Sam Ghandchiسام قندچي درک عمق فاجعه تحمیل حجاب توسط کوکلاکس کلان اسلامی و ماجرای زهرا خانم چراغی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2051-hejaabe-ejbaari.htm

 

daaneshgahe-tehran-1357

 

ممکن است تصور شود این بحث در مبارزات کنونی زنان اهمیتی ندارد و مته به خشخاش گذاشتن است، اما اتفاقاً درک این موضوع برای پیروز شدن در مبارزه با حجاب اجباری کلیدی است. برای بیش از 50 سال اکثریت زنان در جامعه مدرن ایران بی حجاب بودند اما بعد از انقلاب 57 با فتوای آیت الله خمینی، بازگرداندن حجاب اسلامی به زنان ایران تحمیل شد (1)، و  به پرچم کوکلاکس کلان اسلامی تبدیل گشت (2)، و هدف، بازگراندن فرهنگ ایران به دوران ماقبل مدرن بوده و هست. در روزهای پس از پیروزی انقلاب 57 در مقابل دانشگاه تهران خانمی بود چادر به کمر بنام زهرا خانم چراغی که به دانشجویان سکولار فحاشی کرده و حمله ور می شد و می خواست خود را بعنوان نماد خواستهای زنان کارگر در ایران جلوه دهد، و می گفتند به آقای صادق قطب زاده مرتبط است، و درباره آقای قطب زاده کتاب های مستند خوبی منتشر شده است (3). زهرا خانم را در آن روزها خوب به یاد دارم وقتی جهت تهیه گزارش خبری برای روزنامه ندای آزادی به خیابان انقلاب یا شاهرضای سابق مقابل دانشگاه تهران سر می زدم و در آنجا بساط کتابفروشها را که پیش از انقلاب با فروش کتابهای جلد سفید آغاز شده بود، برپا می دیدم که به کرات مورد حمله این خانم و دیگر اوباش حزب اللهی، قرار می گرفتند. گویی کوکلاکس کلان توانسته باشد سیاهپوستی را استخدام کند که سیاهان را لینچ کند، آنچه حتی تصورش مشمئز کننده است؛ زهرا خانم چنین پدیده ای بود و مهمتر آنکه از سوی جریانی سکولار یعنی آقای صادق قطب زاده مدیر وقت رادیو تلویزیون ملی ایران، حمایت می شد. این عمق فاجعه ای است که ما هنوز در ایران با آن روبرو هستیم وقتی نه تنها در آن زمان، چپ های ایران و مشخصاً سازمان چریکهای فدایی خلق در تظاهرات زنان در هفدهم اسفندماه 1357 به اعضا زن خود گفتند که روسری سر کنند تا در مقابل اوباشی که شعار "یا روسری یا توسری" می دادند، قرار نگیرند چرا که به زعم آنها تضاد عمده جریان غربگرایی بود که در آن روز هفدهم اسفندماه سال 1357 تظاهرات علیه حجاب اجباری را برگزار می کرد (4)، بلکه چند ماه بعد نیز در ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا سازمان چریکهای فدایی خلق و اتحادیه کمونیستها به استثناً گروه زحمت که از آن منشعب شده بود، سازمان مجاهدین خلق، پیکار و کلاً تقریباً 90 درصد گروه های چپی و اسلامی، از "دانشجویان خط امام" که سمبل کوکلاکس کلان اسلامی بود، حمایت کردند چرا که می گفتند خطر عمده غرب و غرب گرایی است. یعنی کوکلاکس کلان اسلامی با حمایت به اصطلاح لیبرالهایی نظیر صادق قطب زاده و اکثریت چپ و جریانات سیاسی و مدنی اسلامی، بر ایران مستولی شد. منظور آنکه اگر در مبارزه با حجاب اجباری این واقعیت کوکلاکس کلان اسلامی و حامیانش درک نشود، جنبش زنان ایران نخواهد توانست به حجاب اجباری در ایران و قوانین جیم کرو اسلامی (5)، پایان دهد. برنامه کوکلاکس کلان اسلامی در ایران بازگرداندن فرهنگ جامعه مدرن به فرهنگ جامعه قرون وسطایی اسلامی است و برای این هدف بطور مؤثر از نیروهای مذهبی و چپ ایران استفاده کرده و می کند چرا که آنها، به خاطر اختلاف خود با هواداران دموکراسی های غربی، حاضرند جریان قهقرایی کوکلاکس کلان اسلامی را مورد حمایت خود قرار دهند. آنچه در ایران در 40 سال گذشته در رابطه با کوکلاکس کلان اسلامی می بینیم بخاطر آن است که چپی ها و لیبرالها به مقابله با دموکراسی های غربی الویت داده و رژیم کوکلاکس کلان اسلامی را حرکتی همسو با تلاشهای خود می بینند، و بویژه حمله عراقِ صدام حسین به ایران این موضع گیری چپها و بخش مهمی از لیبرالهای ایران را تقویت کرد، وگرنه همیشه اکثریت کمونیستها و لیبرالها در جهان، قطب مخالف مبارزه با تبعیض نبوده و نیستند. مثلاً اگر به مبارزات سیاهان علیه کوکلاکس کلان در آمریکا توجه کنیم، پیش از پیروزی مارتین لوتر کینگ در سال 1964، اساساً مبارزات سیاهپوستان، مورد حمایت کمونیستها و شوروی بود. حتی در آفریقای جنوبی نیز اینچنین بود و حامی اصلی جنبش سیاهپوستان در ابتدا، شوروی بود و حزب نلسون ماندلا، حزبی کمونیستیِ هوادار شوروی بود. تنها در مراحل پایانی در آفریقای جنوبی که مصادف با دوران پس از پیروزی مبارزات مارتین لوتر کینگ در آمریکا بود، حمایت آمریکا از مبارزه ضد تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، بالا گرفت و در پایان کار همانطور که می دانیم آمریکا و اروپا از نلسون ماندلا حمایت کردند. حمایتهای بین المللی از حرکت ضد کوکلاکس کلان در آمریکا نیز در دوره های مختلف آن حرکت متفاوت بود و در گذشته، بحث شد (6). در نتیجه اینکه اکثریت جریانات چپ در ایران، و کشورهای کمونیستی، بویژه در سالهای اول انقلاب، در صف کولاکس کلان اسلامی قرار گرفتند، به این معنا نیست که همیشه اینگونه خواهد بود اما مبارزه با حجاب اجباری از روبرو شدن با کوکلاکس کلان اسلامی و متحدان آن در هر دوره، جدا نیست. امروز همچنان بخش مهمی از چپ و اصلاح طلبان ایران با کوکلاکس کلان اسلامی در ایران متحد هستند و بحثهایی که برای توجیه موضعگیری های خود می کنند از جمله این حرف است که مسأله واقعی زنان کارگر در ایران حجاب نیست. مثل این است که در دوران مبارزات مارتین لوتر کینگ کسی می گفت که مسأله اصلی کارگران سیاهپوست، رکانستراکسیون ایالات جنوبی آمریکا نیست و این ادعا بویژه در ایالات شمالی آمریکا، حرف غلطی نبود، ولی اشاعه چنین دیدگاهی کمک به کوکلاکس کلان بود و نه یاری رسانی به مبارزات ضد تبعیض نژادی در آمریکا.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و هفتم اردیبهشت ماه 1397
May 17, 2018

 

پانویس:

 

1. حجاب، حزب الله، کوکلاکس کلان و سياست جداسازی
http://www.ghandchi.com/1941-zanan-kkk.htm
http://isdmovement.com/2018/0418/042718/042718-Sam-Ghandchi-Hezb0llah-and-KKK.htm

 

2. اصل تفاوت رژیم اسلامی 57 و دولت مغولها در ایران
http://www.ghandchi.com/2039-iri-kukluxklan.htm  

 

3. صادق قطب زاده به روایت علی سجادی
http://www.ghandchi.com/1315-ghotbzadeh-by-sajjadi.htm

 

4. آیا اعتراض به حجاب اجباری در اسفند 57 و بهمن 96 حرکتی زودگذر بوده و هست
http://www.ghandchi.com/1925-hejab.htm

 

5. شاپرک شجری زاده قربانی تازه قوانین *جیم کرو* که زنان ایران را هدف گرفته است
http://www.ghandchi.com/2038-zanaan-jim-crow.htm

 

6. کوکلاکس کلان

https://goo.gl/9bXAVn  

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH