Sam Ghandchiسام قندچي آینده نگری: چپ و چپ سابق سالهاست که تمام شده است
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3210-chap-va-chapesabegh.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8

   

chap-va-chapesabegh

 

سالهاست که داریم این بحثها را می کنیم که چپ تمام شده، اما این چپی های سابق هم شده اند مثل جریان اسلامی که 1400 سال است همه ی بحثها را شنیده اند اما دوباره به همان راه می روند. ممکن است کسی بپرسد که پس چرا بیشتر با اینها بحث می کنیم؟ دلیلش این است که اکثریت مطلق اپوزیسیون ایران برای یک قرن چپ بوده همانطور که اکثریت مردم ایران قرنها است که مسلمان بوده اند، وگرنه نه علاقه ای به بحث در مورد چپ دارم و نه درباره ی اسلام، ولی بخاطر این واقعیت تاریخی اپوزیسیون ایران و اینکه تغییر این رژیم کوکلاکس کلانهای حاکم، نیاز به رهبری اپوزیسیون دارد و چپ و چپ سابق هم مشکل اپوزیسیون هستند، این بحثها تکرار می شود. ببنید بعد از همه ی ماجراهای کشورهای کمونیستی، بخش بسیار کوچکی در اپوزیسیون ایران هستند که دنبال همان حرفهای مارکسیستی لنینیستی و دیکتاتوری پرولتاریا باشند، وآنها اصلاً اهمیتی ندارند. یک بخش مهم اپوزیسیون نیز آنارشیست شده اند که منطقی است چون اگر کسی رادیکال است که از اساس با سوسیال دموکراسی انترناسیونال دوم مخالف است یعنی حتی روزالوکزامبورگ که رادیکال بود نتوانست با کائوتسکی کار کند در حالیکه اول بخشی از همان انترناسیونال دوم بود، نه آنکه آنارشیست باشد، و در نتیجه اگر آنهایی که رادیکال هستند و از مارکسیست لنینیسم بریده اند، منطقی است که دنبال چیزی نظیر انترناسیونال دوم نروند و چیزی مثل آنارشیسم را برگزینند، البته شخصاً با آنارشیسم مخالف هستم و دلایلم را توضیح داده ام هرچند آن بخشِ چپ که آنارشیست شده، و کلاً دوستان آنارشیست، اتفاقاً در 40 سال گذشته، برعکس اکثریت چپِ دنبالچه ی اصلاح طلبان، در برابر تغییر رژیم، نه تنها نایستاده اند، بلکه نیروی مهمی در فعالیت برای تغییر رژیم بوده اند. حالا برویم سر بخشهای دیگر چپ سابق. یک عده رفته اند جبهه ملی شده اند و اسم خودشان را گذاشته اند «آینده نگر»، اما اگر درباره ی نظراتشان بپرسی می گویند از «همون بحثها»، که معلوم نیست از کدوم بحثها حرف می زنند، اگر منظورشان نظرات مصدق است که اکثریت آن اپوزیسیونی که در سالهای بعد از 28 مرداد چپ شدند، با آن نظرات مخالف بودند وگرنه چپ نمیشدند. شکی نیست که این به معنی احترام نگذاشتن به جبهه ملی و مصدق نیست ولی آنهایی که چپ شدند همه ی آن حرفها را می دانستند، همانطور که نظرات اسلامی را هم از خود فعالان اسلامی بهتر می دانستند. حالا چنین کسانی با نظرات جبهه ملی فعال سیاسی نمیشوند، و همه ی این سالها هم نشده اند، و فعالان سیاسی واقعیِ جبهه ملی، همان کسانی هستند که همیشه فعال جبهه ملی بوده اند، و با افتخار هم می گویند مصدقی هستند و همان اندازه را برای راهبرد سیاسی لازم می بینند و قابل احترام که به قول زنده یاد دکتر خسرو شاکری جبهه ملی چه در زمان شاه و چه در دوران رژیم اسلامی، نظیر جنبش مدنی مارتین لوتر کینگ، برای اصلاحات فعالیت می کرده و می کند و خیلی هم محترم؛ اما، دوستان جبهه ی ملی واقعی، به دیدگاه های خود بعنوان «اون بحثها» اشاره نمی کنند،  و دلیل اینکه این دوستان چپ سابق این کار را می کنند، معنایش روشن است یعنی هویت این افراد با همان چپ معین می شود و البته حالا با دیدگاهی بی معنی به نام «چپ سابق». به همین دلیل اصلاً همکاری با جریاناتی نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان، برای این دوستان، نظیر بقیه ی چپی ها و «چپی های سابق»، با برچسب زدنهای یواشکی بی معنی، روبرو می شود، که بیشتر گیج کردن مردم است چون خودشان گیج هستند و نمی دانند طرفدار چه برنامه ی سیاسی هستند و فقط دوست دارند بعنوان رهبر سیاسی به آنها نگریسته شود، در حالیکه زمان شاه رهبر سیاسی موفقی در جنبش دانشجویی بودند، اما در 40 سال اخیر در عرصه ی سیاست ایران، چنین نقشی نداشته اند. یک عده دیگر از چپی های سابق هم بدتر از قدیم شده اند، یعنی از نحله ی چپی که در گذشته دنبال می کردند هم بدتر شده اند و نظراتشان به سطح عقب مانده ترین رهبران و کادرهای حزب توده تنزل کرده است، و اگر کسی نداند فکر می کند اینها از اول توده ای بوده اند، و به همین علت خودشان مرتب می گویند کنفدراسیونی هستند در حالیکه 41 سال است کنفدراسیونی وجود ندارد، ولی توده ایها چه آنزمانِ کنفدراسیون، و چه امروز همین نظرات را داشتند که امروز بهترین نام برایش «دنبالچه ی اصلاح طلبان» است. واقعاً برای اکثریت چپ و چپ سابق با نوع آگاهی که در 40 سال گذشته پیدا کرده اند، دیدگاه هایِ سابق و حالِ جبهه ملی و دیدگاههایِ سابقِ و حالِ حزب توده و چپ دوای درد نیست. بهترین گزینه برای این دوستان همین «سکولار دموکراسی آینده نگر» است که دکتر اسماعیل نوری علا، آقای منوچهر یزدیان، و همراهانشان در مهستان جنبش سکولار دموکراسی ایران و حزب سکولار دموکرات ایرانیان در سالهای اخیر، راه اندازی کرده اند و واقعاً این دوستانِ چپ سابق، قدری غرورشان را کنار بگذارند و با این حرکت همکاری واقعی کنند. دیگر نمی دانم خیلی در این مورد نوشته ام که آینده نگریِ واقعی راهِ کار است، و چپ سالها ست که تمام شده است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نهم فروردین ماه 1399
March 28, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH