Sam Ghandchiسام قندچي یادداشتی درباره سخنرانی روز گذشته ی دکتر کاوه موسوی در مهستان
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2948-kaveh-mousavi.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2XowerU

http://bit.ly/2NYTKcc    http://bit.ly/2KNDBUQ

 

kaveh-mousavi

 

روز گذشته دکتر کاوه موسوی در مهستان سکولار دموکراسی ایران سخنرانی داشتند. به رغم آنکه از تلاشهای آقای کاوه موسوی برای دادخواهی در ارتباط با قربانیان دهه شصت قدردانی می کنم، و اساساً با نظرات ایشان در ارتباط با نحوه ی رفتار با بازماندگان رژیم پیشین در هر انقلاب و تغییر اساسی در کشور موافقم، اما با دو بحث ایشان مخالفم:

 

1. در ابتدای سخنرانیِ مربوط به نهادینه شدن حکومت قانون در ایران، در مورد پیشرفتهای اقتصادی در دوران رضا شاه و محمد رضا شاه نظر دادند بدون آنکه از کاستی های آن پیشرفتهای اقتصادی در ارتباط با تهیدستان و طبقات محروم جامعه نظیر وضعیت زاغه نشینان شهرهای بزرگ که عامل اصلی انقلاب 57 بود، و آنهایی که در قطب مخالف میلیونها دلار به لوس آنجلس منتقل کردند و همچنان بعد از 40 سال در ناز و نعمت در بورلی هیلز زندگی می کنند حرفی بزنند، مفسدان کنونی رژیم اسلامی نیز که امروز میلیاردها دلار به تورنتو منتقل کرده اند نظیر همان وضعیت در دوران شاه است، و شاه و خاندان پهلوی نیز نظیر خامنه ای و رفسنجانی و دیگر خاندانهای حکومتگر در ایران رژیم اسلامی، بیش از بقیه، ثروتهای ایران را به تاراج برده و خارج کردند، و البته موضوع سخنرانی و تخصص دکتر کاوه موسوی موضوعات حقوقی بود، با اینحال از بحث طولانیِ پیشرفت اقتصادی در دوران دو پادشاه پهلوی در همان اول سخنرانی خود استفاده کردند تا جنایات حقوق بشری دوران پهلوی را توجیه کنند که از یک حقوقدان برجسته بعید بود و گفتند دو پادشاه پهلوی در هر محکمه ای تبرئه خواهند شد. چنین ادعایی غلط است. پزشک احمدی در دوران شبه دموکراسیِ سالهای 1320 تا 1332 در ایران، محاکمه و اعدام شد در حالیکه همه ی جنایاتی که او مرتکب شده بود به دستور رضا شاه انجام شده بود و اگر انگلیسها رضا شاه را در سال 1320 با تبعید از ایران نجات نداده بودند، رضا شاه نیز باید به آن محاکمه احضار می شد و مطمئناً تبرئه نمی شد. همچنین محمد رضا شاه اگر برای اعدام زنده یاد حسین فاطمی پس از 28 مرداد و نیز به دلیل جنایات ساواک در سالهای بعد از 28 مرداد 1332 و پیش از انقلاب 1357 محاکمه می شد، مطمئناً تبرئه نمی شد. البته صاحب این قلم نیز نظیر دکتر کاوه موسوی از مخالفان دادگاه های رژیم اسلامی از اول تا حال بوده ام و از مخالفان مجازات اعدام هستم. اما دکتر کاوه موسوی در ادامه ی آنچه گفته شد، نقل قولی از آقای رضا پهلوی بعنوان نظری که با آن موافقند آوردند "که در رژیم پهلوی اشتباهاتی نیز شده است." از حقوقدان برجسته ای نظیر دکتر کاوه موسوی و آنهم در یک سخنرانی درباره ی نهادینه کردن حکومت قانون در ایران، عجیب بود که با چنین عبارتی در مورد وضعیت قانون در رژیم گذشته ی ایران، عبارتی که همه ی جنایات علیه بشریت را به "اشتباهاتی هم شده است" تقلیل داده، اعلام توافق نظر کنند!  این قلم برخورد آنهایی را در اپوزیسیون در خارج کشور که تاریخ نقض حقوق بشر را در ایران با تأسیس رژیم اسلامی شروع می کنند، غلط می دانم و این موضوع را یک هفته پیش در یادداشتی تحت عنوان «آقای کاوه موسوی می دانید چرا وزیر کشور از اخطار شما به خود نمی لرزد»، یادآور شدم. نمی توان با دروغ و کتمان واقعیاتِ جنایات علیه بشریت در عرصه ی عمومی در هردو رژیم اسلامی کنونی و رژیم پهلوی پیش از این، حکومت قانون را برای آینده ی ایران بنا نهاد. دلیل شکست بسیاری از اقدامات بخش مهمی از اپوزیسیون در 40 سال گذشته همین نان قرض دادن ها به دیکتاتورها بوده است، چه آنچه بخشی از چپ و ملیون به همراه اصلاح طلبان درباره رژیم اسلامی کرده و می کنند و چه آنچه بخش دیگری از چپ و ملیون در برخورد با آقای رضا پهلوی و سلطنت طلبان در خارج کشور انجام داده اند. آنها که با اصلاح طلبان هستند همین حالا دارند بسیاری از واقعیات نقض حقوق بشر را در ایران توجیه و چشم پوشی می کنند، و آنهایی نیز که در خارج کشور با سلطنت طلبان هستند همین حالا همچنان اقدام مشابهی کرده و نقض حقوق بشر توسط ساواک آقای رضا پهلوی را در خارج کشور، توجیه و چشم پوشی می کنند. فردا اگر سلطنت طلبان در ایران به قدرت برسند همین کاری را که اکنون همکاران چپی اصلاح طلبان می کنند، این دسته ی دوم مدعی دفاع از حقوق بشر انجام خواهند داد.  آیا اینگونه دوستان قرار است مدافع حقوق بشر ما در آینده باشند؟ اینها موضوعات عرصه ی عمومی است و در عرصه ی خصوصی نیست که کسی به هر دلیلی بتواند با گذشت کردن شخصی، امر به نادیده گرفتن آن جنایات دهد؛ دکتر کاوه موسوی بهتر از هرکس که درباره حکومت قانون مطلع است از این موضوع آگاه است وقتی درباره ی جنایت علیه بشریت حرف می زنیم! اگر آقای رضا پهلوی می خواهد بخشی از اپوزیسیون دموکراتیک ایران باشد، 40 سال است که باید بطور روشن و صریح به آن گذشته برخورد می کرد و نه آنکه در ادامه ی آن طریق، دستگاه ساواکی هم در آمریکا درست کند که فقط باعث شکست اپوزیسیون شده وگرنه در این 40 سال این رژیم کارش تمام شده بود. سکوت یا همراهی کردن با این اقدامات نادرست آقای رضا پهلوی در توجیه جنایات علیه بشریت در دوران رژیم پهلوی اشتباه است و به ضرر نیروهای اپوزیسیون تمام شده، از طرف هرکسی و با هر انگیزه ای که انجام شود. مثل این است که فردا این رژیم تغییر کند و مبارزه در آینده با رژیمی دیگر باشد و کسی در چنان آینده ای گویی دارد در عرصه خصوصی گذشت می کند و درباره ی همه ی جنایات علیه بشریت در رژیم اسلامی خمینی فقط بگوید بله در رژیم اسلامی هم اشتباهاتی صورت گرفته بود و فکر کند دارد از کیسه ی خلیفه می بخشد! در همین امروز در این آمریکای مهد دموکراسی این قلم همین حالا کامپیوترم توسط ساواک آقای رضا پهلوی کنترل می شود و دو هفته است قادر نیستم راحت از کیبوردم استفاده کنم و به اف بی آی هم اطلاع داده ام. چرا؟ چون همه ی این سالها به رغم متلاشی شدن زندگی ام تا حد نان شب در آمریکا حاضر نشدم درباره ی جنایات علیه بشریت در رژیم شاه کوتاه بیایم وگرنه همه شان خوب می دانند از مخالفان رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی بوده و هستم. در زمان شاه هم همینطور بود. رژیم شاه خوب می دانست که مخالف اقدامات مسلحانه هستم اما همیشه می خواهم حرفم را بزنم ولی می خواستند زبانم را ببرند، همانطور که رژیم اسلامی آنهایی را که نظیر صاحب این قلم، امروز در ایران می خواهند حرفشان را بزنند، به زندان می اندازد، شکنجه و اعدام می کند، و یا در خیابانها به گلوله می بندد. نباید بر سر جنایت علیه بشریت که موضوعی در عرصه ی عمومی است بخاطر هرگونه ملاحظه کاری کوتاه بیاییم و تصور کنیم در عرصه ی خصوصی ما است که حق داشته باشیم مورد توجه قرار دهیم یا صرفنظر کنیم، وگرنه آینده ی ملت ایران در این زمینه نظیر گذشته اش خواهد شد.

 

2. به رغم اینکه خود نیز نظیر کانت ترجیح می دهم تحولات اجتماعی به شکل اصلاحات انجام شود، و نه انقلاب، و از اصلاحات نیز منظورم آنچه اصلاح طلبی در رژیم اسلامی نام گرفته نیست؛ اما، هر انقلابی لزوماً به استبداد ختم نمی شود و انقلاب 1775 آمریکا نمونه ی خوبی از حالت دوم است.

 

با آرزوی موفقیتهای بیشتر برای تلاشهای دکتر کاوه موسوی و آقای ایرج مصداقی در دادخواهی برای قربانیان جنایات علیه بشریت در دهه ی شصت.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم آذر ماه 1398
November 25, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH