Sam Ghandchiسام قندچي آقای محمد ارسی، فروغی بزرگترین اشتباه را در همان شهریور 20 انجام داد
 سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1828-arasi-foroughi.htm

 

آقای محمد ارسی در بزرگی محمد علی فروغی در عالم سیاست ایران درست نوشته است (1)، اما بزرگترین اشتباه فروغی در همان شهریور 20 بود وقتی که با ورود متفقین به ایران نه تنها از خانه نشینی که به حکم رضاشاه به آن محکوم شده بود، آزاد شد، بلکه فرصتی یافت که ایران را جمهوری کند اما تصمیم غلطی گرفت و دوباره سلطنت را در ایران، نجات داد که جزئیات در پانویس زیر از کتاب باقر کاظمی آمده است و مطالعه زیرنویس به خوانندگان توصیه می شود (2). تنها کافی نیست که سیاستمداری از دانش وسیع برخوردار باشد بلکه لازم است در برهه های مهم تاریخی که سرنوشت ملتی رقم می خورد، تصمیم درست بگیرد. محمد علی فروغی فکر کرده بود با صرفنظر کردن از ایجاد جمهوری، فروتنی و عدم تنفر خود را از خاندان پهلوی که بر او ظلم کرده بودند، نشان می دهد، و آنهمه مطمئناً از سجایای او بود، اما تشکیل جمهوری در آن برهه تاریخی ابداً خودخواهی شخصی نمی بود، امکانی پیش آمده بود که جمهوری دموکراتیک و سکولار در ایران شکل بگیرد، 20 سال پیش از آنهم در زمان سقوط احمد شاه چنین امکانی بوجود آمد وقتی رضاخان با برنامه ایجاد جمهوری به پا خاست چون در عمل سلطنت مشروطه در ایران نشان داده بود که کار نمی کند وگرنه دلیلی نداشت که احمد شاه از قدرت ساقط شود، احمد شاه واقعاً بعنوان شاه مشروطه عمل می کرد. در نتیجه ساقط کردن احمد شاه فقط بخاطر ایجاد جمهوری معنی می داد، اما روحانیون باعث شدند که رضاخان عملاً سلطنت اعلام کند (3). متأسفانه شادروان فروغی نیز در شهریور 20 نتوانست این تصمیم بزرگ تاریخی را برای ایجاد جمهوری دموکراتیک و سکولار اتخاذ کند و بعدها هم دکتر محمد مصدق یازده سال بعد از او نتوانست چنین تصمیمی بگیرد و شادروان دکتر فاطمی را تنها گذاشت؛ داریوش همایون نیز در خارج کشور بعد از انقلاب 57 نتوانست به جمهوریت برسد هرچند سیاستمداری بزرگ بود (4).

 

در نتیجه وقتی در پایان نوشتار خود آقای ارسی می نویسد "اما خانوادهٔ پهلوی هم که بسیار به او دین داشتند و مدیون تدبیر و بزرگ اندیشی‌هاش بودند، نمک‌ناشناسی کردند، خاصه شخص محمدرضاشاه که سالها از درگذشت فروغی گذشته بود، ولی اجازهٔ برگزاری بزرگداشتی را که شایسته و در شأن آن دولتمرد باشد نمی‌داد، زیرا چنین بزرگداشتی را شریک‌تراشی برای سازندگی‌های پهلوی، و اِبراز ضعف و نقصی برای قدرت و اقتدار مقام سلطنت خود تلقی می‌کرد..." (5)، بازهم آقای ارسی موضوع سلطنت را در ایران بحثی شخصی درباره فروغی یا محمد رضا شاه می بیند و نه آنکه نیش عقرب نه از ره کین است. متأسفانه برخی بزرگان سیاست در ایران نتوانسته اند تشخیص دهند که سلطنت و اسلامیت در سیاست ایران موضوعات شخصی که در مورد آن کسی بخواهد لطف کند نیست، و ضروری است با موضعی صریح از این دو مانع عمده دموکراسی و سکولاریسم در تاریخ ایران عبور کنند و در لحظات حساس تاریخی اگر در موقعیت رهبری قرار گیرند، نباید با تصمیم غلط اسلامیت را جایگزین سلطنت کنند یا سلطنت را جایگزین اسلامیت، و با عدم صراحت درمورد هدف پایان دادن به سلطنت و اسلامیت در قدرت حاکم در ایران، به جنبش ترقی خواهانه ضربه زنند (6). ما پیش از جمهوری اسلامی صد سال پادشاهی مشروطه داشته ایم و سلطنت تحت عنوان پادشاهی مشروطه حرف تازه ای نیست و 57 سال پادشاهی مشروطه در دوران پهلوی برای ما دموکراسی به ارمغان نیاورد همانگونه که 38 سال اسلامیت در قدرت در جمهوری اسلامی برای ما دموکراسی به ارمغان نیاورده است. امروز که جنبش تازه ای در ایران با تظاهرات مشهد (7) آغاز شده و پایان دادن به اسلامیت در قدرت مطرح است، جا دارد که اشتباه تاریخی فروغی در نجات سلطنت را به یاد داشته باشیم (8) و به روشنی از جمهوری سکولار و دموکراتیک حمایت کنیم (9).


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی
سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
هفتم دی ماه 1396
December 28, 2017

 

پانویس:

 

1. محمد ارسی: در نیاز به دولتمرد روشنفکر و دانشمندی چون فروغی
http://isdmovement.com/2017/1217/122917/122917.Mohammad-Aras-Needing-another-Forughii.htm

http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/72158 

 

2. یادداشت‌هایی از زندگانی باقر کاظمی: سه ایراد وارد بر فروغی

(یادداشت‌هایی از زندگانی باقر کاظمی، به کوشش داوود کاظمی و منصوره اتحادیه (نظام‌مافی)، ج4.)

سه ایراد وارد بر فروغی
باقر کاظمی سه ایراد را بر محمدعلی فروغی وارد می‌داند و آن‌ها را در قالب انتظارات عامه ملت از نخست‌وزیری که پس از پایان دیکتاتوری رضاشاه به قدرت رسیده بود، چنین بر می‌شمارد:
انتظارات عامه ملت از فروغی نخست وزیر
چون میرزا محمدعلی خان فروغی (ذکاء الملک) طرف اعتماد مردم بود و هر کسی نسبت به دانش و مقام علمی او و پاکدامنی و میهن‌دوستی و صحت عمل او احترام می‌گذاشت و شش سال تمام بود که بیکار و مطرود دیکتاتور بود و انواع بی‌احترامی‌ها و توهین ها نسبت به او می شد و از حیث مادیات زندگانی نیز در تنگدستی و سختی بود، همه میهن‌دوستان و آزادیخواهان و علاقه‌مندان به کشور انتظارات زیادی از او داشتند که چون هیچ کدام انجام نگرفت از او کاملاً رنجیدند و انتقادات بسیاری از او می‌کردند.
[ایراد اول]
اولین ایرادی که به او می شد این بود که چرا در چنین موقعیت خاصی که پیش آمده بود و روس‌ها بر طبق اطلاعات موثقی که بعد به دست آمد میل داشتند در ایران جمهوریت برقرار شود و انگلیسی‌ها هم که از رضاشاه ناراضی بودند قطعاً نمی‌توانستند مخالفتی بنمایند در این امر مهم اساسی غفلت به خرج داد و برعکس به روس‌ها و انگلیسی‌ها توصیه می‌کرد که در شناسایی شاه جدید تسریع نمایند. شنیده شد که روس‌ها به او پیغام داده بودند و خواسته بودند اساس جمهوری ریخته شود و گفته بودند هیچ اشکالی ندارد و به‌سهولت می‌شود رئیس جمهوری در نظر گرفت و اسم خود فروغی یا ساعد را هم برده بودند، ولی مشارالیه از لحاظ نداشتن شهامت و شجاعت سیاسی و ضعف نفس و ترس از انقلاب داخلی زیر این بار نرفته بود.
ترس او از انقلاب داخلی با بودن قوای خارجی در کشور ابداً مورد نداشت و کوچکترین احتمال مقاومت از طرف گردن کلفتان و افسران ارتش و علما و غیره نمی‌رفت زیرا عامه ملت از اعمال و رفتار مدت سلطنت رضا شاه و تعدیات و اجحافات دستگاه او، ضبط اموال و املاک مردم و هزاران فجایع دیگر طوری از سلطنت و دیکتاتوری ناراضی بودند که حدی بر آن متصور نبود. افسران ارتش هم بعد از رسوایی‌های سوم شهریور و فرار از انجام وظایف به قسمی سرشکسته و خفیف و مورد تنفر و انزجار عمومی شده بودند که قدرت هیچ عمل و اقدامی را نداشتند و همین طور علما و رجال و تجار و لیدرهای مردم هم همه از اوضاع دیکتاتوری ناراضی و باکمال میل حاضر به رژیم جمهوری بودند. پس به عقیده عامه مردم این کوتاهی و غفلت و ترس و لرز بی مورد او صد درصد به ضرر مملکت و ملت تمام شد و لعنت ابدی تاریخی برای فروغی ماند که هیچ وقت ملت ایران او را از این عمل نخواهد بخشید.
[ایراد دوم]
دومین ایراد مهم [محمدعلی فروغی] این بود که انتخابات دستوری غیرقانونی دوره سیزدهم مجلس [شورای ملی] را تثبیت نمود و این مجلس مفتضح را قانونی دانست و عموم علاقه‌مندان به کشور و آزادیخواهان را از خود متنفر و منزجر کرد و اساس زشتی را پایه گذاشت. تفصیل این کار این بود که دوره دوازدهم مجلس در نهم آبان ۱۳۲۰ خاتمه می‌یافت و طبق مقررات در نهم تیر فرمان انتخابات دوره سيزدهم صادر گردید و از نهم شهریور انتخابات اسماً شروع شد، اما بر هیچ کس پوشیده نبود که از سال ۱۳۰۵ انتخابات آزاد از مملکت رخت بسته بود و جز اراده دیکتاتور و دستگاه فاسد او احدی قادر به تعیین وکیل نبود و اگر کسی هم رأیی داشت نمی‌خواندند یا عوض می‌کردند و به اسم دیگری می‌خواندند و صدر مجالس را هم طبق دستور می‌نوشتند.
انتخابات دوره سیزدهم هم به همین رویه انجام شده بود و البته و صد البته واجب بود که چون انتخابات به آزادی صورت نگرفته، ابطال شود و واقعاً و حقیقتاً انتخابات آزاد در سراسر کشور انجام گیرد. هرگاه تصور می‌شد که با حضور قوای خارجی انتخابات آزاد عملی نیست، چه بهتر که انتخابات و تشکیل مجلس به تعویق می‌افتاد و نبودن مجلس بیشتر به نفع کشور و ملت بود و جلوگیری از خیلی کارها می‌شد. در موضوع ابطال انتخابات دوره سیزدهم مخالفتی از طرف عامه مردم احساس نمی‌شد و برعکس همه مایل به این عمل بودند و در حقیقت مثل رفراندمی همه طبقات مردم ابراز تمایل و موافقت با تجدید انتخابات دوره سیزدهم و آزادی کامل انتخابات می‌کردند.
در این خصوص فروغی عناد و لجاج عجیبی نشان داد و در هر مورد بیانات غیرمنطقی و بی‌موردی می‌کرد و در مقابل تظاهرات مردم و نطق‌ها و مقالات جراید دلایل غیر وارد می‌آورد. مردم بالاجماع به دفتر مخصوص شاهنشاهی نوشتند و شکایت نمودند و جوابی که فروغی به نامه دفتر مخصوص در این باب داد از این قرار بود:
بنده وارد بحث این مسئله نمی‌شوم که انتخاباتی که واقع شده کاملاً درست بوده و یا نبوده است زیرا به شرحی که عرض خواهم کرد انتخابات مزبور خواه غلط و خواه صحیح دولت حق ندارد در آن نظر کند و آن را لغو یا تجدید نماید. وقتی طبق قانون انتخابات فرمان انتخابات صادر شد و انجمن‌های نظارت تشکیل گردید دیگر دولت حق مداخله ندارد و این حق به انجمن‌های نظارت تفویض می‌شود و اگر دولت بخواهد در این خصوص اقدام به لغو انتخابات انجام شده نماید، نقض قانون کرده است...
به نظر من این طور استدلال از طرف مرد دانشمند فاضلی مثل فروغی خیلی عجیب و غریب بود و مثل این بود که ایشان اهل این مملکت نیستند و ندیده و نشنیده‌اند که از انتخابات چندین دوره اخیر چه صورت فجیعی انجام شده و سلب هر نوع آزادی و دخالتی از طرف مردم شده و هرکس را که دولت دستور داده و به حکام و غیره امر داده از صندوقی درآورده‌اند. ... چطور لغو چنین انتخاباتی خلاف و نقض قانون می‌تواند باشد! این استدلال ... مضحک را احدی قبول نکرد و رویه فروغی اسباب یأس و نفرت و لعنت عمومی شد، خاصه این که همه می‌گفتند این رفتار پایه انتخابات غلط آینده به طرز رضاشاهی خواهد شد و حکومت دیکتاتوری همیشه عین رویه را روی پایه استدلال کسی مثل فروغی ادامه خواهد داد. بعدها در عمل معلوم شد که این نظر اخیر مردم کاملاً درست بوده و می‌باشد. با این سماجت و اشتباه بزرگ (همه عامه آن را خیانت به مشروطیت و آزادی خواندند) مجلس دوره سیزدهم را با همان افراد فاسد معلوم الحال در ۲۲ آبان ۱۳۲۰ش افتتاح کردند و این لعنت ابدی هم برای فروغی در تاریخ ایران باقی ماند.
[ایراد سوم]
سیمین ایراد وارد به فروغی این بود که چرا طرز انتخاب افراد وزرا را که به اراده و امر شاه سابق بود تغییر نداد. چرا روز اول که پی او فرستادند و اجباراً او را به نخست وزیری منصوب کردند حسب‌الامر همان وزرای سابق را قبول و بعد از تغییر سلطنت باز هیئت وزراء را تحت نفوذ شاه جدید و عوامل مخصوصی که در کابینه سابق بود به آن صورت انتخاب کرد و مشرف نفیسی عضو شرکت نفت و سرسپرده انگلیسی‌ها و نفتی‌ها را به وزارت مهم دارایی منصوب نمود، که تمام مردم بلا استثنا بر ضد انتخاب او بودند و سه نفر از افسران ارتش را که این طور امتحان بی‌لیاقتی و بی‌علاقگی به کشور را در سوم شهریور [1320] داده بودند علی‌رغم اراده و میل مردم به وزارت معرفی کرد و اختیار خود را در هیئت وزرا به دست آهی و سهیلی و گلشائیان داد و تحت نفوذ و تلقینات آنها انتصابات دیگر را انجام داد.
اما من با وجود احترام کاملی که به ذکاءالملک فروغی دارم و سال‌ها در مدرسه سیاسی خدمت ایشان درس خوانده‌ام و همیشه از محضر علمی و فضلی ایشان استفاده کرده‌ام و بعد هم ایشان در وزارت خارجه رئیس مستقیم من بودند و پس از آن هم با ایشان در کابینه مخبرالسلطنه وزیر و سپس در کابینه دیگر که ایشان رئیس الوزرا بودند دو سال وزیر خارجه بودم و همواره در مواقع بیکاری و ایامی که هیچ‌کس نمی‌توانست نزد ایشان برود مرتباً با ایشان تماس داشتم و ساعت‌های طولانی با یکدیگر درد و دل می‌کردیم متأسفانه باید اینجا بنویسیم که هر سه ایراد فوق‌الذکر را کاملاً وارد می‌دانم و این‌طور تجزیه و تحلیل می‌نمایم که معظم‌له مرد بسیار نجیب و اصیل و فاضل و پاکدامن و خیرخواه و میهن‌دوست و یکی از دانشمندان و فلاسفه این دوره ایران می‌باشند، اما باید بدون خجالت و شرمندگی اعتراف کنم که در نتیجه تربیت خانوادگی و طرز زندگی و صدمات و آزارهایی که در این شش سال اخیر بر ایشان وارد و مزاجشان را علیل و آزرده و خسته و فرسوده کرد فاقد شهامت و شجاعت سیاسی و بلندنظری و مال‌اندیشی و دوربینی برای آینده ملت و مملکت می‌باشد. در صورتی که در چنین موارد استثنایی تاریخی باید وزیری نترس و بی‌ملاحظه و بی‌اعتنا به جریانات عادی معمولی و باگذشت و ازخودگذشته و فداکار باشد تا بتواند تصمیمات بزرگ اتخاذ کند و اگر ایشان این صفات را داشتند و هر سه فقره مذکور فوق را انجام داده بودند خدمتی بزرگ به این مردم بدبخت و نسل آینده آن و ترقیات واقعی مملکت کرده بودند و تثبیت هر سه فقره نام برده که به ضرر ملت و کشور تمام شده و می‌شود قابل عفو و بخشش نبوده و نخواهد بود.
(یادداشت‌هایی از زندگانی باقر کاظمی، به کوشش داوود کاظمی و منصوره اتحادیه (نظام‌مافی)، ج4.)

 

3. آنچه باید از رضا شاه آموخت
http://www.ghandchi.com/1547-reza-shah.htm

 

4. تسليت به خانواده و دوستان داريوش همايون
http://www.ghandchi.com/652-DaryoushHomayoun.htm

 

5. محمد ارسی: در نیاز به دولتمرد روشنفکر و دانشمندی چون فروغی
http://isdmovement.com/2017/1217/122917/122917.Mohammad-Aras-Needing-another-Forughii.htm

 

6. ترقی خواهی در عصر کنونی- متن کامل - ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm

 

7. درباره تظاهرات امروز هفتم دی ماه نود و شش در مشهد
http://www.ghandchi.com/1827-mashhad.htm

بيانيهء جنبش سکولار دموکراسی ايران: ندای خيزش ملت ايران عليه حکومت استبدادی - مذهبی از همهء جای کشور برخاسته است
http://isdmovement.com/2017/1217/122917/122917.Jonbesh-Declaration.htm

 

8. کارچاق کن های چپی ایندفعه برای ایران خسروتابان را در ماه خواب دیده اند
http://www.ghandchi.com/1820-karchaghkonha.htm
قابل توجه محمد نوری زاد، اکبر گنجی و علیرضا نوری زاده
http://www.ghandchi.com/1822-nurizad-ganji-nourizadeh.htm

 

9. ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm

 

مطلب مرتبط
کی گفته ایران شاه نداره، متأسفانه ایران در 38 سال گذشته شاه داشته و داره
http://www.ghandchi.com/1829-iran-shah-daareh.htm

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH