Sam Ghandchiسام قندچي در حاشیه ی بحث دکتر اسماعیل نوری علا و مجاهدین
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3162-nooriala-mojahedin.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10    11

 

nooriala-mojahedin

 

روز گذشته در شماره ی شانزدهم اسفندماه نشریه ی جنبش سکولار دموکراسی ایران، بحثی بین دکتر اسماعیل نوری علا و سازمان مجاهدین خلق مطرح شده است. شاید هیچکسی به اندازه ی صاحب این قلم در اینترنت در نقد مجاهدین مطلب ننوشته باشد اما به قول حافظ «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی». واقعیت این است که در زمان انقلاب گرچه مجاهدین از خمینی حمایت کردند و حتی بعد هم در راه پیمایی های جلوی سفارت آمریکا در زمان گروگانگیری شرکت کردند که به سقوط دولت بازرگان انجامید اما همان یکی دو سال اول انقلاب بیشترین مبارزه مدنی را با رژیم اسلامی همین مجاهدین انجام می دادند. به یادم هست که آندسته از فعالان چپ که آنروزها برعکس اکثریت چپ از هواداران خط امام حمایت نمی کردند از مجاهدین بعنوان سمبل هزینه دادن در مبارزه ی مدنی یاد می کردند و این همان وقتی بود که در عین حال مجاهدین از دانشجویان خط امام در تسخیر سفارت آمریکا حمایت می کرد. ممکن است بنظر متضاد بیاید اما واقعیت بود. بعد هم جریان میدان فردوسی پیش آمد و اشتباه مجاهدین که همه می دانیم که بدون اطلاع به بقیه ی نیروهای سیاسی ناگهان اسلحه برداشتند وقتی اساساً جنبش در آنزمان در همه ی ایران به استثنای مناطق سنّی نشین، و مشخصاً در تهران، مبارزه ی مدنی بود و نه مسلحانه و هنوز هم بعد از 41 سال اینگونه است، و این تصمیم نادرست مجاهدین، خود آنها و دیگران را به کشتن داد، و بعد هم اعدامهای اواخر سال 59 و سال 60 و بعد از آن و بقیه ی ماجراها را همه می دانیم، و در پی آن خروج رهبری مجاهدین به خارج و همکاری با صدام حسین در جنگ با ایران که موضوعی دیگر است و تازه نباید فقط از اشتباه مجاهدین در زمان جنگ با عراق حرف زد و بقیه ی اپوزیسیون هم اشتباهات زیادی کردند. به هر حال در انقلاب 57 و یکی دو سال اول، مجاهدین به رغم حمایت از آیت الله خمینی، بیش از هر نیروی سیاسی در ایران مبارزه مدنی با رژیم اسلامیِ تازه پا انجام می دادند و در واقع به همین دلیل کاندیداتوری آقای مسعود رجوی برای ریاست جمهوری توسط شخص آیت الله خمینی باطل اعلام شد. اما در رابطه با منشعبین از مجاهدین و همکاری برخی از آنها با حزب سکولار دموکرات ایرانیان و مهستان. شخصاً هیچکدام از فعالان حزب، جنبش و مهستان را چه از منشعبین مجاهدین باشند و چه نباشند، نمی شناسم و آنچه در بیرون منتشر می شود را نظیر هر خواننده ی دیگری می خوانم یا برنامه های مهستان را تماشا می کنم. بعنوان نمونه وقتی سخنان آقای علی حسین نژاد را در جلسات اینترنتی مهستان گوش می کنم، می بینم که ایشان کادر سیاسی بسیار باسواد و باتجربه ای هستند که زبان عربی هم می دانند و برخی خبرهایی را که برای سایت خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان برگزیده، ترجمه و منتشر کرده اند واقعاً دست اول و خواندنی است. حالا سازمانی نظیر مجاهدین خلق مطمئناً از اینکه چنین کادری را از دست داده، ناراحت هستند و حق هم دارند. اما این درسی است که همه ی جنبش سیاسی ایران باید بیاموزد و در پلاتفرم پیشنهادی حزب آینده نگر ایران سالها پیش به همین دلیل این عبارت درج شده است:

 

"حق جدائی علنی از حزب: حزب آینده نگر ایران در عین كوشش جهت عضو گیرى، و ضمن تأکید برمسئول بودن اعضاء در مقابل برنامه ى حزب، می بایست در عین حال مدافع حق هر عضو براى جدایى علنى از حزب باشد. بعبارت دیگر خروج از حزب بایستى كاملأ آزاد بوده، و هیچگونه ترس و تهدیدى براى اعضاء بخاطركناره گرفتن از حزب وجود نداشته باشد."

 

این را باید همه ی سازمانها و احزاب سیاسی ایران یاد بگیرند. متأسفانه در گذشته بزرگترین حزب سیاسی در تاریخ ایران یعنی حزب توده این درس را یاد نگرفت و جدا شدگان از آن تشکیلات را با تهدید و پرخاش و امثالهم مورد خطاب قرار می داد که بیش از همه به خود این حزب لطمه وارد کرد. و البته با منتقدان حزب نیز حتی در دوران شبه دموکراسی سالهای 1320 تا 1332 به همین شکل رفتار کرد و در واقع این شایعه که خسرو روزبه قاتل محمد مسعود است را احمد شاملو تصدیق کرد که واقعیت دارد. درسی که از همه ی اینها می شود سازمانهای سیاسی ایران بگیرند نحوه ی برخورد با منتقدان بیرونی و مشخصاً جدا شدگان از این سازمانها است. جدا شدن از تشکیلاتها امری طبیعی در زندگی همه ی احزاب است و دلیلی بر خوب بودن یا بد بودن حزب و تشکیلاتی نیست و بحثهای اختلافات نظری و سیاسی نیز واقعیتی در عالم سیاست و زندگی احزاب است و نیازی به تهدید و ارعاب نیست. البته به دلیل دیکتاتوری در ایران، موضوعات امنیتی از جمله عوامل نفوذی مسأله است ولی اینکه کسی را از روز بعد از جدا شدن از تشکیلاتی عامل نفوذی بخوانند، پرسش برانگیز، با اینحال بهتر است این موضوعات را با کسانی نظیر آقای ایرج مصداقی که در این عرصه ها متخصص هستند و سالها تشخیص درست داشته اند، مورد مشورت قرار داد و به مردم الکی برچسب نزد. مثلاً دوست عزیز آقای مهدی خانبابا تهرانی در زمان جدا شدن از شورای مقاومت که همان وقت بیش از 30 سال سابقه در اپوزیسیون ایران داشت و کمتر از دو ماه دیگر سالگرد 86 سالگی شان است، با برچسب عامل رژیم اسلامی از سوی سازمان مجاهدین خلق روبرو شد. مواظب باشیم دوباره این اشتباهات را در مورد دیگرانی که چه این سازمان و یا ائتلافهای آن نظیر شورای مقاومت را ترک می کنند، تکرار نکنیم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

شانزدهم اسفند ماه 1398
March 6, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH