Sam Ghandchiسام قندچي تفاوت اساسی تطور انقلاب ضد اسلامگرایی در مقایسه با شکل گیری جنبش سبز
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1864-tatavore-enghelab.htm

 

در مطبوعات اپوزیسیون، برخی انقلاب ضد اسلامگرایی را که با خیزش 96 آغاز شده با چوب اندازه جنبش سبز سال 1388 محک زده و تصور می کنند که این خیزش قادر نبوده طبقات تهیدست مثلاً ساکنان اسلامشهر در جنوب تهران یا طبقه متوسط شهری را به خود جلب کند. واقعیت این است که جنبش سبز ادامه جنبش مدنی بود که پس از شکست نیروهای انقلابی در سالهای 1360 نشو و نما کرد و در واقع جنبشی که در انتخابات سال 1388 شعار سیاسی رأی من کو را مطرح کرد، بیان نارضایتی از امیدهای دموکراتیزه و اصلاح شدن رژیم بود. این خواست بویژه برای طبقه متوسط شهری مطرح بود که امید به دموکراتیزه شدن جمهوری اسلامی داشت. در واقع به لحاظی جنبش سبز نظیر جنبش مارتین لوترکینگ در آمریکا بود که خواهان دموکراتیزه شدن بیشتر سیستم و قبول حقوق سیاه پوستان بویژه در قوانین ایالتی بود با این تفاوت که در آمریکا با داشتن قانون اساسی دموکراتیک و مترقی و سیستم پلورالیستی سیاسی، تعمیم دادن همان آزادیها به سیاهان و زنان امکانپذیر بود، در حالیکه در ایران قانون اساسی و رژیم حاکم موانع جدی در برابر رفع تبعیضها نسبت به سکولارها و دیگران بوده و هستند. اما آنچه امروز در ارتباط با خیزش 96 مطرح است موضوع انقلاب است که به معنی پایان یافتن امید برای سکولارها در این سیستم جمهوری اسلامی و حرکت برای پایان دادن به آن است. اگر نگاهی به مبارزات سالهای 1339 تا 1342 کنیم در آن زمان دو جریان قابل تمیز بود. یکی حرکت جبهه ملی در تظاهرات میدان جلالیه بود که مبارزه ای سیاسی و مدنی برای دموکراتیزه کردن رژیم شاه بود و اتفاقاً رهبری مشخصی هم داشت، در حالیکه حرکت آیت الله خمینی در همان پانزدهم خرداد 1342 برای انقلاب بود هرچند انقلابی ارتجاعی مورد نظر او بود که می خواست رژیم سکولار را ساقط کرده و رژیم قرون وسطایی اسلامگرا را جایگزین آن کند که 15 سال بعد، در انقلاب 1357 (1) به پیروزی دست یافت؛ در حالیکه در سال 1342، رهبری این جریان ارتجاعی اسلامگرایی یعنی آیت الله خمینی، در آنزمان در مقایسه با جبهه ملی، بسیار ناشناخته و بی اهمیت بود. اما موضوع جنبش سبز سال 1388 در مقایسه با خیزش 96 و انقلاب حاضر، اولی جنبشی مدنی در اوج خود بود که یادآور تظاهرات میدان جلالیه جبهه ملی در سالهای بحران 1339 تا 1342 بود در حالیکه خیزش 96 قابل مقایسه با نقطه عطف پانزدهم خرداد 1342 است با این تفاوت ماهوی که انقلابی که آغاز شده حرکتی مترقی، سکولار و دموکراتیک برای پایان دادن به رژیم قرون وسطایی اسلامگرا است. اینکه این انقلاب بطور مسالمت آمیز به جلو رود یا نه، همانطور که روز گذشته بحث شد هم به رژیم بستگی دارد و هم به اپوزیسیون (2). در اینجا لازم است اشاره شود که اعتصاب عمومی و ورود همگانی مردم در انقلاب با جنبش مدنی متفاوت است و موضوع رهبری نیز در این دو نوع حرکت متفاوت است. در نوشتار جداگانه ای تطور انقلاب 57 توضیح داده شد (3). حتی یکسال پیش از پیروزی انقلاب 57 هنوز معلوم نبود رهبران آن چه کسانی خواهند بود و حتی در درون روحانیون در بخش اسلامگرای انقلاب، آیت الله شریعتمداری، گلپایگانی و مرعشی سالها بیش از آیت الله خمینی نفوذ کلمه داشتند. جنبش میلیونی نیز که در عید فطر در آخرین سال انقلاب دیدیم حتی در نوروز 57 هنوز وجود خارجی نداشت و همانطور که در خاطراتی بیان شد تظاهراتهای چهلم ها که پس از نماز جماعت از جمله در مساجد در کاشان و یزد برگزار می شد، جمعهای کوچک جوانان بودند که به گلوله هم بسته می شدند اما از جمعیت حتی ده هزار نفره خبری نبود (4). خلاصه آنکه برخی تحلیلهایی که امروز در مورد خیزش 96 می شود بویژه به دلیل زنده بودن خاطرات جنبش سبز 1388، تفاوت تطور جنبش مدنی اصلاح طلبانه و انقلاب درک نمی شود و همچنین در مورد نحوه شرکت عمومی مردم و شکل گیری رهبری در جنبشهای مدنی در مقایسه با انقلابها، غلط است. بویژه آنکه در مورد انقلاب 57 آگاهی نویسندگان مورد اشاره کم است و نمی دانند که حتی دو سال پیش از انقلاب، آیت الله خمینی هنوز برای عموم مردم ایران مطرح نبود و فقط رهبر جمع های کوچک اسلامگرایانی بود که از 28 مرداد 1332 و بویژه بعد از پانزده خرداد 1342 با او شخصاً از نزدیک کار می کردند و گرچه حتی در 1354 سینمای قم را نزدیکان آیت الله خمینی آتش زدند (5)، اما هنوز تا دو سال بعد نیرویی بزرگ و همگانی نبودند و رهبری جنبش همگانی را حتی وقتی مقاله آیندگان درباره آیت الله خمینی منتشر شد، در دست نداشتند. امروز نیز خیزش 96 با جریان اصلاح طلبی تفاوت اساسی دارد. در حرکت سال 1388 دو حزب اصلی اصلاح طلب رهبران آنرا مشخص کردند و حتی موضوع رهبری آن، یکسال پیش از آغاز جنبش سبز 1388، هیچکس میرحسین موسوی را بعنوان رهبر اصلاح طلبان نمی شناخت و پس از جلسه ای که او با سید محمد خاتمی پیش از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری داشت که در پی فشار جریانات راست برای جلوگیری از کاندید شدن خاتمی بود، میر حسین موسوی مطرح شد. برخی دوستان پایان کار را با تطور جریان شکل گیری رهبری چه در انقلاب 57 و چه در جنبش سبز اشتباه می کنند. خیزش 96 رهبران زیادی در لحظه حاضر دارد و اینکه رهبری این جنبش در آینده چگونه شکل گیرد به بحثهای به اصطلاح رهبری فردی و جمعی نیز ربطی ندارد و بستگی به عوامل زیادی دارد و بویژه به این موضوع بستگی دارد که رژیم و اپوزیسیون در ماه های آینده چگونه عمل کنند. مثلاً اگر خیزش 96 به انقلاب مسلحانه تمام عیار تغییر کند، اکثر کسانیکه امروز رهبران سیاسی جنبش تلقی می شوند قادر به رهبری آن نخواهند بود همانگونه که در ویتنام کسانی نظیر ژنرال جیاپ به رهبری انقلاب رسیدند و نه امثال دکتر مصدق. هرچند باید خاطر نشان کرد که جیاپ و کمونیستها برای رهبری بلامنازع، اقدامات موهنی انجام دادند از جمله بستن پای لیبرالها و آویزان کردن سنگهای سنگین و رها کردن آنها در یک دریاچه و بدینگونه اپوزیسیون لیبرال را در ویتنام از همان اول یعنی سالها پیش از پیروزی انقلاب، از بین بردند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com

بیستم دی ماه 1396
January 10, 2018

 

پانویس:

 

 

1. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

2. آیا انقلاب ایران گذاری مسالمت آمیز خواهد بود
http://www.ghandchi.com/1863-civil-disobedience.htm

 

3. انقلاب و بحث دکتر اسماعیل نوری علا در مورد مبارزه بدون خشونت
http://www.ghandchi.com/1851-enghelab.htm

بازهم درباره گام بعدی خیزش نود و شش و دو طرح مطرح شده برای آینده این جنبش
http://www.ghandchi.com/1848-next-more.htm

 

4. نوروز 1357 در قهوه خانه ای در ماهان
http://www.ghandchi.com/921-norouz57-mahan.htm

 

5.  انقلاب و بحث دکتر اسماعیل نوری علا در مورد مبارزه بدون خشونت
http://www.ghandchi.com/1851-enghelab.htm

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH