Sam Ghandchiسام قندچي  پاسخ به یک بی شرف در پاریس
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2533-pasokh-beh-yek-bisharaf.htm

 

bisharafi-dar-paris

 

بی شرفی در پاریس هست که دوست دارد همه را با خطاطی و کنایه هایش در فیسبوک بی شرف بخواند در حالیکه بی شرف واقعی خود او است. پس از بحثهایم در مورد آقای مهدی خلجی، که روشن و علنی در سایتم برای خوانندگان موجود است که بخوانند و قضاوت کنند، و نه نظیر این بی شرفها که هر دقیقه مطالبشان را از فیسبوک حذف می کنند، این بی شرف شروع به متلک پرانی در مورد بحثهای گذشته ام در مورد صدای آمریکا کرده است. آخر احمق حمایتم از خانم مسیح علینژاد بخاطر آن است که او برعکس امثال توِ بی شرف، دارد با کوکلاکس کلانهای اسلامی می جنگد و به اختلافات قومی دامن نزده، وگرنه دلیلش "له له زدن برای صدای آمریکا" که تویِ بی شرف نوشته ای نیست (1). این بی شرفِ مقیم پاریس از یکطرف مقاله می نویسد و قربون صدقه ی رهبران بخشی از هواداران شاپور بختیار در پاریس می رود که چپ و مخالف سلطنت هستند، و از سوی دیگر با «پادوهای شاهزاده رضا پهلوی که خود را با عناوین مختلف از جمله هوادار زنده یاد شاپور بختیار معرفی می کنند» (2)، همکاسه است. حالا نقل قول از زنده یاد دهخدا را درباره صدای آمریکا از سایت انصاف نیوز در ایران یعنی لینکی در داخل کشور بدون دادن هشدار، در فیسبوک پست می کند، آنهم به قصد متلک پرانی، گویی کشف تازه ای کرده و نمی داند یکی از کسانیکه آن نوشته ی دهخدا را سالها پیش در اپوزیسیون مطرح کرد، همین قلم بود و این دیوانه آخرین کسی است که بخواهد خود را با علامه دهخدا مقایسه کند، و اصلاً بحث دهخدا را نفهمیده است؛ دهخدا در آن نوشته ابداً ضد آمریکایی نیست بلکه ضدیتش با حمایت آمریکا در زمان کودتای 28 مرداد از سلطنت طلبان است و اگر دهخدا آنطور که امثال زنده یاد حسین فاطمی (3) تلاش می کردند، رییس جمهوری ایران شده بود، مطمئناً روابط ایران و آمریکا خوب می بود و برعکسِ تبلیغاتِ سلطنت طلبان، ابداً مصدق و دهخدا تمایلی به کمپ شوروی نداشتند و همیشه روشن با دموکراسی غرب سمتگیری داشتند و حتی به طور تاکیتکی نیز دکتر محمد مصدق حاضر نشد از شوروی استفاده کند، کاری که قوام السلطنه در ماجرای تجزیه آذربایجان و کردستان، انجام داد. در حقیقت دلخوری این بی شرفِ مقیم پاریس، بخاطر نقد اینجانب از سلطنت طلبان در ماجرای صدای آمریکا است چون مانند بقیه آن پادوهای پاریسیِ به ظاهر جبهه ایِ سلطنت طلبان که مدتهاست در فیسبوک بلوک کرده ام، دوست دارد خود را از ملیون و جمهوریخواهان معرفی کند، در حالیکه اینجانب، مورد ستم در صدای آمریکا قرار گرفتم، و این بی شرف، نه سلطنت طلبان، بلکه این قلم را مورد حمله قرار می دهد. اما فقط این نیست، این دیوانه فکر می کند شاعر فارسی زبان است اما دو خط فارسی زیبا بلد نیست بنویسد و مرتب با خطاطی، به اصطلاح شعرهایش را در فیسبوک می گذارد تا آن برنامه تلویزیونیِ چند نفر از افراد محترم دولت بختیار، او را به بازی بگیرند، و امر به این بی شرف مشتبه شده که گویی شاعر فارسی زبانی است که همچون فردوسی دارد از هویت ملی ایران و ایرانی پاسداری می کند، و این قلم هم کاری با تخیلات هر کسی از خودش ندارم، ما را به خیر و شما را به سلامت، و از بزرگترین دشمنان خود نیز فقط دوری کرده ام و هیچوقت از آنها حرف نمیزنم و هرچه می خواهند پشت سرم بگویند. یکبار حرفم را میزنم و خداحافظ. این بی شرف دلخور است از آنچه اینجانب چند روز پیش درباره زندانی سیاسی زینب جلالیان گفته ام که زبان فارسی را خانم جلالیان، از امثال این مدعیِ زبان فارسی و به اصطلاح "شاعر فارسی زبان" بهتر می نویسد گرچه فارسی، زبان مادری خانم زینب جلالیان نیست (4)، و نه فقط آن بحث، بلکه از مقاله ی «بازهم درباره بحث زبان مادری» (5) که بتازگی نوشته ام، دلخور است و هنوز نفهمیده که این قلم نه دیپلمات هستم و نه علاقه ای به رهبری جنبش دارم و نقش خود را در جنبش سیاسی ایران در حد «دریانورد کهنسال در شعر ساموئل تیلور کولریج» می بینم (6). اما این آقای "شاعر فارسی زبان" خودش را سیاستمدار و مبارز ضدتجزیه طلبی هم تصور می کند در حالیکه آنچه ملی گرایی از دیدگاه اوست دقیقاً راه تجزیه ایران است و بسیاری از کسانیکه را که امثال این بی شرفِ دروغگو، تجزیه طلب می خوانند، هزار بار از امثال او ایرانی تر و باشرف تر هستند و بی شرف او ست که مرتب در فیسبوک، از شرف حرف میزند و هنوز خودش را در آیینه ندیده که همه رفتارش فقط بی شرفیِ دامن زدن به اختلافات قومی است و اگر خوانندگان لطف کنند و بحث اینجانب را به دقت در مقاله اخیرم تحت عنوان «بازهم درباره بحث زبان مادری» مطالعه کنند می بینند که امثال این آدمها، کشور ما را به کجا می خواهند ببرند. شخصاً خطا ناپذیر نیستم و در گذشته حمایتم از فدرالیسم برای ایران حتی به شکل استانی و به رغم مخالفت با تجزبه طلبی، اشتباه بود و بعد از تصحیح اشتباهم، خودم از آقای دکتر علی راسخ افشار که سالها پیش با بحثی منطقی از این قلم نقد کرده بود، پوزش خواهی کردم. اما این بی شرفِ مدعیِ شاعرِ فارسی زبان بودن، سالها پیش هم در سایت ایران گلوبال به اینجانب بخاطر میدان دادن به تجزیه طلبان حمله می کرد اما از آن زمان که این قلم در ایران گلوبال مطلبی درج نمی کنم، یک کلمه در آنجا با جریانات اتنیکی بحث نکرده و حالا هم دلخور است که در نوشتار «بازهم درباره بحث زبان مادری» (7)، در مورد کنار گذاشتن دشمنی های قومی، و در ستایش چندفرهنگی زیستن، و دیدن فرهنگهای ایران بعنوان مکمل یکدیگر نوشته ام. شخصاً این دیوانه را از فیسبوک خودم بلوک کردم و می تواند هرچه دوست دارد برای خوانندگانش بنویسد. عیسی به دین خود، موسی به دین خود. در ارتباط با سلطنت طلبان، شخصا حتی مسأله ام با محمد رضا شاه نبود و مخالف سلطنت هستم همانطور که با حکومت مذهبی مخالفم، و همیشه روشن گفته ام، و چه در زمان شاه به رغم همه خطرات برای خود و خانواده ام، و چه امروز، دیدگاهم را صریح و روشن بیان کرده ام، برعکسِ این فرد موذیِ دروغگو که پیش هرکسی یک موضع می گیرد تا در برنامه تلویزیونیِ چند نفر از بازماندگان محترم دولت بختیار شرکتش دهند. می تواند هر یاوه ای که دوست دارد در مورد این قلم بگوید، ما نه از ساواک ترسیدیم و نه از وزارت اطلاعات و چهار سال قبل از انقلاب 57 نیز، به رغم سابقه عضویت در کنفدراسیون، به ایران برگشتم و مورد بازجوییِ ساواک قرار گرفتم. احتیاجی نیز به حمایت امثال این بی شرف ندارم و نظرم را همانگونه که هست همیشه می نویسم، نه برای راضی کردن این و آن. امثال این بی شرف فقط حرفهای "دایی مردکی" و "خاله زنکی" گفته اند. عیسی نمی گفت که اگر کسی به یکطرف صورتت زد، روی دیگر را بیاور تا بزند، می گفت از شرّ دوری کن، و البته خودش از شرّ دوری کرد اما شرّ دست از سرش برنداشت. این قلم اشتباه کردم که بعد از تجربه ایران گلوبال با این دیوانه، دوباره درخواست دوستی او را در فیسبوک پذیرفتم و اکنون با بلوک کردن این بی شرفِ دیوانه ی متلک گوی مقیم پاریس، از شر دوری می کنم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم اسفند ماه 1397
March 14, 2019

 

پانویس:

 

1. در حاشیه ی خبرهای مربوط به آقای مهدی خلجی، اختلاسگران و خانم مسیح علینژاد
http://www.ghandchi.com/2528-masih-alinejad.htm

 

2. پاسخی به پادوهای شاهزاده رضا پهلوی که خود را با عناوین مختلف از جمله هوادار زنده یاد شاپور بختیار معرفی می کنند
http://www.ghandchi.com/2450-paadohaaye-rp.htm

 

3. به یاد حسین فاطمی و اینکه آیا حرف زدن از سلطنت و جمهوری و جنایات رژیم شاه وحدت شکنی است
http://www.ghandchi.com/2317-saltanat-jomhouri.htm 

 

4. در حاشیه ی گفتگوی طبرزدی و مشیری و نامه زینب جلالیان برای 8 مارس روز زن
http://www.ghandchi.com/2519-tabarzadi-moshiri-jalalian.htm

 

5. بازهم درباره بحث زبان مادری
http://www.ghandchi.com/2507-zabane-madari.htm

 

6. Samuel Taylor Coleridge: Rime of the Ancient Mariner
http://iranscope.ghandchi.com/Anthology/Ancient_Mariner.htm

 

7. بازهم درباره بحث زبان مادری
http://www.ghandchi.com/2507-zabane-madari.htm

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

 

 

 

SEARCH