Sam Ghandchiسام قندچي انقلاب 21 ایران، تغییر رژیم، و اینکه مارگزیده از ریسمان سفید و سیاه می ترسد
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2638-enghelabe21iran.htm

مطالب مرتبط: https://goo.gl/w5rMvF   https://goo.gl/QmJPYV

 

enghelabe21-iran

 

نزدیک به دو سال است که انقلاب 21 ایران آغاز شده و خیزش دی ماه 96 بلندترین موج آن بود که چند موج کوتاه تر را که قوی ترین آنها در مرداد ماه 97 بود، به دنبال داشت. می دانیم تجربه ایرانیان از انقلاب 57 در 40 سال پیش و نتایج آن، بسیار تلخ تر از انقلاب کبیر فرانسه در 1789 بود چرا که علاوه بر کارنامه ی جنایات رژیمِ برآمده از انقلاب در هر دو مورد، انقلاب 57 ایران ارتجاعی نیز بود، و نه مترقی نظیر انقلاب 1789، موضوعی کلیدی که 15 سال پیش به تفصیل در کتاب «ایران آینده نگر» مورد بحث قرار گرفت، کتابی که متأسفانه کمتر خوانده شده است (1). به هر حال در پس انقلاب 57، ما شاهد وحشت از انقلاب در میان همه ی مردم و بویژه روشنفکران سیاسی شدیم که یادآور «ترانه دریانورد کهنسال» کولریج است که پیامد انقلاب کبیر فرانسه و عصر وحشت را توصیف کرده وقتی حتی روشنفکران انگلستانِ هم نسل او، از ریسمان سفید و سیاه انقلاب در هراس بودند، در حالیکه در واقعیت، 14 سال پیش از فرانسه، در آمریکا انقلاب شد و دولت برآمده از انقلاب، دموکراسی و آزادی به ارمغان آورد و نه آنکه نظیر فرانسه 1789 و ایران 1357، انقلاب فرزندان خود را ببلعد. در 40 سال گذشته رهبران تازه ای جنبش سیاسی ایران پیدا کرده که از پیش زمینه ی تشکیلاتهای سیاسیِ پیش از انقلاب نیستند و اساساً در گذشته یا در فعالیتهای مدنی و حقوق بشری بوده اند و یا اینکه در عرصه ی اجتماعی، در کار شعر و ادبیات و نویسندگی بوده اند نظیر چکسلواکی سابق که در دوران سقوط بلوک شرق، دیگر نه رهبران سیاسی پیشین نظیر الکساندر دوبچک، بلکه نویسنده ای نظیر واتسلاو هاول، رهبر انقلاب اواخر قرن بیستم در آن سرزمین شد. و اساساً اکثریت رهبران سیاسی بازمانده از دوران انقلاب 57 به ورطه ی اصلاح طلبی اسلامی سقوط کرده اند که اگر ارتجاعی تر از انقلاب طلبی اسلامی سال 57 نباشد، مطمئناً مترقی تر نیست (2). آنها از یکسو فعالان سیاسی را از تکرار دوران وحشت بعد از انقلاب 1357 می ترسانند و از سوی دیگر همان افکار ارتجاعی رهبران انقلاب 1357 را این بار بنام اصلاحات و اصلاح طلبی، ترویج می کنند. بزرگترین تشکیلاتی که اصلاح طلبی اسلامی درست کرده، در ایران نیست بلکه تشکیلاتی در آمریکا و نام آن هم نایاک است و دقیقاً هدفی را که دنبال می کنند، ادامه ی فریبکاری بزرگ حکومت اسلامی است که اپوزیسیون را از خواست تغییر رژیم دور کرد و برای این کار نه تنها در همه ی رسانه های بین المللی فارسی زبان نفوذ کردند و خود را بعنوان نمایندک ایرانیان خارج کشور مطرح کردند، بلکه با جناح های حامی خود در دولتهای همه ی کشورهای جهان بویژه آمریکا، در خنثی کردن تلاشهای فعالان سیاسی ایرانی در آن کشورها، همکاری مؤثر داشتند و بودجه ی فراوان برای این کارها به دست آوردند (3). جالب است توجه کنیم که این جریان با موذی گری کسانی را نیز از بهاییان و سلطنت طلبان ایران، از همان اول کار به حضور در رهبری خود دعوت کردند و مناسباتی را حتی با شاهزاده رضا پهلوی برقرار کردند و حتی نایاک با این قلم نیز در همه ی این سالها بطور کژدار و مریز رفتار می کرد، با اینحال شخصاً اجازه ندادم که به رغم داشتن اختلاف با جریانات سیاسی دیگر، نایاک از اینجانب سوء استفاده کند و نمونه ی آنهم حمایت این قلم 11 سال پیش از آقای حسن داعی بود هنگامی که نایاک یک شکایت حقوقی در آمریکا علیه آقای حسن داعی راه انداخت و بالاخره نایاک شکست خورد و آقای داعی پیروز شد و آقای حسن داعی تا به امروز همچنان به افشاگری لابی ایست های رژیم اسلامی در آمریکا ادامه می دهد. مسأله ی نایاک شخصی نیست و هدفشان در راستای اهداف اصلاح طلبان ایران، برای دور کردن ایرانیان از خواست تغییر رژیم است که در همه ی این 40 سال دقیقاً خواست اصلی مردم ایران بوده و جریاناتی نظیر نایاک سعی کرده اند اینطور نشان دهند که گویی تغییر رژیم خواست کشورهای خارجی است، وقتی هیچ گروه سیاسی ایرانی در آمریکا به اندازه ی نایاک برای نزدیک کار کردن با دولت آمریکا تلاش نکرده و در دوران ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما، نایاک حتی در کاخ سفید حضور رسمی و فعال داشت. بسیاری از اعضای نایاک ابداً افرادی خائن به مردم ایران نیستند، اما فقط فریب این تشکیلات را خورده اند که از یکسو آنها را از ریسمان سفید و سیاه دوران عصر وحشت انقلاب 57، می ترسانند و از سوی دیگر ایرانیان ناآگاه را به حمایت از بقای رژیم اسلامی حاکم بر ایران که مسؤل ادامه ی همه ی آن عصر ترور و وحشت است، تشویق می کنند. ما با رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در ایران روبرو هستیم که پیروزی برای پایان دادن به آن، یعنی تغییر رژیم، استراتژی تازه ای را از اپوزیسیون سیاسی و مدنی ایران طلب می کند، و حتی بسیاری از جریانات مدنی ایران این حقیقت را دریافته اند که استراتژی پیشین جنبش مدنی ایران نمی تواند به این هدف برسد، در حالیکه تشکیلات های اصلاح طلبان در داخل، و نایاک در خارج، دائماً تبلیغاتشان ضد تغییر رژیم است. در واقع دقیقاً تغییر رژیم، در 40 سال گذشته، خواست مردم ایران بوده، ونه خواست دولتهای خارجی (4)، و اصلاح طلبان و نایاک در پی بقا و ادامه ی قدرت کوکلاکس کلان های اسلامی هستند و نه پایان دادن به رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در ایران (5).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نوزدهم اردیبهشت ماه 1398
May 9, 2019

 

پانویس:

 

1. ایران آینده نگر
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
Futurist Iran
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

2. اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm
http://isdmovement.com/2016/0516/050416/050416.Sam-Ghandchi-Reactionary-reformism.htm

 

3. فریبکاری بزرگ حکومت اسلامی که اپوزیسیون را از خواست تغییر رژیم دور کرد
http://www.ghandchi.com/2236-farib-e-bozorg.htm

 

4. درباره تغییر رژیم
https://goo.gl/8o9TNe 
About Regime Change
https://goo.gl/cy8RYu

 

5. بحثی استراتژیک در مورد حاکمیت کوکلاکس کلان اسلامی در ایران
http://www.ghandchi.com/2553-islamickkk.htm

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

SEARCH