Sam Ghandchiسام قندچي مشکل اپوزیسیون برای پایان دادن به رژیم اسلامی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2897-opposition-problem.htm

http://isdmovement.com/2019/1019/102119/102119-Sam-Ghandchi-The-problem-of-opposition.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2VSk0Y3

 

opposition-problem

 

مشکل اپوزیسیون که نتوانسته در 40 سال گذشته بر رژیم اسلامی پیروز شود نه شخصیتها است نه کم کاری، مشکل خود ساختار اپوزیسیون ایران است. اجازه دهید اول شوروی سابق را به یاد آوریم. بعد از انقلاب اکتبر 1917 اولین نیروی اپوزیسیون، طرفداران تزاریسم بودند و بعد هم تروتسکیستها به آنها اضافه شدند و تا سالها مهمترین نیروهای اپوزیسیون بودند تا حدی که استالین مأمور فرستاد تا تروتسکی را در مکزیک ترور کند و کرد. بعد از مرگ استالین جریانی اصلاح طلبانه با خروشچف شروع شد و در خارج و داخل شوروی این حرکت، اپوزیسیون تازه ای را شکل داد که شخصیتهای آن امثال سولژنیتسین و ساخاروف بودند و بیشتر هم جنبش مدنی بود تا جنبش سیاسی ولی بازهم این حرکت نتوانست رژیم شوروی را ساقط کند و بالاخره در دوران گورباچف تجزیه ی شوروی میخ آخر را بعد از 70 سال بر تابوت اتحاد شوروی کوبید. چرا اینطور شد؟ به این دلیل که در عرض 70 سال تمام نیروهای اپوزیسیون نتوانستند جنبش بزرگی از مردم را جلب خود کنند تا رژیم شوروی را به پایین بکشند، چه تک تک آنها، چه در اتحاد با یکدیگر. چرا نتوانستند؟ به این خاطر که به طرفداران تزار درصد بسیار کمی از مردم اعتماد داشتند، و گرچه لنین همه ی خانواده تزار را کشته بود که جنایتی هولناک در همان اول انقلاب 1917 بود، ولی طرفداران تزاریسم شاهزاده آناستازیایی را اختراع کردند و واقعاً تا بعد از سقوط شوروی و ثابت شدن با آزمایش دی اِن اِی که همه خانواده تزار به دستور لنین در همان سال 1917 کشته شده بودند، کسی نمی توانست با اطمینان بگوید آناستازیایی که طرفداران تزار از او در اروپای بعد از انقلاب اکتبر حمایت می کردند، ساختگی است. در نتیجه، عدم کسب حمایت از مردم این نبود که جانشینی از خاندان تزار وجود نداشت و همان آناستازیا به باور همه، چنان جانشینی بود، ولی بازگشت به تزاریسم پتانسیل جلب حمایت مردم را در جمعیتهای کلان نداشت. در مورد تروتسکیسم هم همینطور بود. مردمی که قرار بود رژیم کمونیستی را ساقط کنند حاضر نبودند دوباره برنامه ی کمونیستی تازه ای را آزمایش کنند. در نتیجه ممکن است بپرسیم چرا حزبی سکولار دموکرات شکل نگرفت. چنان کوششهایی وجود داشت، اما اکثریت نیروهای اپوزیسیون شوروی در ابتدا دنبال بازگشت به تزاریسم و بعد هم دنبال جریانات مختلف کمونیستی ضد استالینی نظیر تروتسکیسم بودند و در میان آنها کسانیکه بتوانند کادر یک حزب سکولار دموکرات شوند، اساساً آن شوق برای اندیشه های سکولار دموکراسی نظیر دوران جفرسون در ابتدای انقلاب آمریکا را نشان نمی دادند چون کسی که به وعده های شبه مذهی کمونیسم از آینده عادت کرده، دورنمای واقع گرای سکولار دموکراسی برای آینده، چندان جذاب نیست که بتوانند در عمل بخش مهمی از مردم را نیز جلب اندیشه های خود کنند، البته امروز کمی وضع متفاوت است، اما همانطور که ذکر شد در شوروی، اصل اپوزیسیون تا نیم قرن، جریانات بازگشت به تزاریسم و کمونیسم تروتسکیستی بودند که قادر نبودند مردم را در شمار بزرگ جذب خود کنند و آن اپوزیسیونها اساساً در همان آخرین سالهای زندگی استالین، از بین رفتند. این بود که بعد از کنگره 20 حزب کمونیست و روی کار آمدن خروشچف، حرکت مدنی برای اصلاحات در شوروی قدرت گرفت و کم کم در سالهای بعد، کسانی نظیر سولژنیتسین و سوخارف رهبری حرکت تازه شدند اما آنها کسانی نبودند که توان ساختن تشکیلات سیاسی سکولار دموکرات نظیر حزب دموکرات آمریکا را داشته باشند و اساساً افرادی بودند که حداکثر می توانستند جنبش مدنی را هدایت کنند. این بود که در پایان، رژیم شوروی، از طریق تجزیه ی کشور پایان یافت، و جالب است که چپی های مخالف رژیم شوروی استالینی و همتایان ایرانی آنها، نه تنها در شوروی آنزمان، بلکه تا به امروز هنوز انتقاد اصلی شان به گورباچف این است که باعث تجزیه ی کشور شد و یکپارچگی شوروی را از دست داد و حرفی از این نمی زنند که او باعث پایان یافتن یکی از بزرگترین دیکتاتوری های قرن بیستم شد که فقط با فاشیسم هیتلری قابل مقایسه بود. به هر حال اینها واقعیتهای تحول شوروی بود. در اپوزیسیون سیاسی ایران خوشبختانه ما شاهد شکل گیری احزاب سکولار دموکرات و آینده نگر نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان در 4 سال گذشته بوده ایم. اما اصل اپوزیسیون ایران متأسفانه این نیروها نیستند. اپوزیسیون پادشاهی خواه همان مشکل هواداران بازگشت تزاریسم در شوروی را دارد که بخش کوچکی از مردم هواداراش هستند وگرنه بدون اتحاد با هیچ نیروی دیگری می توانست اقلاً یک دهم آنچه خمینی در 1357 به خیابان کشید را در برهه های مختلف خیزش جنبش مردم نشان دهد، و به همین علت پادشاهی خواهان تصور می کنند در صورت اتحاد با بقیه ی اپوزیسیون، مشکلشان حل خواهد شد و مرتب از اتحاد آخر کار در انقلاب 1357 سخن می گویند و توجه نمی کنند که پیش از آن اتحاد «همه باهم» خمینی، نیروهای اسلامگرا در دهه ی 1350 به تنهایی می توانستند بیش از دوسوم جمعیتی را که در اتحاد بعدی نشان دادند، به خیابان بیاورند. نیروی دیگر در اپوزیسیون ایران کنونی نیز جریانات مختلف اسلامی از مجاهدین تا اصلاح طلبان هستند که همان مشکل تروتسکیستهای شوروی سابق را دارند، یعنی مردمی که قرار باشد رژیمی اسلامی را که بعد از هزار و اندی سال در ایران برقرار شده، سرنگون کنند، دوباره دنبال یک نیروی اسلامی نمیروند و به همین دلیل نیز اساساً این جریانات حمایت چندانی کسب نکرده اند و حتی آنها که در جنبش سبز، در صفوف اصلاح طلبان فعالیت جدی کردند، اساساً اعتقادشان به دیدگاه های سکولار بود و نه اصلاح طلبی اسلامی، و فقط چون در ایران، زیر پرچم اصلاح طلبی اسلامی می شد فعالیت سیاسی حزبی کرد، به احزاب مشارکت میرحسین موسوی و اعتدال ملی مهدی کروبی پیوستند و در واقع همین ضعف حمایت مردمی از طرح های اسلامی رهبران اصلاح طلب که "عصر طلایی" خمینی را وعده می دادند، باعث شکست جنبش سبز شد. اما جریانات کمونیستی اپوزیسیون، اینها، به دو دلیل حمایت مردمی خود را از دست دادند، یکی هواداری شان از خمینی در انقلاب 1357 بود و دو دیگر نیز، که حتی مهمتر است، شکست همه ی طرح های کمونیستی در تجریه ی شوروی، اروپای شرقی، چین، ویتنام، کره شمالی، کوبا و امثالهم بود که نه عدالتی به ارمغان آورد و نه آزادی، و استبداد عیان، نتیجه ی همه ی از خودگذشتگی ها شد. با بی اعتبار شدن کمونیسم کلاسیک، بسیاری از نیروهای چپ، امروز، آنارشیست شده اند، اما چپ به هر شکلی از جمله آنارشیسم، اساساً هرگونه جذابیت خود را برای مردم عادی از دست داده است، و وضعیت همه ی جریانات چپ چه آنها که اصلاح طلب شده اند و چه آنها که آنارشیست هستند، نظیر تروتسکیستهای اپوزیسیون شوروی سابق است که هیچگاه نتوانستند برای مردم جذاب شوند و نیروهای میلیونی بسوی خود جلب کنند، و با ترور تروتسکی اساساً از بین رفتند، و در ایران نیز اعدامهای دهه 60 که با اعدام شکرالله پاک نژاد و سعید سلطانپور آغاز شد، چنین نقشی را در تاریخ 40 سال اخیر رژیم اسلامی ایران داشت. حالا همانطور که اشاره شد در اپوزیسیون سیاسی ایران جریان سکولار دموکرات و آینده نگر مطرح شده، اما متأسفانه اکثریت کادرهای این حرکت تازه، از گذشته ی چپ می آیند. منظورم حتی کادرهایی است که از جبهه ملی هستند چون جبهه ملی در ایران اساساً جریانی چپ بوده است و نه مانند حرکت حزب دمکرات جفرسون در آمریکا که از بدو تأسیس، حزبی واقعاً جمهوریخواه، سکولار دموکرات و آینده نگر بود. در نتیجه بسیاری از اوقات آنچه بسیاری از دوستان سکولار دموکرات و آینده نگر برایش کار ترویجی می کنند بیشتر بوی همان چپ سابق را می دهد و برای مردم جذاب نیست و همانطور که اشاره شد، برخی از دوستان آینده نگر، از گورباچف به خاطر تجزیه ی شوروی انتقاد می کنند و خیلی کم از این موضوع حرف میزنند که در زمان گورباچف بالاخره به استبداد امپراطوری شوروی خاتمه داده شد. البته بعد از سقوط شوروی، ناسیونالیستهای نه چندان دمکرات، نظیر ولادیمیر پوتین، اول در قامت معاون یلتسین و بعد هم نوعی تزار ناسیونالیست تازه ی روس، قدرت را کسب کردند، چون دموکراسی گورباچف در برابر حرکت برای بازگشت به شوروی شکست خورد و ممکن بود خود گورباچف نیز جان خود را از دست بدهد، و یلتسین توانست تحول دموکراتیک را با کمک ناسیونالیستهای افراطی نظیر پوتین، نجات دهد. به هر حال در اپوزیسیون ایران خوشبختانه شکل گیری سازماندهی سیاسی سکولار دموکرات آغاز شده است، اما اینکه بتواند موفق به رشدِ کادر و رشد سازمانی بشود از حالا معلوم نیست ، هر چند دوستانی نظیر دکتر اسماعیل نوری علا و آقای منوچهر یزدیان، تأکید جدی بر آموزش دیدگاه های سکولار دموکرات و آینده نگر، و کادرسازی دارند، که شایسته ی تحسین است. با این وجود ممکن است نظیر دوران خروشچف و برژنف، رژیم اسلامی ادامه پیدا کند و یا اینکه نظیر پایان کار شوروی، سقوط این رژیم با تجزیه ی ایران همراه شود، یعنی انتخاب مردم به قبول ادامه ی استبداد یا تجزیه ی کشور ختم شود، که بویژه برای کسی نظیر این قلم که با تجزیه ی ایران مخالفم، انتخاب مطلوبی نیست و حداکثرِ تلاش خود را خواهم کرد که تشکیلاتهای احزاب سیاسی سکولار دموکرات و آینده نگر در اپوزیسیون ایران، به موفقیت دست پیدا کنند.

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و هفتم مهر ماه 1398
Oct 19, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده‌نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH