Iran news and Iranian culture on Iranscope Iranian site

Freedom of Political Parties

Criterion of Democracy in Middle East

http://www.ghandchi.com/287-parties-plus.htm

 

آزادي احزاب سنگ محک دموکراسي در خاورميانه

 سام قندچی

 

 

آزادي احزاب حتي در قانون اساسي آمريکا.و اعلاميه ده ماده اي حقوق اتباع آمريکا Bill of Rights طرح نشده است.  ماده الحاقي يکم قانون اساسي آمريکا First Amendment، حق انجمن right of association را بطور مشحص ذکر نميکند و اين ضعف آن است.  هرچند موافقين اين حق عبارات ديگر متن را براي تائيد اين حق به کار برده اند و مخالفين به عکس تفسير کرده اند.

 

در دوره هاي گوناگون تاريخ آمريکا اين نقص قانون باعث شد که بسياري احزاب براحتي سرکوب شدند،  و بالاخره در زمان جنبش حقوق مدني Civil Rights Movement ، ديوان عالي کشورآمريکا اين حق را بر سميت شناخت،  و در دوران اخير،  طرفداران حقوق مدني،  بر همين مبني،  از آزادي کمونيست ها و کوکلاکس کلان ها Ku Klux Klan براي تجمع و شرکت در انتخابات دفاع کردند.

 

چرا اين موصوع انقدر مهم است؟  چرا وقتي طرح قانون اساسي جديد افغانستان در ماده 35 خود نه تنها آنرا برسميت نميشناسد،  بلکه بر ضد اين حق مينويسد، بشريت متمدن بايستي ساکت ننشيند.  چرا همه حرف ها در دفاع از اعلاميه جهاني حقوق بشرپوچ است،  اگر  اين آزادي پايمال شود؟

 

لازم نيست براي پاسخ راه دوري برويم ويا وارد بحث تئوريک بغرنخي شويم، کافي است نگاهي به ايران 100 سال اخير بياندازيم تا پاسخ را بيابيم

 

در زمان شاه هر تجمع سياسي مخالف خرابکاري ناميده ميشد، در صورتيکه 90% اين تجمع ها نه جنايت کار بودند و نه حتي به مبارزه مسلحانه اعتقاد داشتند و رژيم شاه و ساواک هم آنرا به خوبي ميدانستد.  پس چرا اين حق را سرکوب ميکردند،  وقتي اشرف پهلوي در سازمان ملل با اعلاميه خقوق بشر هم طاهرأ مسأله اي نداشت؟  چون در شرايط نبودن آزادي تجمع،  چه نيروئي ميتوانست در برابر رژيم سخن گوي حقوق بشر شود، چه در داخل و چه در خارج.

 

  پس از 28 مرداد، اول احزابي که بيشتر ضد رژيم بودند،  بسته شدند و بعد نوبت ديگران رسيد و در پايان حتي يک گروه حقوق بشر ساده هم حق فعاليت نداشت.

 

در زمان جمهوري اسلامي نيز به همين گونه شد.  پس از بهار آزادي،  احزاب يکي پس از ديگري بسته شدند.  قاسملو که قانونأ براي مجلس انتخاب شد با زور خميني

 از حقوق خود محروم شد و سال ها بعد دژخيمان رژيم به نابودي آزادي احزاب بسنده نکردند و قاتلان رژيم،  وي را در اروپا کشتند.  ديگر احزاب نيز وضع بهتري نداشتند، و بالاخره در 1982 بهار آزادي پايان يافت.

 

حتي در اوج "دمو کراسي اسلامي" خاتمي،  کسي از آزادي احزاب غير مذهبي چيزي نگفت،  و حتي طرفداران غير مدهبي جمهوري اسلامي در خارج،  مسأله اي نداشتند که حق خود آنان نيز،  نه تنها براي شرکت در انتخایات هائي که مردم را به شرکت در آن ها تشويق ميکردند،  پايمال شده،  بلکه حتي خود اينها از حق زندگي در اين" دموکراسي،  آقاي خاتمي محروم بودند، و متحدين ملي-مذهبي آنان نيزبه نبودن آزادي براي احزاب غير مذهبي اعتراضي نکرده، و فقط از آزادي احزاب مذهبي خودي سخن ميگفتند.

 

تاريخ معاصر ايران به خوبي نشان داده که آزادي احزاب  سنگ محک دموکراسي است.

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

14  آبان 1382

Nov 5, 2003 

 

P.S. Freedom of Association
http://iranscope.ghandchi.com/Anthology/FreedomOfAssociation.htm

 

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com/BasicWritings.htm

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

 

  Go to Discovery for Unique Gifts