Iranscope Store

Are We Still Waiting for United Nations?

http://www.ghandchi.com/325-UNFund-plus.htm

 

آيا ما هنوز منتظر سازمان ملل هستيم؟

سام قندچی

 

من در جائي خواندم که عبارت "خدا به آنهائي کمک ميکند که به خودشان کمک کنند"،  برعکس تصور عمومي،  نوشته اي در تورات نيست، ، بلکه از اساطير يونان باستان است،  که در کتاب Aesop's Fables ، که نوشته اي شبيه کليله و دمنه است، آمده است.  در جائي که به شکل سخنان هرکول به يک گاريچي نقل شده است، با عبارت "خدايان به آنهائي کمک ميکنند که به خود کمک کنند."  داستان به شکل زير است:

 

"يک گاريچي محموله سنگيني را در مسير يک راه گل آلود ميراند.  وي به بخشي از راه ميرسد که چرخ هايش تا نيمه در گل فرو ميروند، و هر چه بيشتر اسبان را ميکشد، چرخ ها بيشتر در گل مينشينند.  در نتيجه گاريچي شلاق خود را بر زمين ميگذارد، و خم ميشود و دست دعا به سوي هرکول قدرتمند دراز ميکند.  "آه هرکول به من در اين ساعت پريشاني کمک کن." اما هرکول بر وي ظاهر ميشود و ميگويد "انسان،  بيهوده اينجا منشين. برخيز و شانه هاي خود را بر روي چرخ ها بگذار.  خدايان به آنهائي کمک ميکنند که به خود کمک کنند.""*

 

پس از خواندن داستان بالا، من درباره نامه هاي بسياري که در 25 سال گذشته درباره نقض حقوق بشر در ايران،  به سازمان ملل نوشتم افتادم، و در فکر رفتم که آيا اين همه آن کاري است که ما ايرانيان ميتوانيم درباره اين وضعيت انجام دهيم!  به ياد آوردم اولين نامه براي آزادي سعيدي سيرجاني از زندان جمهوري اسلامي، نوشته اي از گروهي از ايرانيان که ده سال پيش در 1994،  تازه يک تشکيلات اينترنتي حقوق بشر بنام گروه ايراني حقوق بشر  را ايجاد کرده بوديم.

 

 و به ياد آوردم اولين خبر هولناک دريافتي گروه وقتي از قتل سعيدي سيرجاني توسط جمهوري اسلامي مطلع شديم. البته سالها طول کشيد تا ما از کل ماجراي قتل آگاه شويم،  که توسط باند سعيد امامي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي انجام شده بود، همانهائي که سالها بعد فروهر ها را با شقاوت تمام به قتل رساندند.

 

امروز ما ايرانيان به اين نتيجه رسيده ايم که نياز به يک رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل داريم تا به جمهوري اسلامي پايان دهيم، و فانون اساسي جديد ايران را پايه گذاريم، و بسياري افراد و گروه ها به کوفي عنان نامه نوشته اند تا سازمان ملل وارد عمل شده و اين رفراندوم را سازمان دهد.

 

اما ما پاسخي از سازمان ملل نميشنويم، همانگونه که همه اين سالها ما درباره سعيدي سيرجاني و قربانيان ديگر جمهوري اسلامي نوشتيم. حتي کميسيون حقوق بشر سازمان ملل محکوم کردن جمهوري اسلامي ايران براي دستگيري روزنامه نگاران و فعالين سياسي را متوقف کرده است.  ما همه درباره زهرا کاظمي، روزنامه نگار کانادائي-ايراني، ميدانيم، و اينکه چگونه وي در ايران توسط قاضي جمهوري اسلامي کشته شد، فاضي اي که هنوز سر کار است و به شکنجه زندانيان سياسي در ايران مشغول است.

 

اما من نميخواهم که سازمان ملل را سرزنش کنم. درست است که از نظر من ساختار کنوني سازمان ملل، در جهاني که گلوبايسم در هر سو به پيش ميرود،  براي اقدام لازم  در مورد معضلات جهاني کافي نيست،  اما بحث من در اينجا در مورد اين موضوع نيست.  حتي وضعيات مشابه در آفريقاي جنوبي و شوروي و نقش سازمان ملل در آن مورد ها،  قابل انطباق به ايران نيست، و من سازمان ملل را براي اين مسأله سرزنش نميکنم. اجازه دهيد بيشتر توضيح دهم.

 

به نظر من مسأله بخشأ به دليل نوعي است که اپوزيسيون ايران شکل گرفته است، که براي آن من حتي خود مان را نيز سرزنش نميکنم، اما وضعيت ايران نياز به راه حل نو آورانه اي دارد و نه آنگونه که مثلأ در مورد آفريقاي جنوبي اقدام شد.  منظورم چيست؟

 

بر خلاف اپوزيسيون آفريقاي جنوبي، که خواهان تحريم آفريقاي جنوبي بودند، حتي پس از آزادي ماندلا، اکثريت اپوزيسيون ايران و مردم ايران خواهان تحريم نيستند، و فکر ميکنند که تحريم به مردم ايران صدمه ميزند، و به جمهوري اسلامي اثري نميگذارد. چه اين درک درست باشد و چه غلط، نتيجه آن است که سازمان ملل نميتواند طرحي اجرا کند،  که حکومت جمهوري اسلامي را زير سوأل برد. چرا؟

 

چگونه ما ميتوانيم از سازمان ملل انتظار داشته باشيم که فراخوان رفراندوم براي تغيير رژيم در ايران را بدهد، و قتي که ما ميخواهيم که آنان حتي تحريمي بر روي دولت جمهوري اسلامي نگذارند. اين درست است که در انديشه ما، نخواستن تحريم جمهوري اسلامي، به معني خواستن جمهوري اسلامي در قدرت نيست، اما چنين موضعي از ديذگاه سياست بين المللي اينگونه درک نميشود.

 

اجازه دهيد تاکيد کنم که با نوشتن عبارات بالا، من نميگويم که ما بايستي خواهان تحريم ايران شويم و من نظر خود را درباره تحريم قبلأ در مقاله ديگري نوشته ام و نيازي به تکرار در اينجا نيست.

 

اساسأ من معتقدم *لغو* تحريم هاي آمريکا *نبايستي* بدون غير و شرط باشند و بايستي *مشروط* به حقوق بشر باشند. اما شرايط خواستار تحريم شدن با شرايط براي لغو تحريم هاي موجود،  متفاوت است. من فکر* نميکنم* فراخوان براي تحريم در وضعيت فکري کنوني ايرانيان و جنبش ايران در اين رابطه،  اقدام مناسبي است، و نوشتن بحث بالا براي توصيه چنين اقدامي *نيست*.

 

نکته بحث من اين است که بنظر من شکلي که آفريقاي جنوبي به جلو رقت، و يا شوروي، و يا حتي کامبوج نميتواند در ايران به پيش برود، و در شرايط کنوني، اين وضعيت، که حتي آمريکا در جستجوي همکاري جمهوري اسلامي براي جنگ با مخالفين وهابي سني در عراق،  و نقاط ديگر در جهان عرب است، متأسفانه من شک دارم، اگر ما بتوانيم از غرب براي کمک به رفراندوم تغيير رژيم در ايران انتظار زيادي داشته باشيم.

 

 بنابراين بنظر من ما بايستي که وضعيت را تغيير دهيم که در پائين توضيح ميدهم.

 

اپوزيسيون ايران در جستجوي حمله دولتهاي متخاصم جمهوري اسلامي به ج.ا. نيست.  همچنين ما حتي از سازمان ملل هم براي بايکوت جمهوري اسلامي تقاضا نميکنيم، و در نتيجه نميتوانيم از انها انتظار کمک براي برچيدن جمهوري اسلامي را داشته باشيم.  بنابراين ما نميتوانيم به اميد سازمان ملل در اين شرايط باشيم،  که صندوق مالي براي کمک به اپوزيسيون ايران ايجاد کند.

 

معهذا ما بايستي که نقش فعالي براي متشکل کردن مردم براي رفراندوم بعهده بگيريم، و از آنجا که مدل عراق و افغانستان،  يعني حمله به دولت کنوني ايران از نظر ما رد شده است،  و از آنجا که مدل تحريم هاي سازمان ملل آفريقاي جنوبي،  و مدل بايکوت هاي شوروي از طرف دولت هاي غرب نيز،  از نظر ما مردود هستند، ما بايستي که خود صندوق مالي براي کمک به خود درست کنيم.  البته وقتي که نيروي کافي داشتيم، ميتوانيم کمک از سازمان ملل و ديگران را بر مبناي شرايط مد نظر خود خواهان شده و بدست آوريم، اما مطمئنأ در شرايط کنوني ما نميتوانيم انتظار چنداني از آنها داشته باشيم.

 

بنظر من اپوزيسيون ايران بايستي گروهي از ده تا بيست نفر از کساني که معتمد مردم هستند را براي مديريت صندوق ايراني براي رفراندوم و تغيير رژيم تشکيل دهد،  و صندوق بايستي پول از افراد و موسسات ايراني و غير ايراني جمع آوري کند، و به جريان هاي مختلف که براي متشکل کردن جنبش رفراندوم  در ايران و خارج فعال هستند، کمک کند.  همانگونه که ما قادر بوديم صندوق هاي کمک مالي در واکنش به زلزله بم،  براي فربانيان آن فاجعه ، درست کنيم، ميبايست در اين مورد،  از پيش براي تحول جديد ايران، عمل کنيم،  و صندوق مالي براي تأمين نيازهاي تغيير رژيم به آنچه ما ميخواهيم را، ايجاد کنيم.

 

در شرايط حاضر،  بسياري افراد، گروه ها، و نشريات،  فعالانه بر روي پروژه هاي مختلف،  جهت سازمان دادن رفراندوم براي تغيير رژيم در ايران مشغولند، واکثر آنها در مرز رها کردن فعاليت خود هستند،  چرا که از امکانات مالي براي ادامه فعاليت برخوردار نيستند، و نميخواهند از دولت هاي خارجي کمک قبول کنند،  و صندوق سازمان مللي هم براي ياري به اپوزيسيون ايراني وجود ندارد، و منبع درآمدي نظير خمس و زکات هم  براي نيروهاي سکولار موجود نيست.

 

بنظر من وقتي ما اين صندوق را درست کنيم و بطور پروفشنال به متشکل کردن جنش براي رفراندوم مشغول شويم، آنگاه ميتوانيم از سازمان ملل و سازمان هاي بين المللي ديگر،  انتظار پاسخ به خواستهاي به حق ايرانيان و فعالين جنبش دموکراسي خواهي ايران،  جهت متشکل کردن رفراندوم براي تغيير رژيم در ايران داشته باشيم.

 

در غير اينصورت، من فکر نميکنم نامه هاي ما به کوفي عنان تغييري در روابط سازمان ملل و جمهوري اسلامي بدهد، بويژه وقتي آمريکا، تحت رژيم جرج بوش، تحريم ها عليه جمهوري اسلامي را تعديل کرده،  و تحريم عليه ليبي را کاملأ لغو کرده است.

 

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

2 ارديبهشت 1383

April 21, 2004

 

 

متن بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/325-UNFundEng.htm

 

 

مقالات ديگر مربوط به موضوع

http://www.ghandchi.com/index-Page15.html

 

 

------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

   A Futurist Iranian Site of Iran News and Iranian Culture