Sam Ghandchiسام قندچي  دو کلمه درباره کنفدراسیون
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2905-confederation-dokalameh.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/36k6hOt   

 

2905-confederation-dokalameh

 

شخصاً ترجیح می دهم درباره ی تاریخ کنفدراسیون ننویسم وقتیکه بزرگانی نظیر آقای مهدی خانبابا تهرانی که از بنیانگذاران کنفدراسیون بودند، همچنان امروز در سن حدود 85 سالگی، فعال سیاسی و مدنی هستند و بسیار بیش از صاحب این قلم می دانند. اما وقتی می بینم برخی کسانیکه امروز در عرصه ی سیاسی ایران فعالند، و علاقمندند از تجربه ی کنفدراسیون بیاموزند، ناچارم به برخی برداشتهای اشتباه آمیز از کنفدراسیون اشاره کنم. مثلاً همین چند روز پیش دیدم که بحثی مطرح شده بود که کنفدراسیون را متهم می کرد خمینی را در ایران به قدرت رسانده و اینکه گویا کنفدراسیون در دست چریکهای فدایی خلق و مجاهدین بود. برخی دیگر که اصلاً کل انقلاب 1357 را می گویند کار کنفدراسیون بود. شخصاً نمی خواهم وارد این بحثها شوم که به اندازه ی کافی در مورد تاریخ کنفدراسیون نوشته شده و بویژه در جلد اول و جلد دوم کتاب آقای حمید شوکت تحت عنوان «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران: گفتگو با خانبابا تهرانی» جواب همه ی این سؤالات را می شود پیدا کرد. اما می توانم تجربه ی خود را از آن سالها بنویسم که به شکلی پاسخ این برداشتهای نادرست است. شخصاً اواخر سال 1353 یعنی چهار سال پیش از انقلاب به ایران بازگشتم و قبل از آنهم پنج سال در آمریکا دانشجو بودم و حدود سه سال آنرا از فعالین کنفدراسیون بودم.  وقتی به ایران بازگشتم، اساساً جریانی را که دیدم در جامعه تشکیلات دارد، اسلامگرایان هوادار آیت الله خمینی بودند که مهدیه ها محل اصلی تجمعشان بود، و ابداً ربطی به هیچ فعال کنفدراسیونی که به ایران آمده باشد نداشتند، چون کنفدراسیونی ها اغلب چپی بودند، حتی هواداران جبهه ملی در کنفدراسیون، اکثراً چپی بودند. چریکها واقعاً جریانی در داخل ایران بودند که خیلی هم جوانان به آنها بعنوان قهرمان می نگریستند اما تشکیلاتی در میان مردم نداشتند. همچنین باید متذکر شوم که هواداران چریکها در خارج کشور اصلاً نیروهای چپ رادیکال نبودند و اغلب آنها از برخی جریانات جبهه ملی در آن زمان بودند که شاید عجیب باشد اما واقعیت بود. نیروهای رادیکال در کنفدراسیون اغلب مائوئیست بودند و رهبری کنفدراسیون هم دست آنها بود و هیچ حمایتی هم از آیت الله خمینی نمی کردند غیر از شاید خواندن پیام خمینی به کنگره های کنفدراسیون که فرمالیته بود و هیچ اهمیتی نداشت. در حقیقت گرچه کسانی نظیر قطب زاده یا چمران یا بنی صدر در کنفدراسیون بودند اما واقعاً جریانی اسلامی را نمایندگی نمیکردند و در چارچوب لیبرال کنفدراسیون فعالیت می کردند. حتی در همان سال 1353 پیش از بازگشت به ایران، خوب به یاد دارم هنگامیکه با چند فعال کنفدراسیون به یک جلسه ی انجمن اسلامی رفته و می خواستیم بحث سیاسی کنیم، مسؤل انجمن جلوی همه گفت که اینجا برای قرائت قران است و نه بحث سیاسی و عذر ما را خواستند. البته در دو سه سال آخر رژیم شاه در هوستون تگزاس انجمن دانشجویی ابراهیم یزدی یعنوان حرکتی اسلامی تأسیس شده بود و خانم زهرا رهنورد که بعدها همسر آقای میرحسین موسوی شد نیز، از فعالان آن انجمن بود. از سوی دیگر لازم به یادآوری است که همه ی مائوئیستها رادیکال نبودند؛ درست است که در ابتدا مائوئیستهای سازمان انقلابی حتی از کاستریسم و چه گوارا نیز هواداری می کردند و در تپه های شهر برکلی تمرین عملیات چریکی می کردند و برخی نظیر زنده یاد کورش لاشایی حتی به ایران رفته و به جنبش ملاآواره و شریف زاده در کردستان پیوستند و بعدهم گرفتار شدند. اما کلاً جریان سازمان انقلابی بعد از انشعاب کادرها، راستگرا شد و در زمان انشعاب کنفدراسیون نیز «سیس» نام گرفت؛ با اینحال در آنزمان معنای راستگرایی برای سیس در رابطه با رژیم شاه تعریف می شد، و نه تمایل به خمینی؛ گرچه بعد از سقوط رژیم شاه، در دوران رژیم خمینی نیز، کسانیکه در دوران شاه با جریان «سیس» مرتبط بودند، نوعی راستگرایی را در ارتباط با رژیم اسلامی در پیش گرفتند که در بخش عمده ای از اپوزیسیون ایران بویژه در جریان چپ و در خارج کشور در 40 سال گذشته، می شود دید، و دکتر مجید تهرانیان را شاید بشود بنیانگذار نایاک در آمریکا خواند که هفت سال پیش درگذشت.

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هشتم آبان ماه 1398
Oct 30, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده‌نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH