Sam Ghandchiسام قندچي هگل و پیروان هگل: جی ئی مور در برابر اف اچ بردلی، و نگاهی به واقعیت
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2351-view-of-reality.htm

Hegel and Hegelians: GE Moore vs FH Bradley, and a View of Reality
http://www.ghandchi.com/2351-view-of-reality-eng.htm

 

hegel

 

پیشگفتار

متأسفانه بسیاری از مارکسیستها در ایران امروز کانون توجه خود را بر فلسفه هگل متمرکز کرده اند در حالیکه در واقعیت بسیاری از آنچه در پایان به دیکتاتوری کمونیستی منتهی شد ریشه اش در اندیشه هگلی بود که کارل پوپر در کتاب خود تحت عنوان «جامعه باز و دشمنانش» به تفصیل بحث کرده است و این قلم نیز در رساله «اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی» مورد بحث قرار داده ام. جی ئی مور حدود 100 سال پیش در اوایل قرن بیستم هنگامی که در کنفرانسی از فلاسفه شرکت داشت وقتی در تریبون سخنرانی قرار گرفت در پاسخ به اف اچ بردلی هگلین معروف آن زمان، ابتدا دست راست خود را نشان داد. سپس به دستش اشاره کرد و گفت: "این دست راست من است." بعد هم دست چپش را بالا برد و گفت: "این دست چپ من است." تمام سخنرانی جی ئی مور در رد اف اچ بردلی همین بود. به عبارت دیگر، واقعیت خارجی اول است، صحبت کردن و منطق بعد از آن می آید، و نه برعکس. بیست و چهار سال پیش ویرایش نخست مقاله زیر را به زبان انگلیسی نوشتم که در گروه خبری اس سی آی در تاریخ 10 سپتامبر 1994، منتشر شد. این مقاله به عنوان بخشی از گفت و شنودی مداوم با شیفتگان رژیم اسلامی در ایران در آن گروه خبری یوزنت در آن زمان، نوشته شد. در واقع، بسیاری از استدلال های امروز اصلاح طلبان ایران (2) به همین شکل است، اما ما شاهد همه این بحثها هستیم، هنگامیکه با پرونده های منتقدان اسلامگرایی مانند سهیل عربی (3) و سینا دهقان (4) که دومی همچنان با حکم اعدام روبروست، سرو کار داریم که تنها به خاطر انتقاد از اسلام در اینترنت، شکنجه و زندان را تحمل می کنند.
-----------------------------------------------------------------

 

داشتم برخی نوشته های شیفتگان رژیم ضد جمهوریت اسلامی ایران را مطالعه می کردم و دیدم برای شماری از واضح ترین واقعیت های مربوط به رژیم اسلامی نظیر آزار و اذیت مخالفان سیاسی در ایران، یا فقدان برخی از اساسی ترین حقوق مدنی مانند لباسی که می خواهید بپوشید، غذایی که می خواهید بخورید، نوع موسیقی که دوست دارید گوش کنید، و غیره، خواستار مدارک زیادی برای اثبات هستند. گویی بخواهند کسی کتاب صد جلدی بنویسد تا دیگران را متقاعد کند که در جنگل، درخت وجود دارد. این استدلالهای شیفتگان رژیم اسلامی مرا به یاد یک موضوع در شرق و موضوع دیگری در غرب می اندازد که مایلم با خوانندگان در میان بگذارم.


زمان حیات اتحاد جماهیر شوروی را به یاد می آورم، در سال 1980، روزی با یکی از شیفتگان شوروی که در خانواده ای توده ای در روسیه بزرگ شده بود و آن زمان در ایران بود، صحبت می کردم. خیلی عصبانی شد که گفتم شوروی کشوری دیکتاتوری است. چهره اش سرخ شد و گفت دیدگاهم استکباری است که نمی دانم که اتحاد جماهیر شوروی، این زادگاه سوسیالیسم، توسط سرمایه داران احاطه شده که همیشه مأموران خود را برای سرنگونی شوروی گسیل کرده اند و او نمی توانست درک کند که چرا انتظار داشتم شوروی اجازه آزادی سفر بدهد. گفت می دانید که اگر چنین اجازه ای شوروی بدهد، جاسوسهای آمریکایی سراسر اتحاد جماهیر شوروی را به اشغال خود در خواهند آورد. به او گفتم، باشه بیا با هم به مسکو برویم و با چشم خود ببینیم که چه اندازه مردمی که آنجا زندگی می کنند، احساس می کنند آزاد هستند. از او خواستم که من را اسپانسور کند و با خود به آنجا ببرد. وقتی این پیشنهاد را دادم، واقعا ترسید و سپس ادامه داد: "نه نه نه نه، شما یک ضدکمونیست هستید، وگرنه می دیدید که ما چقدر آزادیم." گفتم چرا اینطور قضاوت می کنید؟ گفت خودش یک دفعه 48 کیلومتر از شهر مسکو بیرون رفته بود ودستگیر شد و کا گ ب تنها به او توضیح داد که باید گذرنامه خود را برای رفتن بیش از 48 کیلومتر خارج از مسکو، همراه داشته باشد. این موضوع برای او بسیار عادی بود.

 

اگر منصف باشیم باید بگوییم که این قانون گذرنامه داخلی در شوروی سابق میراث رژیم تزاری روسیه بود و نه اختراع اتحاد جماهیر شوروی. اما این واقعیت است که مردم در اتحاد شوروی آزادی سفر به خارج نداشتند و شاید این امر به فروپاشی کمک کرد چون روسها به راحتی نمی توانستند مهاجرت کنند و در نتیجه مجبور بودند برای پیگرد شادی سیستم حکومتی خود را تغییر دهند. اما اصل بحث اینجانب با خانمی که شیفته شوروی بود و با او این بحث را داشتم جایی نرسید. او هرگز نمی توانست باور کند که اگر شما در ایالات متحده زندگی می کنید، می توانید هر نقطه کشور که دوست داشته باشید سفر کنید و کسی در جاده ها از شما پاسپورت یا اوراق شناسایی نمی خواهد البته مگر آنکه نزدیک مناطق مرزی نظیر سن دیاگو کالیفرنیا بروید. به هر حال ما نمی توانستیم یکدیگر را قانع کنیم. نمی دانم که او امروز کجاست و در 39 سال گذشته هم تماسی نداشته ایم. اما بعد از سقوط امپراطوری شوروی و اعدام پدرش توسط رژیم اسلامی در ایران، شاید نوع دیگری در مورد هم "رفیق برژنف" که هر پنج دقیقه نام او را با عنوان "رفیق" ذکر می کرد و جمهوری اسلامی ایران که در آن زمان به شدت مورد دفاع او بود، فکر کند.


دومین چیزی که شیفتگان رژیم اسلامی به من یادآوری می کنند، در غرب اتفاق افتاد. بعد از دوران بنیانگذاران راسیونالیسم مدرن مدرن (دکارت، اسپینوزا و لایبنیتس) که با شک و تردید درباره همه چیز برای رسیدن به یقین تازه ای تلاش می کردند، هیوم و کانت در صحنه اندیشه اروپا، ظهور کردند. هیوم، شک هیومی را به یقین راسیونالیستی اضافه کرد که کارل پوپر خیلی در آثار خود به آن پرداخته است، و کانت بین گزاره های ترکیبی و تحلیلی تمایز قائل شد، که در آن حقیقت عبارات ترکیبی، واقعیت خارجی را برای اثبات خود لازم دارند در حالیکه حقیقت عبارات تحلیلی در معنای عبارت نهفته است. به عنوان مثال، اگر شما دو سیب را در یک کاسه قرار داده و سپس دو سیب دیگر اضافه کنید، چهار سیب خواهید داشت و نیاز به بررسی سیب های واقعی برای رسیدن به این واقعیت تحلیلی وجود ندارد. اما علاوه بر هیوم و کانت، فیلسوف دیگری به نام اسقف برکلی وجود داشت (بله، دانشگاه برکلی هم به نام او نامگذاری شده است). کانت حتی در کتاب تمهیداتی به هر آینده متافیزیک علاوه بر هیوم از اسقف برکلی نام برده و نظرات برکلی را نیز نقد کرده است (5). برکلی به شیوه ی خود با زیر سؤال قرار دادن خود واقعیت بیرون از ذهن، راه راسیونالیسم را به پایان رساند. او می گفت که هیچ اثباتی وجود ندارد که همه این جهان در ذهن ما نباشد و بنابراین هیچ واقعیت خارجی وجود ندارد، به عبارت دیگر به نوعی سولیپسیسم باور داشت. عقل گرایی مدرن که به همت کسانی که چهار قرن پیش نظریه های زمین مسطح را به چالش کشیدند، در پایان قرن 18 خود را به نوعی پرسش منطقی عبث کشاند، و ظاهرا منطق به راحتی نمی توانست این مجادله را پایان دهد و در قرن بیستم نیز در میان متفکران فیزیک کوانتا این گفتمان از نو به شکلی دیگر مطرح شده است.


اما در قرن نوزدهم، فلسفه اجتماعی الویت پیدا کرد و علم نیرو گرفت. مارکسیسم رشد کرد (6). داروینیسم و ​​علم رشد کرد و فلسفه محض برای مدتی فراموش شد، گرچه بعدا در قرن بیستم، فلسفه بویژه در قامتی پلورالیستی به صحنه اندیشه های فلسفی غرب (7)، بازگشت که خود بحث وسیعی است (8). اما در پایان قرن نوزدهم، فیلسوفی به نام اف اچ بردلی محبوبیت پیدا کرد. او ابتدا ایده آلیستی از مکتب هگلی بود یعنی ایده آلیسم ابژکتیف؛ با اینحال بیشتر و بیشتر به ایده آلیسم سوبژکتیف برکلی تمایل پیدا کرد. استدلال هایش فقط این بود: "به من ثابت کن که هر واقعیت خارجی وجود دارد!" فلاسفه دهه اول سالهای 1900 اثبات پس از اثبات ارائه می کردند و او هم استدلال آنها را بطور "منطقی" یکی پس از دیگری با پاسخ "اثبات کنید" های پوچ همیشگی، رد می کرد. تا آنکه فیلسوفی به نام جی ئی مور در این بحث ها رویکرد تازه ای را مورد استفاده قرار داد و اهمیت برجسته ای پیدا کرد. در نشستی از فیلسوفان حرفه ای که در سطح بسیار بالایی برگزار شده بود، جی ئی مور بعنوان سخنران اصلی دعوت شده بود (لازم به یادآوری است که جی ئی مور در اوایل دهه 1900 شماری از آثار فلسفی خود را با برتراند راسل تألیف کرده است. البته جی ئی مور از نظر سنی خیلی بزرگتر از برتراند راسل بود). در جلسه ذکر شده، جی ئی مور وقتی در تریبون سخنرانی قرار گرفت در پاسخ به اف اچ بردلی ابتدا دست راست خود را نشان داد. سپس به دستش اشاره کرد و گفت: "این دست راست من است." بعد هم دست چپش را بالا برد و گفت: "این دست چپ من است." تمام سخنرانی جی ئی مور در رد بردلی همین بود. به عبارت دیگر، واقعیت خارجی اول است، صحبت کردن و منطق بعد از آن می آید، و نه برعکس.

اکنون کسی که در ایران زندگی کرده است می داند دیکتاتوری چه معنی دارد. و به زندان انداختن نویسنده ای نظیر سعیدی سیرجانی به خاطر عقایدش چه معنی دارد و بعد هم درگذشت او، و اینکه چه چیزی دلیل تراشی های مختلف برای توجیه نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی است. همه می دانند سعید سلطانپور و شکرالله پاک نژاد چه کسانی بودند و اینکه توسط رژیم اسلامی در ایران اعدام شدند. همه می دانند که چگونه جنگ با عراق در طول سال ها، زمانی که عراق در خارج از خاک ایران بود، علیه خواست مردم ایران، ادامه یافت هنگامیکه عراق پیشنهاد صلح کرد که بسیار بیشتر از آنچه که پنج سال بعد از آن، هنگام قرارداد امضای معاهده صلح نصیب ایران شد، یعنی هیچ، به ایران داده می شد. همه می دانند که چقدر کلمات آیت الله خمینی برای تشویق قیام در عراق باعث تهاجم عراق به ایران شد و امروز همه می بینند که چطور کارهایی مانند فتوای قتل سلمان رشدی توسط آیت الله خمینی به تحریک حمله غرب علیه ایران منجر می تواند بشود. اگر جنگ دیگری این بار با ایالات متحده راه بیافتد چطور؟ آیا قرار است دوباره به شهید شدن، افتخار کنیم همانطور که با راه انداختن جنگ با عراق از این شعارها دادیم؟

این ها واقعیت هایی هستند که در مورد آنها صحبت می شود و حتی این حقایق را بیسوادترینها هم در میان مردم ایران می دانند و می گویند، البته وقتی با یکدیگر در خلوت خانه صحبت می کنند، اما هیچکس جرئت نمی کند این سخنان را در فضای عمومی بگوید نه به این دلیل که آنها این واقعیت های غم انگیز را در خیالات خود ساخته اند، بلکه چون مردم میترسند. این خود واقعیت است. دست راست، دست راست است و دست چپ هم، دست چپ است! واقعیت بر منطق اولویت دارد. اگر کسی بخواهد چشم ها را ببندد و این واقعیت ها را نبیند و ترجیح می دهد که این حرفها را ادعاهای غیرقابل اثبات تلقی کند، می توانم توجه شان را به بحث های اف اچ بردلی معطوف کنم که همه آنچه به عنوان پاسخ نیاز داشت نشان دادن دو دست جی ئی مور بود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

دوم آذر ماه 1397
November 23, 2018

 

پانویس:

 

1. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/2055-Marxism.htm
Marxist Thought & Monism -Second Edition
http://www.ghandchi.com/2055-MarxismEng.htm

 

2. درباره اصلاح طلبان اسلامی
About Islamic Reformists
http://www.ghandchi.com/eslahtalabi.htm

3. سهیل عربی

Soheil Arabi
https://goo.gl/xZnsvw

4. سینا دهقان

Sina Dehghan
https://goo.gl/vuzujV 

5. آیا در علوم جدید جایی برای متافیزیک وجود دارد، ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/2064-ScienceMetaphysics.htm
Is there Room for Metaphysics in Modern Sciences, Second Edition
http://www.ghandchi.com/2064-ScienceMetaphysicsEng.htm

6. Marxist Thought & Monism -Second Edition
http://www.ghandchi.com/2055-MarxismEng.htm 
اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/2055-Marxism.htm

 

7.   پلورالیسم در اندیشه غرب - کثرت گرائی
http://www.ghandchi.com/301-Pluralism.htm
Pluralism in the Western Thought
http://www.ghandchi.com/301-PluralismEng.htm 

8. Academic Essays on Secular and Futurist Pluralism
http://www.ghandchi.com/1800-academic-essays-english.htm 
چند رساله آکادمیک در باب پلورالیسمِ سکولار و آینده نگر
http://www.ghandchi.com/1800-academic-essays.htm

  

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH