوکلاکس کلانهای اسلامیِ اهل تسنن نظیر جندالله بودند، که دست کمی از داعش و کوکلاکس کلانهای شیعه در ایران ندارند، و اگر بدتر نباشند، بهتر نیستند. در نتیجه تشکیل جریاناتی نظیر «کنگره ملیتهای ایران فدرال» این تفاوتها را بی پاسخ گذاشته و تنفر متقابل گروه های اتنیکی و گروه های سیاسی سراسری را دامن می زند که به ضرر هر دو طرف است و باعث راه افتادن یک سری بحثهای بیهوده شده است که جریاناتی نظیر شورای ملی ایران، یکروز از یک قطب این کشمکش بیهوده می خواستند سوء استفاده کنند و به تازگی از قطب دیگر می خواهند بهره برداری سیاسی کنند که این هردو به قیمت ریختن خونهایی است که برزمین خواهد ریخت همانگونه که در کشورهای دیگر خاورمیانه نظیر سوریه شاهد آن بوده ایم. امید است که شورای مدیریت گذار بتواند این موضوعات را بطور متمدنانه نظیر جلسه ی دیروز مهستان مورد تبادل نظر قرار دهد و به دنبال راه حل باشد و قدم اول می تواند انحلال کامل جریان «کنگره ایران فدرال» باشد که جز ضرر به گروه های سراسری و گروه های اتنیکی نداشته وقتی دوغ و دوشاب را با هم آمیخته است.

 

2. بحث شنیدنی دیگر آقای میلاد آقایی در جلسه دیروز مهستان و پاسخ مطالعه شده ی آقای یزدان شهدایی بویژه بحث آقای شهدایی در ارتباط با اندیشه های جان لاک شنیدنی بود، و اصل موضوع نیز واقعیت جامعه ی مدنی ایران بود. حقیقت اینکه درست است جامعه ی مدنی در ایران قدمتش به پیش از مشروطیت و حتی پیش از امیرکبیر میرسد، و 10 سال پیش نیز این جامعه ی مدنی از جنبش سبز و رهبری آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد حمایت کرد. ولی واقعاً جامعه ی مدنی بعد از انقلاب 1357 به جریانات مختلفی گفته می شود که بعضاً با تعریف جامعه ی مدنی در اروپا قرابتی ندارد، و دلیل این امر نیز اتفاقی است که بعد از انقلاب 57 در ایران رخ داد. انقلاب 57 در ایران آخوندها را در مقام مدیریت جامعه قرار داد و دلیلش این بود که طرفداران خمینی چه آخوند و چه غیر آخوند تعدادشان نسبت به وسعت کل جامعه ی ایران خیلی کم بود و در نتیجه آیت الله خمینی این جای خالی را با کل قشر آخوند پر کرد. اکثریت این آخوندها نیز نه سواد و مهارتهای لازم را برای وظایف مدیریتی که بر عهده داشتند دارا بودند و نه علاقه ای به آموختن آن داشتند، در نتیجه کارها را به مدیران سکولار سپردند و آنهم نه کسانیکه برگزیده ی رژیم آخوندی و به اصطلاح سهمیه ای های ایدئولوژیک دانشگاه ها، که اساساً از نفوذ خود و عضویت در انجمنهای اسلامی دانشگاهها حتی برای نمره گرفتن استفاده می کردند و اکثراً هم نه تنها نورچشمی و بیسواد بودند، بلکه فاقد تخصص کافی برای انجام کارهایی بودند که دوست داشتند در دولت عهده دار شوند، و در واقع مدیرکل های آخوند خوب می دانستند که این نورچشمی ها با تهدید استادان نمره گرفته اند، و برای انجام کارهایی که باید تحت ریاست آن مدیران آخوند انجام شود، به درد نمیخورند و چون هدف آن آخوندها پیش بردن کارهایی بود که در سطح بالا عهده دار آن بودند، مهندسان و پزشکان و متخصصان سکولار را استخدام می کردند که نه تنها به نفع جامعه شد، بلکه آن متخصصان سکولار، امروز بعنوان جامعه ی مدنی در ایران تلقی می شوند که بامعنای کلاسیک جامعه ی مدنی در اروپا فرق دارد و جالب است که برخورد اصلاح طلبان و طرفداران آقای محمود احمدی نژاد به این موضوع با نگرش اکثریت اصولگرایان به این موضوع، کاملاً متفاوت است، که آنهم خود ماجرای دیگری است. به هر حال بحث جامعه ی مدنی ایران بسیار بغرنج است چرا که ما با رژیمی روبرو هستیم که یک رژیم عقب مانده ی اسلامی نظیر دوران قاجار یا برخی رژیمهای عربی منطقه نیست بلکه رژیمی واپسگرا است که 41 سال است در تلاش است تا جامعه را به 1400 سال پیش عقب ببرد و برخورد این رژیم به زندگی زنان در ایران به بهترین وجه واقعیت واپسگرایی را در این رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی، نشان می دهد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

اول اردیبهشت ماه 1399
April 20, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH