Sam Ghandchiسام قندچي  یادداشتی برای خانم شادی امین درباره توده ای ها
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2646-shadi-amin.htm

 

shadi-amin-23ordibehesht

 

خانم شادی امین درباره خرابکاری توده ای ها در تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران که در روز گذشته یعنی 23 اردیبهشت ماه 1398 شعارهای علیه خانم مسیح علینژاد می دادند، یادداشتی نوشته اند که خواسته اند به این توده ای ها ثابت کنند شعارهایشان ضد موضع مارکسیست-لنینیستی است (1). همانطور که روز گذشته توضیح داده شد توده ای ها در زمان مصدق وقتی فکر می کردند مصدق با آمریکا است دقیقاً همین شعارها را علیه مصدق راه انداختند و در 66 سال گذشته سعی کرده اند این اشتباه بزرگ خود را توجیه کنند، در حالیکه همه یادشان است که اینها با مصدق چه کردند. مسأله اینها نه آنزمان مصدق بود، و نه امروز خانم مسیح علینژاد، مسأله اینهاست (2). موضع ضد آمریکایی اینها از همان 78 سال پیش زمان تأسیس حزب توده و پیش از آن در میان مؤسسان آن حزب، وجود داشته و دارد و جواب اینها را نیز کارل پوپر در همان زمان جنگ جهانی دوم در کتاب «جامعه باز و دشمنانش» داد ولی بخاطر ضربه نزدن به اتحاد در جنبش ضدفاشیستی، پوپر تصمیم گرفت آن کتاب را تا بعد از پایان جنگ جهانی دوم منتشر نکند. دو روز پیش در مقاله ای این مسأله در جنبش سیاسی ایران توضیح داده شد، دیدگاه توده ای ها که با عبارات ضدامپریالیسم و امثالهم بیان می شود و اگر فرصت کردید لطفاً مطالعه کنید (3). همانطور که در آنجا توضیح داده شده قبله ی اینها که شوروی بود در پایان جنگ جهانی دوم با حاکمیت استالین بر نیمی از جهان مسلط شد، و اگر شوروی تنها ابرقدرت جهان شده بود و بر همه ی دنیا مسلط می شد، امروز من و شما نمی توانستیم این آزادی را که در جوامع باز داریم و می توانیم حرفمان را بزنیم، داشته باشیم و خود این توده ای ها نیز که بعد از فرار از ایران، به آمریکا و اروپا آمده اند، لابد باید به کره مریخ می رفتند که بتوانند آزادانه زندگی کنند و درباره رژیم اسلامی که حتی حامی اش هستند، نظر دهند، که فقط در همین خارج و بویژه غرب است که در این 40 سال آزادانه توانسته اند حرف بزنند وگرنه در داخل ایران رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی حاکم بر ایران، خود اینها را نیز از دم تیغ گذراند، تراژدی جوانشیر را به یاد آوریم (4). به قول خود اینها آمریکا در 30 سال گذشته تنها ابرقدرت جهان بوده است اما در همین آمریکا اینها آزادانه می توانند هرچه می خواهند به رییس جمهورش بگویند ولی هیچوقت درباره این حقایق حرفی نمیزنند. اینها 40 سال است خودشان هم حاضر نیستند به ایرانِ رژیم اسلامی و بقیه کشورهای محصول «راه رشد غیرسرمایه داری» بروند و از جوامع آزاد استفاده می کنند، اما برای مردم ایران و نقاط دیگر جهان، نسخه ی ساختن آنگونه رژیمها را صادر می کنند.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و چهارم اردیبهشت ماه 1398
May 14, 2019

 

پانویس:

 

 

1. یادداشت امروز 24 اردیبهشت ماه خانم شادی امین در فیسبوک

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10157286314219521&set=a.10150134383014521&type=3

شادی امین: "تظاهرات پرشور و گسترده دیروز دانشجویان در دانشگاه تهران، امید به تداوم‌ زنده بودن جنبش دانشجویی را بار دیگر زنده کرد. اما برخی از شعارهای آن، که خوشبختانه نتوانسته همه گیر شود، نشان از نگاهی سکتاریستی به موضوع حجاب و همچنین متحدین جنبش دانشجویی داشت. شعار "علی نژاد، ارشاد/ ارتجاع، انقیاد" نشان می دهد که طراحان این شعاریک موضع کینه توزانه، با هدف بیرون کردن رقیب و حق مالکیت بر مطالبات زنان و ادعای نمایندگی کل زنان جامعه را دارند. اگر موضوع حجاب به عنوان موضوعی فراطبقاتی که به همان اندازه زن کارگر را به لحاظ موضوعی جنسیتی به انقیاد می کشد که یک زن بورژوا یا خرده بورژوا را به انقیاد می کشد، شعار لغو حجاب اجباری نه امرزنان یک طبقه بلکه امر زنان طبقات گوناگون و البته با تاثیرات متفاوت بر زندگی آنان است. حال اگر طراحان این شعار در تبیین وضعیت مرحله کنونی انقلاب و با ادعای "چپ" بودن، به انقلابی دموکراتیک و نه سوسیالیستی اعتقاد داشته باشند، نمی‌توانند خواسته های اقشار دیگر این جامعه برای آزادی و رفع تبعیضات را نادیده بگیرند. درسی که انقلاب‌های جهاتی به خصوص انقلاب اکتبر در اتحاد با اقشار غیرکارگری و خرده بورژوازی برای به ثمر رساندن انقلاب به ما می‌دهد. برای مثال طبقه کارگر در مقابله با بسیاری از بی‌عدالتی های کنونی، با کشاورزان، کارگران فصلی، کارمندان، مالباختگان (خرده بورژوازی) درمقابله با سیستم سرمایه داری و فاسد در قدرت در یک صف قرار می‌گیرد. متاسفانه کسانی که این شعار را طراحی کرده اند، آگاهانه طبقه کارگر را از متحدین خود محروم، و دشمنی کاذبی در میان نیروی مقابل جمهوری اسلامی ایجاد می‌کنند. اتلاف نیرو برای طرح چنین شعاری و کنار هم گذاشتن یک نیروی سرکوبگردولتی در کنار یک فعال فمینیست و یکی کردن چماق و دوربین نشان از عدم درک این افراد برای تمرکز قوا علیه نیروهای سرکوب‌گر و دولت جنایتکار دارد. نقد هر گرایشی در جنبش های گوناگون نه تنها حق ما، بلکه صف بندی با گرایشات انحرافی نیز وظیفه ماست که باید به شیوه ای سالم و بدون چنین روش‌های تفرقه‌افکنانه ای صورت گیرد. ایجاد صف مستقل رادیکال از موضع چپ معنایش حمله بی منطق به گرایشات دیگر درون اپوزیسیون نیست. به نظر می‌آید در این مورد سکتاریسم جای ایجاد صف مستقل و تلاش برای رهبری مبارزات را گرفته است. چنین شعاری، که البته به گواه فیلم‌های منتشر شده از تجمع خوشبختانه فراگیر هم نشده بوده، نشان می‌دهد نه از قیام بهمن ماه ۵۷ و دلایل شکست چپ درسی به آنها منتقل شده و نه خود قادرند بسترهای نوینی برای مبارزه و اتحاد نیروهای گوناگون ایجاد کنند."
#حجاب_اجباری #مبارزات_زنان #چپ

 

2. اطلاعیه: ایرانسکوپ نیوز تبلیغ این کلیپ تفرقه افکنانه را توسط کانون هانوفر محکوم می کند و دیگر فیسبوک کانون هانوفر را بلوک کرده و در آینده نیز از بازپخش مطالب کانون هانوفر خودداری خواهد کرد.

https://www.facebook.com/iranscopenews/posts/812084835836816
خوبه اگر دیگران شعار «مرگ بر حزب توده راه بیاندازند» توده ای ها خجالت بکشند که در تظاهرات امروز دانشگاه تهران از خط قرمز اپوزیسیون عبور کردند. هرکسی که این شعار را در تظاهرات امروز راه انداخته بود به این کار نمی گویند بیان اختلاف نظر در اپوزیسیون یکبار توده ای ها در زمان مصدق همین شعارها را علیه مصدق راه انداختند چون با او اختلاف نظر داشتند، و سالهاست خودشان را با مصدق می خواهند تعریف کنند. حالا هم همان توده ای ها دارند این شعارهای بی معنی را در تظاهرات مهم دانشجویان علیه کسی که با او در اپوزیسیون اختلاف دارند، راه می اندازند. اقلاً از تاریخ بیاموزید و ازاین کارهای مسخره دست بردارید، وگرنه دیگران هم می توانند در تظاهرات شعار «مرگ بر حزب توده» راه اندازند.

#مرضیه_امیری #ندا_ناجی #عاطفه_رنگریز”

 

3. بحثی درباره موضع ضد آمریکایی توده ای ها و اکثر کمونیستهای ایران
http://www.ghandchi.com/2644-milad-aghaei.htm

شخصاً در گذشته نظرم را در مورد استراتژی رژیم اسلامی حاکم بر ایران در خاورمیانه در نوشتاری تحت عنوان «سالهاست هدف حضور جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف خاورمیانه دیگر صدور انقلاب نیست» توضیح داده ام و نیازی به تکرار نیست (2). اما بحثهای برخی چپی های ضد آمریکایی را هم قبول ندارم که می گویند «آمریکا می خواست داعش را بر سوریه حاکم کند که رژیم اسلامی ایران جلوی آنرا گرفت و از رژیم اسلامی در این رابطه حمایت می کنند». این حرفهای کشکی از چپی هایی می آید که خودشان تا رژیم اسلامی در ایران حاکم شد همان 38 سال پیش از ایران فرار کردند و به آمریکا آمدند و هیچوقت از خود نپرسیدند که اگر این کوکلاکس کلان های اسلامی در کل جهان حاکم شده بودند، لابد باید به کره مریخ فرار می کردند. این تسلط آمریکا بر ایران که این اندازه نگرانش هستند و این حرفها را میزنند حتی در عراقی که با حمله نظامی آمریکا و جنگ تصرف شد، بیشتر آزادی برای امثال خود این چپی ها ایجاد کرد تا این ایران رژیم اسلامی بعد از 40 سال و جرئت نمی کنند بعد از 38 سال در سنین پیری هم به ایران بازگردند، اما هنوز دیدگاه ایدئولوژیک ضدآمریکایی خود را دارند که در همین آمریکا در 40 سال گذشته مأمن و مأوایی یافتند. آمریکا به زعم خود اینها 75 سال است بر دنیا حاکم است یا اقلاً در 30 سال گذشته تنها ابرقدرت جهان بوده است. اگر آنچه این چپی ها حمایت کردند، یعنی شوروی، تنها ابرقدرت جهان شده بود معلوم نیست کجا می شد حرف زد در حالیکه در همین آمریکا اینها همه ی این سالها با دیدگاه های ایدئولوژیکی که دارند همیشه آزادانه حرفهایشان را زده اند. آخر تا کی می خواهید حرفهای بیهوده بزنید حتی از تجربه نکبت بار انقلاب 57 درس نمی گیرید در حالیکه اسلامگرایان در مجلس شورای اسلامی ایران همین حرفهای شما چپی ها را میزنند وقتی شعار «مرگ بر آمریکا» سر می دهند و در عین حال حتی یک نماینده از غیراسلامیون که در مجلس اول بعد از انقلاب انتخاب شد، یعنی زنده یاد عبدالرحمان قاسملو بدستور خمینی اجازه ورود به مجلس پیدا نکرد و بعد هم چون همیشه زنده یاد قاسملو طرفدار مذاکره کردن حتی با رژیم اسلامی بود، در سر میز مذاکره ترورش کردند و قاتلانش تشویق شدند و هنوز در ایران صاحب مقامات عالی هستند. نمی گویم شما چپی ها آن جنایت را تأیید کردید اما می گویم درسی که باید بگیرید را نمی گیرید که اگر رژیم طالبان و القاعده بخشاً محصول حمایت آمریکا از آنها در جنگ با شوروی بود، این رژیم اسلامی خمینی هم بخشاً محصول کار چپی ها بود و کن فیکون سال 1357 در ایران در واقع کن فیکون مارکسیستی بود (3). درست است آمریکا در 28 مرداد در ایران اشتباه بزرگی مرتکب شد و بعد هم کمک سی آی اِی در ساختن ساواک شاه بسیار کار نادرستی بود، اما دولت مصدق هم کم اشتباه نکرد و نتوانست با دنیا کار کند (4). او حتی حمایت اسلامگرایان را که به آنها خیلی امتیاز هم می داد از دست داد که آنها نیز با محمد رضا شاه و آمریکا علیه مصدق متحد شدند. اگر در مذاکرات سال 1324 به جای قوام السطنه، مصدق مسؤل مذاکرات بود شاید ایران، آذربایجان و کردستان را هم از دست داده بود. همین پدر حاکم کنونی عربستان سعودی با همه ی بیسوادی اش بهتر از دکتر مصدق با کشورهای خارجی کار کرد و هم مردم عربستان بهره مند شدند و هم آمریکا و اروپا که مشتری نفت سعودی بودند، همکار قابل اتکایی در خاورمیانه یافتند. کجای دنیا می شود به مشتری توهین کرد و انتظار همکاری داشت. اصلاً چپ و ملیون ما نمی خواهند دوطرف واقعیت 28 مرداد را ببینند و تنها به قاضی می روند. شعار دادن های چپی ها و ملیون هم دردی از ما دوا نکرده و فقط ملت ایران را بدبخت کرده است. همه ی رسانه های به قول خودتان امپریالیستی را نیز که شما و سلطنت طلبان با هم در این 40 سال تقسیم کرده اید و به تازگی سر سهم با هم اختلاف پیدا کرده اید و بعد از 40 سال دوباره مارکس و لنین را کشف کرده اید و حتی از آنها همانگونه که از نوشته های هر صاحب نظری می شود بهره برد، استفاده نمی کنید بلکه دوباره از آنها به شکل ایدئولوژیک و مذهب گونه یاد می کنید مثل توده ای ها که 25 سال بعد از کودتای 28 مرداد وقتی در سال 1357 به ایران برگشتند، همان حرفهای 25 سال پیش را میزدند و همان اشتباهات 25 سال پیش را تکرار کردند و حتی اکثریت رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق را نیز با خود همصدا کردند و ملت ایران را به این روز انداختند که دست آخر چریکهای اکثریت به همراه سپاه پاسداران همقطاران خود را در گروه های دیگر به مسلسل بستند (5). بس کنید این حرفهای تکراری را که سعید حجاریان شده تئوریسین مارکسیست شما. کی می خواهید از خواب بیدار شوید. مردم بودند و نه "امپریالیستها" که در روسیه خواستند نه تنها نام لنین و استالین، بلکه نام ماکسیم گورکی را هم از روی شهرهایشان بردارند همانطور که بعد از این رژیم، اسم شریعتی ها و جلال آل احمدها از خیابانهای ایران برداشته خواهد شد. .. اگر هرکسی هم دوست دارد هر برچسبی بزند، می تواند به من بزند چون می خواهم از دست این اکثریت چپ ایران، فریاد بزنم که 40 سال پیش باعث پیروزی این اسلامگرایان ارتجاعی شدند و بعد هم دنبال اصلاح طلبان افتادند و حالا هم حتی چپی های مستقل، آنارشیست شده اند و دنبال پژاک و کوبانی راه افتاده اند. هنر چپ ایران فقط به کشتن دادن جوانان بدون هیچ نتیجه است. از حرفهای این قلم هم دلخور می شوند، بگذار دلخور شوند. درکشان حتی از مارکس و کائوتسکی و لنین و غیره هم که مرتب حرفش را میزنند غلط است و مثل مسلمانهایی هستند که فقط از حضرت محمد و حضرت علی می گویند و حتی آنها را هم نفهمیده اند و می خواهند دوباره ما را به جایی ببرند که 100 سال طول کشید از شرش خلاص شویم منظور امپراطوری شوروی است، و آن یکی هم که 40 سال است می خواهد ما را به 1400 سال پیش و امپراطوری های بنی امیه و بنی عباس و خلافت عثمانی و دولت صفوی ببرد که چند قرن طول کشید تا از شرشان خلاص شویم.

 

4. آنچه از تراژدی جوانشیر و حزب توده می توان آموخت
http://www.ghandchi.com/940-javanshir.htm

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

 

 

 

SEARCH