Sam Ghandchiسام قندچيپاسخ کرزوایل به بحث ژنتیک و مرگ
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1421-kurzweil-genetics.htm
Ray Kurzweil's Response to Genetics and Death Topic
http://www.ghandchi.com/1421-kurzweil-genetics-english.htm

 

روز گذشته مقاله ای تحت عنوان "ژنتیک نمی تواند به مرگ پایان دهد" منتشر شد (1). ری کرزوایل امروز پاسخ زیر را که در اینجا با اجازه او منتشر می شود، ارسال کرد. لطفاً توجه کنید که پاسخ دانشمند جوانی که نویسنده دوم مقاله روز گذشته است، به این نقد، در پایین مطلب، اضافه شده است.

 

----------------------------------------------------------------

 

رِی کرزوایل، دوشنبه هشتم ماه مه 2017، ساعت 11:16 صبح در شرق آمریکا

"سام، شما از درک منسوخ ژنتیک استفاده می کنید. اصطلاح وسیعتر بیوتکنولوژی است و متدولوژی اصلی، تغییر ژنها در آغاز حیات نیست، بلکه تجدید برنامه نویسی نرم افزار حیات است که از طریق مداخله های هدفمند، انجام می شود. بسیاری از اینگونه مداخله های هدفمند در حال حاضر تحت آزمایشهای کلینیکی، قرار دارند. آنچه امروز آب باریکه است، به سیلی در 10 سال آینده، تبدیل خواهد شد. بعنوان مثال، تجدید برنامه سلولهای بنیادی بزرگسالان، برای جوان کردن قلب پس از حمله قلبی، قابل ذکر است. نیمی از کسانیکه از حمله قلبی نجات یافته اند، قلبشان صدمه دیده ، که در گذشته قابل ترمیم نبود. مثال دیگر رشد اندامها با استفاده از دی ان ای خود بیمار است که بر وضعیت بسیار دشوار محدودیتهای ارگان برای پیوند، غلبه خواهدکرد. یونایتد تراپیوتیک، که خود در هیئت امنا آن هستم، پیشتار در این عرصه است. اینکار با موفقیت بر روی حیواناتی نظیر خوک ها انجام شده و بزودی در اختیار انسانی در نزدیکی شما، قرار خواهد داشت. مثال دیگر تجدید برنامه سیستم دفاعی بدن است که سرطان را هدف می گیرد که بطور عادی چنین کاری را نمی کند. ما در حال بهبود مردمی هستیم که در مرحله چهارم سرطان قرار دارند و این تازه اول کار است. بهداشت و پزشکی اکنون تکنولوژی اطلاعات است به این معنی که ما پروسه های اطلاعاتی زیر ساخت بیولوژی را تجدید برنامه می کنیم. بنابراین، این توسعه، تصاعدی خواهد بود. ده سال بعد، بهداشت و درمان، به بیولوژی تغییر ماهیت خواهد داد. شما درست می گویید که مداخله های غیربیولوژیک، بویژه ننوباتهای پزشکی، بعداً خواهند آمد، حدود سالهای 2030. و آن است که کار را تمام خواهد کرد. با بهترنیها، رِی."

 

پاسخ نویسنده دوم مقاله، هشتم ماه مه 2017، ساعت  11:37 صبح در شرق آمریکا

دقیقاً همین تجدید برنامه است که عوارض جانبی نظیر سرطان را باعث می شود..و تجدید برنامه بر ژنتیک متکی است، که آن هم، به دلیل مبنای شیمیایی خود، تبعات تنظیمی بغرنجی را دامن میزند، و در نتیجه نمی توان برای همه عوارض جانبی، محاسبه کرد

 

رِی کرزوایل، دوشنبه هشتم ماه مه 2017، ساعت 11:44 صبح در شرق آمریکا

با کامنتهای نویسنده دوم موافق نیستم. هیچیک از مثالهایی که ذکر شد باعث سرطان نمی شود یا عوارض جانبی منفی به بار نمی آورد. آنها بسیاری از معضلاتی که مدتهاست مطرح هستند را از میان بر می دارند. ژنها ردیفهایی از اطلاعات هستند. ما بعنوان مثال می توانیم با استفاده از دیپ لرنینگ محاسبه کنیم که چگونه تغییرات در اطلاعات ژنی را برای مداخله های هدفمند مشخص، به انجام رسانیم.

 

----------------------------------------------------------------

 

با تشکر صمیمانه از  رِی کرزوایل که افتخار دادند و در مورد این مطلب پاسخ فرستادند، و به این قلم اجازه دادند که منتشر کنم.

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com
هجدهم اردیبهشت ماه 1396
May 8, 2017
*برای این مقاله به دانشمند جوانی مدیونم که به حق نویسنده اصلی این نوشته است، اما نمی خواهد که نام او ذکر شود

 

پانویس:

 

1. ژنتیک نمی تواند به مرگ پایان دهد
http://www.ghandchi.com/1420-genetics-death.htm

سه روز پیش در مقاله ای تحت عنوان "چرا آینده گرا نیستم،" گذار از دره برای آینده نگری، مورد بحث قرار گفت؛ به داستان "نیمه دوم صفحه شطرنج" ری کرزوایل اشاره شد؛ و روز گذشته رِی محبت کرد و یادآور شد که داستان او فقط در مورد قانون مور نیست، بلکه "به قانون بازگشت پرشتاب او مرتبط است و اینکه قانون مور تنها یکی از مثالهای بسیار است".  این موضوع مهمی است وقتی که آینده نگری در گذار از دره است، چرا که داشتن آینده معینی در نظر، و تلاش به آن سو، نتیجه اش، بسیار با آینده نگر بودن، متفاوت خواهد بود.  مثال عمده ای از اینکه اختلاف بالا نتیجه متفاوتی به بار می آورد، شکلی است که ما درباره پایان دادن به مرگ فکر می کردیم. فقط همین 10 سال پیش، در این عرصه، اساساً توجهمان به راه حل هایی بود که از تغییر ژنی و بیولوژی حاصل می شد. بعنوان مثال، در هفدهم نوامبر سال 2007، مصاحبه ای تلویزیونی داشتم با آقای احمد رضا بهارلو، در صدای آمریکا، تحت عنوان "آینده نگری و پایان مرگ،" و توضیحات کتبی مفصلی نیز به زبان فارسی، همزمان، منتشر شد. در آنزمان، معتقد بودم که مهندسی ژنتیک، نقش اصلی را، در پایان دادن به مرگ، ایفا خواهد کرد. اما دیگر آنطور فکر نمی کنم، همانطور که در کتاب تازه ای، تحت عنوان "واریانت جدید برای تأمین نیازهای بشر،" بحث شده است.  در کتاب بالا نشان داده شده که، حتی ایجاد تغییرات ژنی، بطور مصنوعی، بسیار آهسته است، و مهمتر آنکه، نتایج جانبی زیادی را، نظیر سرطان خون که مرگبار است، به بار می آورد، باعث می شود، که خود نتایج تغییرات ژنی، مرگبار تر از مشکلاتی باشند، که قرار است حل کنند؛ و شمار زیاد این نتایج فرعی نیز، بطور تصاعدی، افزایش پیدا می کند. این است که چرا اکنون فکر می کنم راه رسیدن به پایان مرگ از طریق جایگزین کردن اعضای بیولوژیک بدن انسان با راه حلهای مصنوعی است، نظیر پیس میکر. بعنوان مثال، ما هم اکنون دستگاه دیالیز کلیه داریم و می توانیم آن را مینیاتوریزه کنیم و در بدن کار گذاریم. لازم به گفتن نیست که پیشرفتهای مبنع نیروی برق برای اندامهای مصنوعی، که در حال حاضر روی آن کار می شود، به اندازه طراحی عملکرد سیستم، اهمیت دارد. مطمئناً چنین راهکارهایی بر پیوند کلیه که انسان سالمی را ناقص می کند، ارجحیت دارد.  شاید جایگزینی مغز، بطور مصنوعی، آخرین قسمت معما خواهد بود. دانلود مغز آسان نیست، همانطور که مهندسی معکوس مغز توسط ری کرزوایل نشان داده، اما غیر ممکن نیست، بشریت راهی طولانی را در این عرصه طی کرده است، از زمانی که کتابت تنها راه برای دانلود افکار ما بود، که در کنار انتقال اطلاعات به نسلهای بعدی، از طریق شفاهی، به کار گرفته می شد. بعدها، صفحه گرامافون، تکنولوژی عکاسی، و سپس، دیسکهای مغناطیسی، و لیزری، اس اس دی، کلاود و امثالهم را بعنوان تکنولوژی های دانلود و ذخیره اطلاعات، خلق کرده ایم و با افزایش سرعت سی پی اس در پردازش کننده های کامپیوتری (سی پی یو و جی پی یو) که به سرعت پروسه کردن اطلاعات در مغز بشر نزدیک می شوند، امکانات تازه ای برای دانلود و ذخیره اطلاعات بوجود می آید.
Genetics Cannot End Death
http://www.ghandchi.com/1420-genetics-death-english.htm

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH