Sam Ghandchiسام قندچيآیا گروه های مارکسیست لنینیست مصداق سکولار دموکراسی هستند
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1342-marxist-leninists.htm

 

روز گذشته مطلبی در مورد مشکل رهبری سکولار دموکراتها در ایران منتشر شد (1) که در ادامه مقاله ای بود درباره نیاز به رهبران و کادرهای حرفه ای برای موفقیت احزاب (2). این بحث، طرح سؤالی را به دنبال داشت که آیا گروه های مارکسیست - لنینیست هم مصداق سکولار دموکراسی هستند و اینکه کلاً سکولار دموکراسی چگونه تعریف می شود. از سؤال دوم شروع کنیم، تا آنجا که به تعریف سکولار دموکراسی مربوط است، در نوشتاری تحت عنوان "سکولاریسم چیست،" با تأکید بر انقلاب 1775 آمریکا، گفتمان سکولاریسم مفصل توضیح داده شده (3)، اما لازم به یادآوری است که در تاریخ معاصر، بشریت با تجربه دو رژیم سکولار توتالیتر در آلمان فاشیستی و شوروی کمونیستی مواجه شد، و در نتیجه دیگر سکولاریسم تنها با نوع دموکراتیک خود شناخته نشده و اصطلاح سکولار دموکراسی یا دموکراسی سکولار، بیان مقصود است (4). به موضوع تجربه تاریخی شکست سکولاریسم در عرصه دموکراسی در نیمی از جهان، در نوشتاری مفصل، پرداخته شده است (5).

 

اما پاسخ به سؤال اول. آیا احزاب مارکسیست لنینیست هم مصداق سکولار دموکراسی هستند؟ خیر. در واقع مارکسیسم در اروپا ادامه سنت سکولار بودو سنت سکولار هم با آغاز جدایی حکومت و مذهب در پایان قرون وسطی نشو و نما یافت. عبارت معروف رنه دکارت که می گوید "میاندیشم پس هستم" که در نوشتار مورد اشاره در بالا و همچنین در نوشتار دیگری مفصل بحث شده (6)، بهترین بیان سکولار دموکراسی است وقتی دکارت خودِ اندیشیدن را، هستی بخش می داند (7). اما متأسفانه مارکس در "نقد فلسفه حق هگل" از دموکراسی در سنت سکولار اروپا دور شد هنگامیکه دولت مدرن را جدا از آنکه در عرصه سیاسی، دموکراتیک یا دیکتاتوری باشد، به دلیل اقتصادی، دیکتاتوری بورژوایی خواند و در نتیجه برای سوسیالیسم هم، دیکتاتوری پرولتاریا را تجویز کرد که حتی در سالهای پایان زندگی اش نیز، در نقد برنامه گوتا به روشنی مطرح شده است و این دیدگاه در انقلابات مختلف قرون 19 و 20 از جمله انقلاب ایران اثر شوم خود را بر جای گذاشته است (8). باید یادآور شد که رهبران سوسیال دموکراسی اروپا از جمله کارل کائوتسکی از همان ابتدای تشکیل حزب سوسیال دموکرات آلمان، به رغم شرکت فعال فردریک انگلس در پروسه شکل گیری آن حزب هرچند از راه دور، از دیدگاه دیکتاتوری پرولتاریا فاصله گرفتند و حتی بقول لنین، برنشتاین و کائوتسکی نوشتار نقد برنامه گوتای مارکس و انگلس را مخفی کردند. تا آنجا که به پلاتفرم حزبی مربوط می شود، اختلاف لنین و کائوتسکی دقیقاً بر سر دموکراسی است که حتی تا به امروز هم پلاتفرم حزبی در احزابی نظیر حزب دموکرات آمریکا، برعکس احزاب کمونیست، برای اعضا الزام آور نیست هر چند مفاد آن برای نمایندگان مشخص حزب در کنگره آمریکا می تواند با رأی اعضا حزب در صورت نیاز، الزام آور شود (9). در نتیجه از این نظر سوسیال دموکراسی اروپا تا حدی به سکولار دموکراسی نزدیک بوده است، اما آنها نیز در عرصه اقتصادی بسیار دولت گرا عمل کرده و می کنند (10).  بطور خلاصه آشکار است که احزاب مارکسیست لنینیست مطمئناً مصداق سکولار دموکراسی نیستند و بحثهای بیفایده درباره نئولیبرالیسم و چپ نو ما را به سکولار دموکراسی نمیرساند (11).

 

آنچه در مورد جریان مارکسیستی بسیار ساده می توان دید عدم اعتماد به اندیشیدن فرد است و حتی لنین مشخصاً می گوید آگاهی طبقاتی در کتابهای مارکس و انگلس که خود از طبقات دیگر برخاسته اما منافع طبقه کارگر را در نظر داشتند، تدوین شده و باید آن اندیشه ها از طریق حزب کمونیست از بیرون به طبقه کارگر منتقل شود، همانگونه که مذاهب ابراهیمی می گویند حرف خدا در کتب مقدس است که از طریق پیامبران به زمین آورده شده و قرار است از طریق کنیسه یا کلیسا یا مسجد به مردم منتقل شود. این دیدگاه در کارهای مارکس نیز از همان اول کار در کتاب "خانواده مقدس" به روشنی مطرح شده است. البته تا آنجا که اینها اعتقادات خصوصی مردم است آنقدر مسأله ساز نیست، اما وقتی اینگونه مذاهب یا ایدئولوژی ها قدرت سیاسی را تصرف کنند، دیگر دموکراسی است که فدا می شود حتی اگر رژیمی سکولار باشد، همانگونه که در تجربه آلمان هیتلری یا شوروی استالینی، زمانی که نیرویی با چنین ایدئولوژی ها، قدرت را قبظه کرد و چنان فجایع تاریخی دیکتاتوری را برای بشریت رقم زد.

 

تا آنجا که به بحث اندیشیدن و خود آگاهی مربوط است، این بزرگترین ویژگی بشر است. البته توان خودآگاهی در میمونهای راسوس هم اثبات شده است که در آیینه خود را می شناسند.  در کشورهای اروپایی و آمریکا با رشد سکولار دموکراسی، این توان خودآگاهی و مستقل اندیشی در میان مردم نشو و نمای بیشتری یافته و حتی وقتی مردم، مذهبی هستند، اعتقاداتشان بصورت اندیشه مستقل فردی و قابل تغییر نگریسته می شود، و نه آنکه بمثابه گوسفندی در نظر گرفته شوند که شبان برایشان تصمیم می گیرد، هرچند هنوز در کلیساهای مسیحی، از این اصطلاح گوسفند و شبان برای رابطه پیروان مسیحیت و عیسی، استفاده می شود. قابل توجه است، اسلامگرایان که بر خروج از دین بعنوان ارتداد تأکید می ورزند و چنین عملی را مستوجب قتل می دانند، دقیقاً به همین سبب با پیروان مذاهب در غرب سکولار نمی توانند کنار بیایند (12). به هر حال گفتمان خودآگاهی بشر که در مهد سکولار دموکراسی در اروپا و آمریکا بسیار رشد کرده است، در مرحله بعدی خود پس از نقطه انفصالی موضوعی است که در نوشتاری که لینک آن در پانویس آمده، دنبال شده و کاری پژوهشی و در حال انجام است (13).

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com

بیستم اسفند ماه 1395
March 10, 2017

پانویس:

 

1. مشکل رهبری سکولار دموکراتها
http://www.ghandchi.com/1341-moshkele-rahbarie.htm

 

2. نیاز به رهبران و کادرهای حرفه ای برای موفقیت احزاب
http://www.ghandchi.com/1311-tashkilaate-hezbi.htm

 

3. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm
What is Secularism
http://www.ghandchi.com/302-SecularismEng.htm

 

4. آيا پسوند سکولار نظير پسوند اسلامی است؟
http://www.ghandchi.com/762-secular-suffix.htm

 

5. چرا سکولاریسم در نیمی از جهان شکست خورد
http://www.ghandchi.com/639-WhySecularismFailed.htm
Why Secularism Failed in Half of the World
http://www.ghandchi.com/639-WhySecularismFailedEng.htm

 

6. بیدار اندیشی و روشن بینی
http://www.ghandchi.com/449-Enlightenment.htm
Wakefulness and Enlightenment
http://www.ghandchi.com/449-EnlightenmentEng.htm

 

7. دکارت و لائیکات (مردم عادی غیر روحانی یا غیرمتخصص)
http://www.ghandchi.com/397-Descartes.htm
Descartes and Laity
http://www.ghandchi.com/397-DescartesEng.htm

 

8. کن فیکون مارکسیستی سال 57 در ایران
http://www.ghandchi.com/1303-kon-faya-kun.htm

 

9. پلاتفرم حزب آینده نگر الزام آور نیست
http://www.ghandchi.com/1173-platform-not-binding.htm

 

10. آیا سوسیالیسم عادلانه تر است؟
http://www.ghandchi.com/303-Socialism.htm
Is Socialism More Just
http://www.ghandchi.com/303-SocialismEng.htm

برای ایران، سوسیال دموکراسی مثل لنینیسم
http://www.ghandchi.com/486-SocialDemocracy.htm

 

11. بحثهای بیفایده درباره نئولیبرالیسم و چپ نو
http://www.ghandchi.com/1294-neoliberalism-chapeno.htm

 

12. چرا اسلامگرائی میکشد؟- ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills.htm 
Why Islamism Kills?- Second Edition
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills-english.htm

 

13. لطفاً پس از کلیک روی لینک زیر، اسکرول کنید و مقاله دومی را که پایین گفتگو درج شده، دقیقاً مطالعه کنید

گفتگویی با ری کرزوایل در مورد خودآگاهی
http://www.ghandchi.com/708-SelfConsciousness.htm
A Conversation with Ray Kurzweil about SelfConsciousness
http://www.ghandchi.com/699-SelfConsciousnessEng.htm
 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

SEARCH