Sam Ghandchiسام قندچي از حسن آیت تا محمود احمدی نژاد

 سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1494-ahmadinejad-ayat.htm

 

روز گذشته محمود احمدی نژاد نامه ای را که در پایین صفحه ضمیمه شده (1)، در وبسایت رسمی خود در اعتراض به بازداشت حمید بقایی، درج کرده است. آنچه آقایان محمود احمدی نژاد، حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری انجام دادند، در سه ماه گذشته مفصل بحث شده است (2). اما، شش سال پیش در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، این قلم نوشتاری را تحت عنوان "چرا روحانيت به آقای رحيم مشايی حمله می کند،" منتشر کرد که در زیر ملاحظه می کنید و توضیح پایه ای کشاکش کنونی آقای احمدی نژاد با روحانیت است، چرا که دیگر روحانیت پس از عملکرد آقای احمدی نژاد در انتخابات اخیر، تفاوتی بین آقای محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی قائل نیست. در سالهای نخستین انقلاب حتی اگر آیت الله منتظری از جانشینی ولی فقیه حذف نشده بود، سرنوشت دکتر حسن آیت همان می بود که می دانیم، چون روحانیت ایران با طرح او برای خود روحانیت مشکل داشت، و دقیقاً طرح امروز آقایان محمود احمدی نژاد، حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی برای روحانیت، که متأسفانه در اپوزیسیون ایران درست درک نشده (3)، همینگونه است. لطفاً خودتان سطور زیر را دقیق مطالعه کنید و قضاوت کنید:

 

چرا روحانيت به آقای رحيم مشايی حمله می کند؟

 

حمله روحانيون ايران به اسفنديار رحيم مشايی موضوع تازه ای نيست و زمانيکه آقای احمدی نژاد محبوب روحانيت بود نيز حمله روحانيون به آقای رحيم مشايی بارها به بهانه های مختلف نظير موردی که آقای رحيم مشايی از اصطلاح مردم اسراييل استفاده کرده بود، رخ داد. دانش اينجانب در مورد عملکرد سياسی اسفنديار رحيم مشايی بسيار کم است و اميدوارم نويسندگانی که مطلع هستند در اين مورد بيشتر توضيح دهند. تا آنجا که می دانم آقای رحيم مشايی گرچه اهل رامسر مازندران هستند اما اساساً در گذشته در بخش اطلاعات سپاه پاسداران در منطقه کردستان از مقامات عاليرتبه بوده اند و بسياری از سازمانهای سياسی کرد ايشان را در ارتباط با سرکوبهای جنبش های مردمی در آن منطقه مقصر می شناسند. شايد برداشتم، هم از عملکرد آقای رحیم مشايی و هم از ارزيابی سازمانهای سياسی کرد در مورد ايشان، غلط باشد ولی اين تا حدی است که اينجانب از دليل مخالفت شديد نيروهای اپوزيسيون سکولار ايران با ايشان فهميده ام. اگر درست نيست اميدوارم نوشته های کسانيکه مطلع تر هستند، موضوع را روشن کند. اما اين نوشتار در مورد بحث ديگری است.

 

علت حمله روحانيون به آقای رحیم مشايی بسيار مشابه دليل حمله روحانيون به دکتر حسن آيت در سالهای نخستين انقلاب است و بالاخره نيز آقای آيت در همان سالها ترور شد. آقای حسن آيت کسی بود که برای جمهوری اسلامی طرح عملی مشخص داشت و حتی برای بعد از آيت الله خمينی، نحوه جانشينی آيت الله منتظری را نيز برنامه ريزی کرده بود. آن روزها مخالفت با جانشينی آيت الله حسينعلی منتظری در ميان روحانيت حاکم مطرح نبود و آيت الله منتظری مورد حمايت شخص آيت الله خمينی بود. اما مخالفت روحانيون با دکتر حسن آيت به روشنی مطرح بود گرچه دکتر حسن آيت همواره از طرفداران جمهوری اسلامی و ولايت فقيه بود و اين حقيقت ممکن است مايه تعجب شود. با اينکه دکتر حسن آيت طرفدار سيستم جمهوری اسلامی بود اما از نظر او نه تنها مقام ولی فقيه مقامی تشريفاتی، نظير اسقف کانتربری بود بلکه برای آقای آيت نقش روحانيت نيز چنين درک می شد. به عبارت ديگر تشريفاتی بودن در ديدگاه او نه محدود به ولی فقيه، بلکه طرحی برای کل روحانيت بود.  فرمول آقای آيت که قبول حکومت مذهبی بود هم برای روحانيون ضد سکولار و هم روحانيون موافق با سکولاريسم مورد مخالفت بود چرا که طبق طرح وی روحانيون به نقشی تشريفاتی تنزل مييافتند به رغم آنکه وی، هم حکومت جمهوری اسلامی را قبول داشت، و هم مقام ولی فقيه را لازم می دانست. جالب است در اينجا بطور حاشيه ای ذکر کنم که برای بخشی از روحانيت ايران، سکولاريسم نه تنها قابل قبول بوده بلکه منافع خود را در آن ديده اند، چون به اينطريق مذهب و دولت از هم جدا خواهند بود و روحانيون ميتوانند در نقش مذهبی خود دوچندان فعال شوند.

 

در جوامع اسلامی، شايد روحانيون اهل تسنن کمتر از روحانيون شيعه علاقمند به داشتن نقش فعال باشند. همچنين در مقايسه بين اسلام و مسيحيت نيز شايد امروز روحانيون مسيحی بيشتر متمايل به نقش تشريفاتی باشند، اما حتی در ميان مسيحيان نيز گروه های بشارتی تا به امروز بسيار فعال هستند. روحانيت شيعه نيز هنوز بسيار فعال است و حتی بيرون از ايران فراسوی عراق و لبنان خواستار گسترش شعاع نفوذ خود است. مراجع تقليد شيعه ايران بطور فعال در شيخ نشين های خليج فارس مقلد کسب می کنند. شايد دليل اصلی کشمکش های روحانيت شيعه با بهائيان و مسيحيان بشارتی نيز از همين منظر قابل توضيح باشد که هر دو مذهبی فعال هستند همانگونه که مثلاً مسيحيت در زمان کشف قاره آمريکا اساساً مذهبی فعال بود.

 

به هرحال روحانيت شيعه در ايران، چه حکومت، مذهبی، و چه سکولار باشد، نميخواهد نقش تشريفاتی و غيرفعال را برای خود بپذيرد، و دقيقاً علت حمله روحانيون به شخصی نظير دکتر حسن آيت در سالهای اول انقلاب همين امر بود وگرنه همانگونه که اشاره شد دکتر حسن آیت، هم با جمهوری اسلامی موافق بود، و هم با ولايت فقيه.

 

دکتر حسن آيت از پيشينه حزب زحمتکشان مظفر بقايی بود که از خمينی و انقلاب 57 دفاع کردند و پيشتر نيز در زمان مصدق، عليه مصدق موضع گرفتند و در زمان کودتای 28 مرداد با آيت الله کاشانی همراهی کردند. با همه اين احوال ديدگاهشان از روحانيت اين بود که روحانيون نقشی تشريفاتی داشته باشند و در ساختار نظام، دولت مذهبی باشد و در دست روحانيون، اما در عمل کسانی نظير آقای آيت آن را بگردانند. روحانيت شيعه نيز زير بار چنين برنامه ای نرفته و امروز نيز نخواهد رفت. روحانيت شيعه هنوز تشکيلاتی بسيار فعال در ايران است که در آرزوی فتح خاورميانه است يعنی بعد از عراق و لبنان، اميد به بسط قدرت روحانيون شيعه در بحرين و سعودی و کشورهای ديگر دارد. آنچه دکتر آيت پيشنهاد ميکرد در تصور خود وی ايده آل جمهوری اسلامی و روحانيون و ولی فقيه ميتوانست باشد چرا که به خيال او روحانيت شيعه در ايران نظير اسقفهای کليسای کانتربری انگليس تصور می شدند که نقشی کاملاً تشريفاتی دارند اما در صدر جامعه نشسته اند. در حالیکه در واقعيت، از نظر روحانيون شيعه در ايران پيشنهاد دکتر آيت حتی از پيشنهاد شاپور بختيار نيز که ميخواست قم را به واتيکان روحانيت شيعه تبديل کند، بدتر بود.

 

اسفنديار رحيم مشايی در نگاه روحانيت شيعه ايران، نظير دکتر حسن آيت نگريسته می شود، گويی روحانيون ايران، چه آنها که مخالف سکولاريسم هستند چه آنها که موافق سکولاريسم، چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، با ايشان مسأله دارند و مسأله شان نيز به معضل نيروهای سياسی اپوزيسيون سکولار ايران با ايشان که در رابطه با نقش وی در ارگان های اطلاعاتی و سرکوب است، ارتباطی ندارد. مسأله همه روحانيونی که به آقای رحيم مشايی حمله ميکنند، شبيه مسأله ای است که روحانيت با دکتر حسن آيت داشت؛ به عبارت ديگر روحانيون شيعه دوست ندارند نقشی تشريفاتی را در جامعه ايران بپذيرند و فکر می کنند آقای رحيم مشايی ميخواهد آنها را خانه نشين کند. از ديدگاه آقای رحيم مشايی ايشان دارند نقش سروری به روحانيون ميدهند، و آنها بايد ممنون دار باشند که ديگران دولت را بگردانند و روحانيون نظير اسقف های بريتانيا بدون زحمت در ناز و نعمت زندگی کنند. اما بنظر نميرسد روحانيت شيعه در ايران هنوز آماده چنين نقش تشريفاتی را داشته باشد. حتی خود ولی فقيه، چه در زمان آيت الله خمينی و چه در زمان آيت الله خامنه ای تا به امروز، بطور فعال در همه عرصه های سياسی حضور داشته است، و عملکردش هيچ شباهتی به پادشاه مشروطه در انگليس يا به استف کانتربری ندارد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

بیست و یکم تیر ماه 1396
July 12, 2017

*نوشتار "چرا روحانيت به آقای رحيم مشايی حمله می کند؟" نخستین بار شش سال پیش در هفدهم ارديبهشت ماه 1390 برابر با هفتم ماه مه 2011 منتشر شده است.

 

پانویس:

 

1. متن کامل نامه 20 تیرماه 1396 محمود احمدی نژاد از وبسایت رسمی محمود احمدی ن

 محمود احمدی نژاد: بازداشت غیرقانونی آقای حمید بقایی یک ظلم بزرگ است و باید به فوریت خاتمه یابد

http://goo.gl/zkkCBR

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیه والنّصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

ملت شریف و بزرگوار ایران
سلام و درود خداوند بر شما و همه موحدان و مومنان و آزادی خواهان و عدالت طلبان جهان . با آرزوی سلامتی و عزت و موفقیت روزافزون برای همگان در موضوع بازداشت ناگهانی و مجدد و بلاوجه برادر عزیزم آقای حمید بقایی یکی از خادمان راستین ملت ایران مطالبی را به استحضار می رسانم ؛

الف چند نکته کلی:
۱- در فرهنگ دینی ما حکومت فی نفسه فاقد ارزش و اعتبار است مگر آنکه در خدمت احقاق حق و اجرای عدالت و جلوگیری از ظلم باشد چراکه در غیر این صورت از آب بینی بز مریض بی ارزش تر است.
۲- اینجانب و دوستانم با همه وجود معتقد به آرمانهای انقلاب و کشور عزیزمان بوده و همه زندگی و موجودیت خود را برای خدمت به ملت و ارزش های الهی و انسانی وقف کرده ایم. ما به هیچ جناح قدرت و ثروت و دسته سیاسی وابستگی و دلبستگی نداشته و نداریم و تنها تعهد ما به مردم و انقلاب است.
۳- اعتراض به ظلم ، اعلام ظلم و تظلم علاوه بر اینکه حق قانونی و شرعی و انسانی هر فرد است، نه تنها موجب تضعیف نهادها نمی شود بلکه موجب تقویت آنها است چرا که ظلم مهمترین عامل در تضعیف و اضمحلال یک مجموعه و حکومت ها است.
مدعیان دلسوزی به جای اینکه مانع از اعتراض به ظلم شوند باید مانع از وقوع ظلم شوند.
۴- بنده و دوستانم اصولا با هر عمل خلاف شرعی مخالفیم و اگر حرفی می زنیم برای اصلاح وضع است و این حق طبیعی و قانونی هر شهروند است.
۵- برخی می گویند نباید علنی انتقاد کرد که موجب تضعیف است و باید موارد را به طور خصوصی به مقام معظم رهبری منتقل کرد. اما مگر همه مردم به ایشان دسترسی دارند و آیا می شود مسئولیت نظارت عمومی که وظیفه همگانی است و در اصل هشتم قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است را به دوش ایشان نهاد و دیگران را از مسئولیت هایشان مبری کرد. در حالیکه ایشان بارها اعلام کرده اند که طبق قانون اساسی عزل و نصب برخی مسئولین به عهده ایشان است و ایشان در قبال عملکرد نهادهای مربوطه مسئولیتی ندارند.
البته اینجانب مجدداً نامه ای در همین ارتباط برای ایشان ارسال داشته ام.
۶- قوه قضاییه نباید مدعی باشد که فاقد اشکال است و از هر نوع انتقاد و اعتراض مصونیت دارد. نباید هر نوع نقد و اعتراض را به منزله ضدیت فرض کرده و با آن برخورد نماید. رییس قوه قضاییه و همکاران ایشان معصوم و مصون از خطا نیستند.
۷- در دستگاه قضایی کارکنان و قضات شجاع و شریف فراوان هستند و نقدها به معنی نادیده گرفتن حضور موثر و خدمات ارزشمند آنان نیست.
۸- مجدداً شهادت می دهم که برادر عزیزم آقای حمید بقایی فردی مومن ، انقلابی و فداکار و پاک‌دست و خدوم و باورمند به ارزش های الهی و انسانی و مردی کاردان و مردمی است.

ب چنداصل از قانون اساسی:
اصل سی و هفتم :
اصل‌، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم‌شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل سی و دوم :
هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم وترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت‌، موضوع اتهام‌باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثرظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع‌صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه‌، در اسرع وقت فراهم‌گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
اصل سی و نهم :
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون‌دستگیر، بازداشت‌، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات‌است‌.
اصل سی و هشتم :
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع‌ممنوع است‌، اجبار شخص به شهادت‌، اقرار یا سوگند مجاز نیست‌و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است‌.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
اصل سی و پنجم :
در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خودوکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشندباید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل بیستم :
همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون‌قرار دارند و از همه حقوق انسانی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی وفرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

ج گزارش یک ظلم بزرگ :
صبح روز ۱۸/۳/۱۳۹۴ با شکایت دولت آقای روحانی ، آقای حمید بقایی معاون رییس دولت دهم از درب منزل مسکونی ، دستگیر و بخشی از اموال ایشان ضبط و بخشی از منزل پلمپ شد و همان روز سخنگوی قوه قضاییه با اعلام این خبر اتهامات ایشان را متعدد و از جمله اتهام مالی عنوان کرد.
بلافاصله رسانه های جمعی از جمله صدا و سیما با نشان دادن تصویر و اعلام نام تمام این خبر را منتشر و هرکدام اتهاماتی را به ایشان منتسب کردند.
برخی مسئولین قضایی و تحلیلگران این اقدام را نشانه شجاعت و استقلال دستگاه قضا و برخورد با دانه درشت ها اعلام کردند.
جناح های سیاسی نیز با جشن و پایکوبی از این دستگیری استقبال و هرکدام فهرستی از تهمت ها و افترائات را نثار آقای بقایی و اینجانب و دولت های مظلوم نهم و دهم نمودند و مسئولین قوه قضاییه در برابر این اقدامات خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف قانون سکوت کردند.
اتهام آقای بقایی اجرای مصوبه دولت در تخصیص مجموعاً سیصد میلیون تومان پاداش پایان دوره و پس از ۸ سال تلاش بی وقفه و شبانه روزی به هجده نفر از اعضاء دولت بوده است که تمام نهادهای قانونی نظارتی عدم مغایرت آن با قانون را رسماً اعلام کرده اند.
در طول هفت و نیم ماه زندان انفرادی که پنج ماه آن در اختیار وزارت اطلاعات بوده است بارها مورد بازجویی قرار گرفت و مواردی غیر مرتبط با اتهامات از او سوال و خواسته شده است که علیه همکاران خودش اتهاماتی وارد نماید و آزادی او را منوط به پذیرش این امر خلاف قانون و خلاف اخلاق کرده اند که این خود داستان دیگری است. آقای بقایی پس از آزادی بارها خواسته است که مشروح بازجویی ها جهت اطلاع مردم منتشر شود .
در طول بازداشت بازپرس پرونده بارها از دولت و دیگران خواسته است که هر مدرکی می توانند علیه آقای بقایی تهیه و ارائه نمایند. حتی گروهی کارشناس استخدام کردند و از بیت المال هزینه نمودند تا تمام اسناد ریاست جمهوری بررسی و مدارکی علیه ایشان جمع آوری و ارائه شود. به تعبیری تمام اسناد نهاد و زندگی ایشان را شخم زدند ولی همانگونه که از قبل معلوم بود به دلیل پاکی ایشان موردی یافت نشد.
در طول ۵۶ روز اول اجازه ملاقات با وکیل را نداشت و وقتی وکیل این موضوع را رسانه ای کرد ، به اتهام اعلام محتوای پرونده ، پرونده ای برای او تشکیل و به نه ماه زندان محکوم شد. اگر کارشناسان حقوقی و قضایی در سراسر جهان این اقدام را با آنچه در کشورهای مختلف جهان جاری است مقایسه نمایند چه سیمایی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در دیدگاه مردم شکل خواهد گرفت.
در طول ۵/۷ ماه حتی اجازه خرید غذا از بیرون به ایشان نداده اند در حالیکه می دانستند ایشان ناراحتی گوارشی دارد. حدود ۵ ماه که در اختیار وزارت اطلاعات بوده آفتاب ندیده است.
بازپرس مربوطه بارها و حتی در حضور وکلای پرونده به جای رسیدگی عادلانه و قانونی ایشان را تهدید کرده و بر خلاف همه قوانین ، بازداشت انحصاری یک ماهه را هفت بار تمدید کرده است. پوشاندن لباس زندانی و آوردن به دادسرا بدون جوراب و با دمپایی بخشی از بی احترامی ها بوده است. شرح تخلفات بازپرس از قوانین جاری و عدم پایبندی به مقررات مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.
در دوره بازداشت ایشان حدود دو سال قبل- چندین بار باذکر دلیل و مستندات درباره تخلفات و اصرار مسئولین قضایی به بازداشت و محکوم کردن آقای بقایی و هتک حرمت ایشان در افکار عمومی با مقام معظم رهبری مکاتبه و شرایط به اطلاع ایشان رسیده و درخواست آزادی آقای بقایی مطرح گردید.
ایشان نیز با ملاحظه انحراف روند رسیدگی از مسیر قانونی دستور نقض قرار بازداشت را صادر کردند.
بازپرس اصرار داشت که بدون هیچ دلیل و سندی قرار وثیقه ای چند میلیاردی صادر نماید که با مخالفت آقای بقایی مواجه شد و نهایتاً قرار کفالت صادر و ایشان پس از ۲۲۵ روز بازداشت از زندان انفرادی آزاد شد.
در دوره بازداشت آقای بقایی اینجانب از معاون اول رییس جمهور فعلی به خاطر دوازده فقره افترا و تهمت به دولت قبل شکایت کرده و صدها برگ از اسناد و اطلاعات موجود و آشکار در دولت فعلی را به عنوان سند بر رد اتهامات به دستگاه قضایی ارائه دادم.
شکایت اینجانب به همان بازپرس آقای بقایی ارجاع شد . این بازپرس بدون کوچک ترین رسیدگی یا سوال از اینجانب یا وکیل اینجانب و یا از طرف شکایت و یا وکیل طرف شکایت و یا حتی یک استعلام از دستگاه های ذیربط در مورد صحت اسناد تحویلی ، شکایت اینجانب را رد کرد.
اما پس از یک سال و نیم مجدداً در صبح روز ۱۸/۴/۱۳۹۶ مامورین دادستانی با حکم جلب آقای بقایی به درب منزل ایشان مراجعه و ایشان را نزد بازپرس برده اند.
آقای بازپرس بدون طرح هیچ مطلب جدیدی و صرفاً با تکرار برخی سوالاتی که قبلا بارها پرسیده شده و جواب داده شده بود با این ادعا که اطمینان ندارد در وقت احضار برای ادامه دادرسی ، آقای بقایی مراجعه نماید و یا اینکه احضاریه فرستاده و مامور مربوطه خانه آقای بقایی را شناسایی نکرده است، قرار کفالت را به وثیقه پنجاه میلیارد تومانی تبدیل و ایشان را روانه زندان کرده است. وثیقه اولیه ۳ میلیارد تومان بوده که آقای بقایی آن را نیز نپذیرفته بود. وکیل آقای بقایی به عنوان اعتراض ذیل قرار نوشته است که ؛ آدرس آقای بقایی همانجا است که مامورین شما دو بار او را دستگیر کرده اند و به علاوه بخشی از منزل ایشان را برای ماه ها پلمپ نموده اند. ضمناً ایشان دو نفر کفیل و دو نفر وکیل دارد که می توانستید با آنها مکاتبه نمایید.

د- چند سوال مهم :
۱- در فاصله ۵/۱ سال چه اتفاقی جز ثبت نام آقای بقایی و اینجانب در انتخابات ریاست جمهوری روی داده است؟
۲- بازپرس تا چه مدت برای تحقیقات زمان لازم دارد ، آیا ۵/۷ ماه بازداشت انفرادی و ۵/۱ سال پس از آن برای تحقیقات کافی نبوده است؟ در حالیکه طبق قانون باید اول تحقیق شود و سپس بر پایه مستندات کافی جلب یا احضار و غیره صورت گیرد.
۳- آیا باید طوری عمل شود که امید به احقاق حق مردم توسط دستگاه قضایی جای خود را به تلاش و جستجو برای یافتن مرجعی جهت رهایی از اجحافات برخی عناصر دستگاه قضایی دهد؟
۴- اینجانب و همکارانم چه گناهی مرتکب شده ایم که ظاهراً حیثیت و زندگی و مال ما هدر است. آیا ما هیچ حقوقی نداریم ؟
۵- آیا ما مرغ عروسی و عزا هستیم. هرگاه جناح های سیاسی می خواهند درگیر شوند ابتدا با ما برخورد می کنند و اگر صلح کنند باز هم با ما برخورد می کنند و اگر زورشان به دیگری نرسد باز به سراغ ما می آیند.
۶- آیا خدمت به مردم ، دفاع از حقوق ملت و منافع و استقلال و عزت ملی و تلاش برای پیشرفت کشور جرم است. آیا اینکه ثروت کشور را برای همه مردم خواسته ایم جرم نابخشودنی است؟
۷- روزی در مجلس موضوعی را مطرح کردیم و رسیدگی هم نشد ، آیا همچنان باید چوب آن را بخوریم؟
۸- طی چهار سال دولت دهم از طرف مجلس و قوه قضاییه تحت شدید ترین فشارها بودیم و بارها قیچی شدیم. اینک چهار سال است در کناریم ، چرا باید همچنان تحت فشار باشیم؟
۹- اینکه در برابر زیاده خواهی های انگلیس و آمریکا و صهیونیسم ایستادیم و ناسزا شنیدیم اما از حقوق ملت کوتاه نیامدیم و پای هیچ سندی را علیه منافع ملت امضاء نکردیم جرم نابخشودنی ماست؟

ه- اشکالات اساسی که به کار قوه قضاییه از جهت ساختاری و آیین رسیدگی وارد است که در وقت مقتضی به آن خواهم پرداخت.
اینجانب دنبال پست و مقام و ثروت نبوده و با همه وجود علاقه مند و باورمند به مبانی و ارزش های انقلاب و منافع ملی و آبروی کشور و مردم هستم.
چرا که اگر چنین نبود باید به گونه دیگری عمل می کردیم. ۱۲ سال سنگین ترین و بدترین اهانت ها را روا داشتند ولی به خاطر مردم و مصلحت کشور سکوت و تحمل کردیم . بدون هیچ استدلالی ما را رد صلاحیت و از حقوق اجتماعی محروم و دایره انتخاب مردم را محدود کردند باز هم سکوت کردیم و سالها بدون منت و شبانه روزی در خدمت کشور ، مردم و انقلاب بودیم و خواهیم بود. نباید عده ای اقلیت محض خود را صاحب و مالک و اصل انقلاب و اکثریت قاطع مردم را غریبه ، ضد و یا مخالف انقلاب بشمارند که این کار خود بدترین عمل ضد انقلابی است. انقلاب و کشور متعلق به هشتاد میلیون ایرانی است و قریب به اتفاق دلسوز کشور و انقلابند و حق دارند از کشور و انقلاب و دستاوردهای آن و حقوق مسلم خودشان دفاع کنند.
گرچه اطمینان دارم روزی به این امور رسیدگی خواهد شدو آرزو نمی کنم که مسئولین ارشد قضایی روزی به عنوان متهم گذرشان به مجموعه خودشان بیفتد و این دردها را شخصاً تجربه کنند ، اما انتظار دارم و توصیه می کنم که خارج از تشریفات مقامات و به عنوان یک فرد عادی و خریدار از بیرون به مجموعه خود نگاهی داشته باشند ، اطمینان دارم که در این صورت تصمیمات اصلاحی بزرگی به نفع مردم خواهند گرفت.
از رییس قوه قضاییه انتظار دارد که دستور دهند آقای بقایی به فوریت آزاد شود و از ادامه این ظلم بزرگ جلوگیری نمایند.
از خداوند منان برای همگان توفیق خدمت و برای ملت ایران عزت و سرفرازی مسئلت دارم.

خادم ملت ایران
محمود احمدی نژاد

20 تیرماه 1396
 

 

2. چرا محمد علی رامین به احمدی نژاد، مشایی و بقایی با عبارت "سه دلقک بهاری" توهین می کند
http://www.ghandchi.com/1377-ramin-ahmadinejad.htm 
 

3. درک غلط از جدالی که با رحيم مشائی به راه افتاده است
http://www.ghandchi.com/633-RahimMashaei.htm

 

 

مطالب مرتبط
دستگاه امنيتی رسمی و روحانيت دولتی حرکت تازه ای را آغاز کرده اند
http://www.ghandchi.com/647-StateClergy.htm

آيا تشکيلات مصباح يزدی در حال فروپاشی است؟
http://www.ghandchi.com/781-mesbahyazdi-disintegration.htm

 

سپاه پاسداران و انتخابات پیش رو
http://www.ghandchi.com/1390-sepah-pasdaran.htm

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH