Sam Ghandchiسام قندچي انقلاب و بحث دکتر اسماعیل نوری علا در مورد مبارزه بدون خشونت
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1851-enghelab.htm

 

روز گذشته یکی از صاحب نظران چپ خارج کشور در نوشتاری در یکی از نشریات عمده فراحزبی چپ نوشته بود "اما یادمان نرود آنچه در این 39 سال تجربه کرده‌ایم محصول انقلاب بوده است. هیچ انقلابی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی نرسیده است." نمی دانم اگر این دوست عزیز فقط به انقلاب آمریکا در سال 1775 نگاه می کرد، بازهم چنین حکم کلی را درباره همه انقلابها بر مبنای درکی عامیانه از انقلاب 57 ایران، صادر می کرد، یا برای اثبات مدعای خود می گفت آمریکا به عدالت اجتماعی نرسیده که نوعی مغلطه است چون انقلاب آمریکا چنین هدفی نداشت ولی به استبداد نرسید. در مورد اینگونه حکم های عوامانه درباره انقلاب که در جنبش سیاسی ایران بسیاری در 38 سال گذشته مطرح کرده اند که گویی انقلاب همواره به استبداد ختم می شود، حدود 10 ماه پیش پاسخ داده شد (1). اما در مورد انقلاب 57، برخی بویژه در محافل سلطنت طلبان ایران دوست دارند تصور کنند که شاه خیلی با مهربانی با انقلابیون رفتار کرده و کسانی نظیر اکبر گنجی که اصلاً در دوران انقلاب 57 حتی در همان گروه های اسلامی هم در سطحی نبوده که این بحثها را بداند و از نظر پژوهشی حتی امروز نیز در سطحی نیست که در مورد مسائلی پایه ای نظیر این موضوعات صاحب نظر باشد، می گوید "ما" تعداد زندانیان در زمان شاه را فلان عدد اعلام می کردیم، ولی بهمان بود و معلوم نیست از "ما" منظور کیست، یعنی که گویی مثلاً ایشان در رهبری سازمان چریکهای فدایی خلق یا مجاهدین یا تشکیلات خمینی در ایران، یا که در رهبری کنفدراسیون در خارج بوده یا حتی از نظر پژوهشی در آن سطح است، انگار این بحثها را هم می شود مثل قصه های کلنگی کردن و سوریه ای کردن و امثالهم با ترجمه چندتا مقاله از نیویورک تایمز "ثابت کرد" و بعد هم مانند چند همزاد دیگری که در میان مدعوین همیشگی برنامه های قلابی تلویزیونهای خارج کشور دارد، فوری سلطنت طلبان از آقای اکبر گنجی و همزادانش نقل قول می آورند که ببینید حتی اکبر گنجی هم فلان حرف را درباره انقلاب 57 زده، توگویی دارند از ابن خلدون نقل قول می آورند. هدف توهین به آقای اکبر گنجی نیست و ممکن است در مورد امام زمان ایشان صاحب نظر باشند اما این بحثها از سوی امثال اکبر گنجی را نه موافقان ایشان و نه مخالفانشان بهتر است بعنوان حجت مطرح نکنند که همانقدر ارزش دارد که اگر نظرات آلبرت انیشتین در مورد سوسیالیسم یا نظرات استیون هاوکینگ در مورد هوش مصنوعی، مورد استناد قرار گیرد و امیدوارم نام بردن از انیشتین و هاوکینگ برای طرح مقایسه، موجب ناراحتی آقای اکبر گنجی نشود (2). به هر حال به موضوع بحث برگردیم. زیاد به عقب نرویم، مثلاً می دانیم 15 سال پیش از سقوط شاه یعنی بعد از 15 خرداد 1342 و تبعید آیت الله خمینی، نیروهای اسلامگرا به موازات چپ در ایران سازماندهی می کردند، اما بخاطر آوانسهای ساواک بیشتر فعالیت علنی داشتند. سه سال قبل از انقلاب، در سال 1354 شخصاً خانه یکی از اقوام بودم که مستقیما در داخل کشور برای آیت الله خمینی در مهدیه ها فعالیت می کرد؛ چندین آخوند آنروز در خانه شان مهمان بودند که آخوندی از قم آمد و خبر داد که سینمای قم را آتش زده اند یعنی خود آنها آتش زده بودند و بعدها در تاریخ خواندم که آن عملیات را احمد خمینی فرزند آیت الله خمینی هدایت می کرده است. منظور اینکه آنها سه سال قبل از پیروزی انقلاب چنین عملیاتی را سازمان می دادند و در همان زمان فعال علنی در مهدیه ها بودند. خود شخصاً هیچوقت اسلامی نبودم و غیرمذهبی بودم اما چون قوم و خویش بودیم همدیگر را می شناختیم و می دیدم که بسیار فعال بودند. بعدها در پایان سال 1356 و نوروز 1357 همانگونه که در خاطراتی نوشته ام با چشم خودم تیراندازی سربازان شاه را به معترضان در کاشان و یزد دیدم که جوانان از مسجد بیرون می آمدند و شعار می دادند و با گلوله سربازان کشته می شدند، یعنی همان زمانی که هر 40 روز یک شهر در چهلم کشته شدگان شهری دیگر، تظاهرات داشت (3). شخصاً در شبهای شعر انستیتو گوته در سال 1356 شرکت داشتم و یادم است همه از نسیم کارتر حرف می زدند اما همه می دانیم که دوباره فضای باز سیاسی روشنفکری بسته شد و نیروهای سکولاری که علنی فعالیت می کردند دوباره فعالیتهای خود را کم کردند، اساساً نیروهای اسلامگرا فعالیتهای خود را گسترش دادند چون به رغم آنکه در آن زمان رژیم در مورد فعالیتهای علنی در مساجد با خشونت عمل می کرد، اسلامگرایان عقب نشینی نکردند و چهلم پشت چهلم گرفتند تا به پیروزی رسیدند، البته تا آنجا که این قلم به یاد دارم خشونت تظاهرات تا همان روزهای بهمن 57 از سوی رژیم بود و نه انقلابیون، و کمیته های انقلاب خیلی دیرتر شکل گرفتند. حتی سازمان های مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق در آستانه انقلاب نیرویی به حساب نمی آمدند چون سالها پیش نابود شده بودند و همان اولین سال پس از انقلاب تشدید سازمان کردند. به هر حال اینکه در آخرین ماه های انقلاب 57 وقتی تعداد کشته شدگان در میدان ژاله به اوج رسید، و اینکه آمریکا به شاه توصیه خروج از ایران را کرد، اینهمه سه سال بعد از زمانی است که تطور وضعیت انقلابی در ایران در حال شکل گیری بود و البته در بهمن 57 به فروپاشی انجامید. به هر حال این قلم تاریخ نگار نیستم و فقط می خواهم خاطر نشان کنم که واقعاً در 1357 انقلابی در ایران صورت گرفت هرچند انقلابی ارتجاعی بود. در کتاب ایران آینده نگر سالها پیش دلیل این تحلیل خود را از انقلاب 57 به تفصیل بحث کرده ام (4). اما آیا همه بحثهای در مورد مبارزه بدون خشونت که در جنبش مدنی و سیاسی ایران در 38 سال گذشته مطرح شده، در زمان وضعیت انقلابی کارآیی دارد؟ فقط نگاهی به شبهای شعر در سال 1356 نشان می دهد که کارآیی نداشت و دقیقاً این چیزی بود که اسلامگرایان فهمیدند و از نیروهای سکولار در انقلاب 57 پیشی گرفتند. از دیدگاه این قلم توضیحات جامعه شناسانه دکتر اسماعیل نوری علا در مقاله ای که امروز منتشر کرده اند، بسیار درست است (5). باید به بحثهای آقای نوری علا اضافه کنم که ماندلاهای وطنی همچنین فراموش می کنند که نه تنها آفریقای جنوبی دولتی مدرن بود و فشارهای تحریمهای بین المللی بر آن مؤثر بود بلکه حزب کمونیست آفریقای جنوبی که نلسون ماندلا به آن تعلق داشت یکی از پرقدرت ترین احزاب کمونیست در آفریقا بوده و هست که شاید نظیر آن اصلاً در خاورمیانه وجود نداشته است. حتی حزب توده ایران در اوج خود در سالهای 1320 تا 1332 چنین قدرتی نداشته است و تازه در آن حزب حتی همسر سابق ماندلا که همه سالهای زندان ماندلا که 27 سال است، فعال بود، ابداً در مبارزات خود خشونت پرهیز نبود. به هر حال آقای نوری علا درست می گوید که ماندلاها و گاندی های وطنی بیشتر درکشان از کشورهای دیگر و از خود ایران غلط است. اما به هر حال اینکه جنبش سیاسی ایران در 38 سال گذشته اساساً مبارزه بدون خشونت را در پیش گرفته، جدا از همه ماندلاها و گاندی های وطنی، واقعیت است و امر خوبی است که جنبش مدنی و سیاسی ایران در زمانی که وضعیت انقلابی نبوده، خشونت پرهیز بوده و دنبال کار تروریستی یا چریکی نرفته است. اما جدا از آنکه فعالان جنبش چه چیزی را ترجیح می دهند، در جوامع، انقلاب می تواند رخ دهد، و بنظر می رسد خیزش 96 ممکن است به انقلابی دیگر در جامعه ایران منتهی شود و اگر چنان شود، دیگر دست ما نیست که انقلاب را خشونت پرهیز کنیم یا خشونت آمیز. انقلاب دینامیسم خود را دارد که به هردو طرف دعوا بستگی دارد و دقیقاً در اروپای شرقی و شوروی سابق برنامه خشونت پرهیزی اساساً خصلت انقلابهای رنگارنگ بود اما در جامعه ای نظیر ایران که دولت حتی طرفداران انقلابهای رنگی را دشمنان اصلی خود شناخته و صبح تا شب به جرج سوروس فحش می دهند، چه انتظاری می توان داشت. نگاه کنیم به سوریه که داستان مشابهی بود و در شرایط انقلابی یکباره داعش رشد کرد چون تنها نیرویی بود که حاضر بود به آنچه بشار اسد به مردم سوریه تحمیل می کرد، پاسخ دهد که پاسخش به رژیم سوریه خشونت بارتر از عملیات خود بشار اسد بود و شکی نیست که داعش خود نیرویی جنایتکارتر از داعش بود و مردم سوریه را به خاک و خون کشید، فقط منظور از ذکر این مثال این است که دست ما نیست که رژیم چگونه عمل کند و یا نیروهایی که در برابر رژیم در خیابان تظاهرات می کنند چگونه واکنش نشان دهند. انقلاب با جنبش های مدنی تفاوت اساسی دارد در اینکه کسی نمی نشیند و برای انقلاب کردن برنامه بریزد و چنین ادعایی را فقط کسانی می کنند که فهم سیاسی ندارند. نیروهای واقعی سیاسی اگر وضعیت انقلابی (6) را درست تشخیص دهند، تلاش می کنند که آن را در حد توان خود رهبری کنند و به مردم در رسیدن به اهدافشان کمک کنند. درست است یکی مثل لنین با حزب 20 ساله اش در چنان وضعیت انقلابی طرحی برای گرفتن قدرت ریخت و در اکتبر 1917 موفق شد قدرت را کسب کند و می توان اقدام او را کودتا خواند اما به هر حال توانست از وضعیت انقلابی استفاده کند و قدرت را بگیرد. در ایران کنونی اگر فردا در ایران وضعیت انقلابی بوجود آید، شخصاً نیرویی را نمی شناسم که بتواند چنین کاری انجام دهد، اما ارزیابی واقعیت کنونی در ایران و جریاناتی که در صحنه فعال هستند، روز گذشته مورد بحث قرار گرفت و مطمئناً دکتر اسماعیل نوری علا درست می گوید که دست ما نیست که بتوانیم این تحول را خشونت پرهیز کنیم. امیدوارم خوانندگان بحث روز گذشته این قلم درباره اوضاع ایران را نقد کنند و اگر اطلاعات دیگری دارند که اینجانب نمی دانم، مطرح کنند تا بتوان درک بهتری از گزینه های پیش رو به دست آورد (7).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com

پانزدهم دی ماه 1396
January 5, 2018

 

پانویس:

 

1. ادعاهای غلط در مورد استبداد و دموکراسی
http://www.ghandchi.com/1367-estebdaad-democracy.htm

 

2. اکبر گنجی

https://goo.gl/GxcFg2

 

3. نوروز 1357 در قهوه خانه ای در ماهان
http://www.ghandchi.com/921-norouz57-mahan.htm

 

4. کتاب ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN Book: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

5. دکتر اسماعیل نوری علا: خشونت پرهيزان و مردم بی دفاع ايران
http://isdmovement.com/2018/0118/010518/010518-Esmail-Nooriala-Non-violence-and-home-grown%20-Gahandis.htm

 

6. درباره وضعیت انقلابی

https://goo.gl/dWp4ni

 

7. بازهم درباره گام بعدی خیزش نود و شش و دو طرح مطرح شده برای آینده این جنبش
http://www.ghandchi.com/1848-next-more.htm 

 

 

 

 

 
 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH