Sam Ghandchiسام قندچي بزودی: ضمیمه ی پلاتفرم حزب آینده نگر

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3259-platform-supplement.htm

Soon: Futurist Party Platform Supplement

http://www.ghandchi.com/3259-platform-supplement-english.htm

پی نوشت 21 خرداد ماه 1399: ضمیمه ی 2020 پلاتفرم حزب آینده نگر

پی نوشت سوم اردیبهشت 1399: آینده نگری: چرا اینهمه بحث مارکس و مارکسیسم بعد از 180 سال

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18     19     20     21     22     23     24     25     26     27     28

   

platform-supplement

 

عادت ندارم که قول نوشته ای را بدهم پیش از آنکه منتشر کنم اما این دفعه دارم استثنا قائل می شود و در واقع ضمیمه ای که بزودی منتشر خواهم کرد شاید یادداشت بسیار کوتاه یک صفحه ای باشد. پلاتفرم حزب آینده نگر، حدود 20 سال پیش در ژوئیه 2001 منتشر شد. طی سالها، افراد زیادی مستقیم یا غیرمستقیم در تکامل این پلاتفرم اثر گذاشتند. بیش از 45 سال پیش به این نتیجه رسیدم برای آنکه در ایران جامعه ای دموکراتیک و عادلانه وجود داشته باشد، به حزبی سیاسی نیاز است و هنگامیکه از 51 سال پیش بعد از پایان دبیرستان در آمریکا زندگی می کردم، و یکی دو سال بعد هم عضو کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج کشور شدم، همه ی احزاب موجود یا تاریخی ایران را مورد مطالعه قرار دادم و از پلاتفرمهای هیچیک از آنها راضی نبودم. همان زمان هوادار چپ بودم، و مائوئیسم در میان چپ در کنفدراسیون محبوبیت داشت. گرچه حزب توده را از روز اول در سیاست رد می کردم، اما مائوئیسم هم برایم خیلی سطحی بنظر می رسید چرا که از همان اول تکیه ی زیادی به علم و آینده داشتم، که تا به امروز نیز گرایش این نگارنده است، و اکثر ادبیات مارکسیستی از جمله کارهای شناخته نشده ای نظیر «خانواده مقدس» را مورد مطالعه قرار دادم، و گرچه 10 سال بعد، پس از انقلاب 1357 ایران، مارکسیسم را رد کردم، اما دیدگاهم درباره ی مارکس و مارکسیستها به نوعی شبیه شکلی است که دکارت پیروان ارسطو را در زمان خود توصیف می کند و می گوید که آنها مرتب بحثهای ارسطو را تکرار می کنند به جای آنکه طبیعت و جامعه را که ارسطو مطالعه می کرد، مورد توجه قرار دهند و به همین دلیل دکارت اصلاً نوشته ای در رد اسکولاسیتکها ننوشته در حالیکه در زمان او همه جا بحثهای فلاسفه ی اسکولاستیک در جریان بوده است. رساله ی این نگارنده تحت عنوان «ابزار هوشمند: شالوده تمدنی نوین» که در سال 1985 در ژورنال هوش مصنوعی منتشر شد تلاشی برای آنگونه کار درباره ی طبیعت و جامعه است. به بحثمان برگردیم، در سال 1353 به ایران بازگشتم به این امید که حزب سیاسی تازه ای را ایجاد کنم تا به برقراری دموکراسی و عدالت در ایران یاری رساند. گرچه برخی افراد نزدیک به چپ نو را در ایران پیدا کردم از جمله زنده یاد ایرج خانبابا تهرانی، اما اساساً سیاسیکاری در ایران در آن روزها توسط چپی ها و لیبرالها انجام نمی شد و اسلامگرایان و بطور مشخص هواداران آیت الله خمینی کار سیاسی در ایران انجام می دادند. چپی های فعال در دهه آخر رژیم شاه در جنبش چریکی بودند چه با گرایشان مارکسیستی و چه اسلامی و آنها اساساً تا زمان انقلاب 1357 نابود شده بودند. پس از انقلاب 1357 صاحب این قلم هنوز چپی بودم اما پس از سال اول  آنچه از رژیم اسلامی ایران (ج.ا.ا) دیدم، برایم نتیجه ی برنامه های چپ را نشان داد، گرچه توسط اسلامگرایان پیاده شد، که بعداً نامش را کن فیکون مارکسیستی گذاشتم چیزی شبیه آنچه مارکس در اول کار خود در «نقد فلسفه حق هگل» و بعد هم در پایان کار خود در «نقد برنامه گوتا» توصیه می کند، و پیاده کردن چنین نقشه ای می توانست توسط یک نیروی چپ نظیر آنچه در ویتنام صورت گرفت، انجام شود. بنابراین آغاز به رد پلاتفرم چپ کردم. اینجانب تنها کسی نبودم که با مشاهده ی نخستین پیامدهای خیزش رژیم اسلامی در ایران این نتیجه گیری رسیدم از جمله دوستانم در ندای آزادی که آن روزهای بعد از انقلاب 1357 در ایران منتشر می کردیم نیز به همین نتیجه رسیدند. آقای محمد امینی که ایشان را از آمریکا 50 سال پیش می شناختم در میان آن افراد بود. در واقع ایشان ادیتور کتاب این نگارنده تحت عنوان «کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران» بود، که در سال 1359 وقتی در ایران زندگی می کردم نوشته شد، و همچنین نخستین نوشته ی منتشر شده ام درباره ی آینده نگری را نیز که تحت عنوان «ترقی خواهی در عصر کنونی» در آمریکا در سال 1984 نوشتم و در سال 1987 در ایران تایمز واشنگتن منشر شد، آقای امینی ویرایش کرده اند. آقای محمد امینی اکنون مبتلا به بیماری کرونا شده اند و امیدوارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنند. در اینجا لازم به تذکر است که اولین نوشته ام درباره ی آینده نگری جزوه ی «ترقی خواهی در عصر کنونی» نبود که در خارج به رشته ی تحریر در آمد. اولین بار بیانیه ای در دو صفحه با امضای آینده نگر در سال 1359 در تهران نوشتم و بحثهای مفصلی نیز با آقای احمد تقوایی درباره ی آن داشتیم و هردو امضا کردیم اما متأسفانه آن نوشته از بین رفت. در آنزمان نمی دانستم جریان فکری بنام آینده نگری وجود دارد و فقط این لغت را برای بیان اندیشه ی مورد نظرم ساختم. با آقای تقوایی بحثهای مفصلی در مورد پژوهشهای خود داشتم و کاملاً از این نگارنده حمایت کرد که در یادداشتی در سپاسگزاری از او در سال 1396 به تفصیل نوشته ام و در واقع از آنجا که ایشان از رهبران سیاسی چپ در سالهای کنفدراسیون در خارج بودند، حمایت ایشان بویژه در اینکه فعالان ایرانی به این نظرات توجه کنند، تأثیر زیادی داشت. دوست دیگری که باید ذکر کنم، سردبیر روزنامه ی ندای آزادی آقای نادر اسکویی بود که با ایشان خیلی خوب در نشریه ی ندای آزادی در نخستین سال انقلاب 1357 کار می کردیم. بایستی خاطر نشان کنم که به ندرت این دوستان را در سالهای اخیر دیده ام اما معاضدتهای آنها در پیشرفت کارهای این نگارنده بایستی که ذکر شوند و برای آنها بهترین آرزوها را در این روزها دارم. به هر حال رد کردن مارکسیسم در ایران در دومین سال انقلاب 1357 و پژوهش برای رساله ای تحت عنوان «اندیشه مارکسیستی و مونیسم،» که بعداً در آمریکا منتشر شد اساساً در همان ایران انجام شد. رد مارکسیسم در توسعه ی دیدگاه های صاحب این قلم برای پلاتفرم حزب آینده نگر نقش تعیین کننده داشت که این پلاتفرم بیشتر به نسخه ی اولیه ی طرح جفرسونی حزب دموکرات آمریکا شبیه است تا به پلاتفرمهای احزاب مارکسیستی، گرچه همزمان عدالت اجتماعی فراصنعتی در کانون توجهم قرار داشته و اینکه ابداً عدالت اجتماعی از دیدگاه صاحب این قلم مترادف با «سوسیالبسم» نیست. در نخستین سالهایی که روی این ایده کار می کردم، دانیل بل کمک زیادی در این پژوهش بود. با دانیل بل در مورد تحلیل از انقلاب ایران و نقد مارکسیسم مکاتبات مفصلی داشتم و در واقع او الهام بخش کتاب «ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم» بود که نخستین بار در سال 2003 منتشر شد، آن تبادل نظرها را در سپاسگزاری ام از زنده یاد دانیل بل در یادداشتی در سال 2017 بیان کرده ام. دانیل بل اثری ادامه دار بر تفکر این نگارنده داشته است. و بالاخره باید ری کرزوایل را ذکر کنم که افق تازه ای را با نگاهش به تاریخ بشریت آنگونه که در تئوری سینگولاریته توصیف شده، برای ما گشوده است. در سال 2003، کتاب ایران آینده نگر توسط سیندی وگنر از انجمن جهان آینده مرور شد، در آن کتاب بنیان پلاتفرم پیشنهادی برای حزب آینده نگر توضیح داده شده است. در سال 2007، در مقاله ای تحت عنوان «کرزوایل، هری پاتر، و حزب آینده نگر» نشان دادم که چگونه ری کرزوایل کمک کرد که پلاتفرم حزب آینده نگر را تکامل دهم. نگاهی به پلاتفرم و عملکرد حزب سکولار دموکرات ایرانیان که در سال 2016 توسط دکتر اسماعیل نوری علا و همراهانشان تأسیس شد، که حزبی آینده نگر است، و شاید نخستین حزب آینده نگر در جهان باشد، نشان می دهد که این طرح پلاتفرم حزب آینده نگر عملی است و نباید در پلاتفرمهای کهنه ی گذشته برای فعالیت سیاسی در قرن بیست و یکم درجا زد. امیدوارم بزودی ضمیمه ی بسیار مختصر این پلاتفرم را منتشر کنم، که خیلی کوتاه خواهد بود شاید یک صفحه.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و نهم فروردین ماه 1399
April 17, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH